۱۳ / مهر / ۱۴۰۵ - 05 October 2026
۱۴:۳۶
کد خبر : 9789431
۱۰:۰۸

۱۴۰۵/۰۷/۱۳

پدری که با وجود غیبت، در خانه زنده ماند؛ روایت خانواده شهید بهنام رضایی از مهربانی در دلِ اقتدار

شهدا
او قهرمان دریاها بود، اما در خانه، پناهگاهی مهربان برای دختران و همسری دلسوز برای یک زن جنوبی. خانواده‌ی دریادار شهید بهنام رضایی از مردی می‌گویند که حتی در اوج مسئولیت‌های سنگین، دغدغه‌ی ازدواج جوانان و دردِ کودکان غزه را در دل داشت و با رفتن، برکت و حضورش را در خانه جا گذاشت.

به گزارش خبری بسیج جامعه زنان کشور

بعضی آدم‌ها وقتی از دنیا می‌روند تازه باید از زبان نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌شان شناختشان از همسری که ۳۸ سال و نیم در کنارشان زندگی کرده و دختری که هنوز با گذشت ماه‌ها از شهادت پدر، نبودنش را باور نکرده است. دریادار پاسدار شهید بهنام رضایی، مردی از دیار دشتستان از همان خطه‌ای که دریا و نخل، بخشی از هویت مردمانش است و نام مردانش با خلیج فارس و غیرت جنوبی گره خورده است. هم‌استانیِ رئیسعلی دلواری، مردی از سرزمین دلیرمردانی که دریا را فقط در افق نمی‌دیدند؛ بلکه بخشی از جان و هویتشان بود. شاید بی‌دلیل نبود که مسیر زندگی شهید رضایی نیز به دریا و پاسداری از مرزهای آبی کشور گره خورد و سال‌ها در آب‌های جنوب از امنیت ایران اسلامی پاسداری کرد. او را «دلاور تنگه هرمز» نامیده‌اند! مردی که سال‌های طولانی در کنار دریا و در مسیر دفاع از امنیت کشور خدمت کرد و سرانجام در همان راه، در کنار همرزم و فرمانده‌اش دریادار شهید علیرضا تنگسیری به شهادت رسید. دو مرد از جنوب که نامشان با آب‌های خلیج فارس و دفاع از ایران پیوند خورد. اما پشت این سال‌های طولانی خدمت، مردی بود که خانواده‌اش او را نه با درجه و عنوان که با مهربانی، دستگیری از دیگران، توجه به همسر و دخترانش و دغدغه‌مندی برای جوانان و مردم به یاد می‌آورند. مردی که زندگی‌اش از همان روزهای نخست با جبهه و خدمت گره خورد تنها سه روز پس از ازدواج راهی جبهه شد و ۴۲ سال بعد همان مسیر را تا آخرین لحظه ادامه داد. حتی وقتی به جایگاهی رسید که معاون اطلاعات نیروی دریایی سپاه و سپس معاون فرمانده نیروی دریایی سپاه شد، خانواده‌اش بسیاری از ابعاد مسئولیت و فعالیت‌های او را نمی‌دانستند. خودش هم اهل گفتن از کارهایی که انجام می‌داد نبود. وقتی همسرش از معاون شدن او پرسید، پاسخ داد: «این درجه و سمت به خدا برایم مهم نیست؛ ان‌شاءالله که درجه نوکری من برای امام زمان(عج) باشد.» روایت خانواده شهید رضایی، روایت مردی است که بیشتر عمرش را در مأموریت و خدمت گذراند اما در خانه برای همسر و فرزندانش حضوری عمیق و ماندگار داشت. مردی دریا دل که به گفته خانواده، با وجود اقتدار، رئوف و متواضع بود و دغدغه مردم، جوانان، خانواده و حتی رنج زنان و کودکان غزه را با خود به خانه می‌آورد. او رفت، اما برای خانواده‌اش تمام نشد؛ دختر شهید می‌گوید هنوز پدرش را کنار خود احساس می‌کند در لحظه‌های سخت به او پناه می‌برد و باور دارد که پدر، همچنان حواسش به آنها هست؛ گرچه از نظرها غایب است، اما روح و برکتش در زندگی خانواده زنده است. این، روایت خانواده مردی از جنوب است که عمرش را در راه خدمت گذراند در کنار دریا ایستاد در کنار تنگسیری به شهادت رسید و سرانجام همان‌گونه که خودش می‌خواست عنوان و درجه را پشت سر گذاشت تا نامش با «نوکری» و شهادت ماندگار شود. روایت این دیدار را در ادامه می‌خوانید: به گزارش..... رویا حیدرزاده رئیس سازمان بسیج جامعه زنان به همراه جمعی از اعضای این سازمان با حضور در منزل دریادار شهید حاج بهنام رضایی یاد و خاطره این شهدا را گرامی و ادای احترام کردند. حیدرزاده در این دیدار ضمن گرامیداشت مقام شامخ شهدا ، اظهار داشت: هر زمانی که به دیدار خانواده شهدا می رویم بیشتر این نکته مهم را درک می کنیم که همسران شهدا چه نقش مهمی در همراهی شهدا در زندگی داشتند ، حفظ آرامش منزل ، رسیدگی به امور خانه و فرزندان آرامش خاطری را برای همسر به وجود می آورد که در بیرون از منزل مسئولیت های کاری خود را به بهترین نحو ارائه کند . وی گفت: هر زمان توفیق دیدار با خانواده شهدا را پیدا می کنیم اکثر همسران شهدا با لبخند و چهره با نشاط از ما استقبال می کنند به نظر پشت این لبخند دنیایی از صبر، استقامت و معنا نهفته است و قاطعانه باید گفت که همسران شهدا تمثال صبر و استقامت هستند و مسئولیت های آنها پس از شهادت همسر بیشتر نیز می شود. وی افزود: هر چه زندگینامه شهدا را می‌خوانیم و از رسم و منش آنها در طول زندگیشان مطلع میشویم به این نکته مهم می رسیم که اخلاص ، سرباز ولایت و ذوب شدن در ولایت نقطه مشترک بین شهدا است و این خصیصه ها را به صورت در سبک زندگی خود داشتند. رئیس سازمان بسیج جامعه زنان بر حفظ گنجینه خاطرات شهدا ، گفتمان و بیان آنها برای مردم خصوصا نسل جوان تاکید کرد و گفت: خانواده های شهدا به عنوان مهم ترین راویان این خاطرات همت کنند که این خاطرات را با بیان خود ماندگار کنند. در ادامه این دیدار همسر دریادار شهید بهنام رضایی که دارای دکتری علوم دفاعی از دانشگاه جامع امام حسین (ع) ، عضو‌هیئت علمی دانشگاه افسری امام حسین و معاون اطلاعات نیروی دریایی سپاه بودند به بیان ویژگی ها و خاطراتی از زندگی ۳۸ سال و نیمی که با این شهید بزرگوار داشته است اشاره کرد و گفت: ما نسبت فامیلی با هم داریم و زاده خطه جنوب ایران اسلامی از دیار دشتستان هستیم و

به قول جنوبی ها زاده دریا و نخل هستیم. زمانی که شهید خواستگاری من آمدند بنده ۱۷ ساله بودم و او ۲۱ ساله بود. وی می گوید سال اولی که در جنگ حضور پیدا کردند دقیقا ۳ روز پس از ازدواج مان بود که راهی جبهه شد و تا زمان شهادت که در جنگ رمضان رقم خورد در سپاه خدمت کرد. وی همسر شهید خود را اینگونه معرفی می کند، بسیار دست به خیر، سفره دار و دست و دلباز بود، بسیار با اقتدار بود اما با این وجود بسیار رئوف و متواضع برخورد می‌کرد ، ما ۲ دختر و ۲ پسر داریم ، با دخترا بسیار مهربان بود و یک عروس نیز داریم که خیلی به عروس ابراز محبت و احترام داشتند . همسر شهید ادامه می دهد، در طول ۳۸ سال و نیمی که با شهید زندگی کردم بیشتر اوقات منزل نبودند و بیشتر در حال خدمت و ماموریت های کاری بودند و میتونم بگم که نصف این سال ها دیدمش، بسیار اهل کار بود و کم نمی گذاشت و بعد از دهه هشتاد به خاطر مسیولیت هوایی که داشت کمتر کنار ما بود .۴۲ سال خدمت کرد و این اواخر می گفت خیلی خسته م اما دل اومدن بیرون از سپاه را ندارم. شهید هیچ گاه از کار خود در منزل صحبتی نمی کردند و پس از شهادت ایشان ما متوجه فعالیت های ایشان شدیم حتی زمانی که ایشان معاون شهید تنگسیری شده بودند ما برای شرکت در مراسمی در حسینیه یی رفته بودیم و آنجا یکی از دوستان به ما گفت که شهید معاون فرمانده نیروی دریایی سپاه شده است . وقتی به منزل آمدم و به او گفتم که معاون شدی در جواب م گفت این درجه و سمت بخدا برام مهم نیست انشاالله که درجه نوکری من برای امام زمان (عج) باشد و آقا مدال نوکری به من عنایت کند. زمانی که خبر شهادت ایشان را به من دادند تمام وجودم تهی شد، دنیا روی سرم خراب شد اما پس از چند دقیقه به خودم آمدم و سریع سجده شکر به جا آوردم چرا که لیاقت شهادت را داشت ، این اواخر خیلی خسته بود و به من می‌گفت انشالله تا چند روز دیگه شهید میشم و شما از دست محدودیت های کاری من راحت می شوید ، خیلی خسته بود اما باز دغدغه داشت و تا آخرین لحظه در رکاب شهید تنگسیری بود و با هم نیز شهید شدند. در ادامه یکی از دختران شهید به برخی از خصوصیات پدر اشاره کرد و گفت: توکل بر خدا را میتونم بارزترین ویژگی پدرم بیان کنم ، همواره بر این امر مهم تاکید داشتند و مدام به ما نیز گوشزد می کردند که در تمام امور زندگی خود تلاش خود را داشته باشید و توکل رو از یاد نبرید . در محیط خانه پدر بسیار مهربان و محوریت داشتند ، اهل تعریف و شوخی بود و دغدغه این را داشت که اگر در خانواده، اقوام و دوستان مشکلی وجود دارد بتواند در حل مشکل آن کمک کند، بسیار نسبت به مسائل غزه و کشتار زنان و کودکان حساس بودند و عذاب وجدان داشتند که به دلیل محدودیت ها چرا نمی تواند کاری برای آنها انجام بدهد. پدر به مسائل کشور دقت و حساسیت داشتند ، خصوصا به مسائل اجتماعی دغدغه مند بودند ، یکی از مسائلی که خیلی به آن تاکید داشتند بحث ازدواج جوانان بود و این که آسان برگزار شود تا جایی که جوانان فامیل را تشویق و ترغیب به ازدواج آسان می کردند همچنین به نیروهای خود در محیط کار نیز دقت داشتند که ازدواج کنند و تا جایی که امکان داشت و شرایط مهیا بود کمک و راهنمایی می دادند. دختر شهید ادامه داد: پدر برای جایگاه زنان خصوصا مادر در خانواده ارزش قائل بودند، همیشه روز دختر و تولد های ما را به خاطر داشتند و زمان هایی که نبودند با ما تماس میکرفتن و تبریک میگفتن و زمانی که به منزل می‌آمدم هدیه تهیه کرده بودند و به ما می دادند. پدر به مادر توجه زیادی داشتند ، با وجود اینکه بیشترین وقتشان صرف کار و مسئولیت های که داشتند می شد اما با نزدیک شدن تاریخ تولد مادرم و روز مادر و زن با ما تماس میگرفتن که چه برنامه یی برای این روز داریم. دختر شهید می گوید: پس از شهادت پدر هیچ گاه احساس نکردیم که وجود ندارد ، پدر را همیشه همراه خود می دانم ، حسش می کنم و زمانی که گره و مشکلی به کار دارم به او پناه میبرم و معجزه هایی دیدم ، پدر ما را فراموش نکرده و در کنار ما زندگی می کند و مثل همیشه حواسش به ما هست گرچه از نظر غایب هست اما روح و برکت ش در زندگی ما زنده است.

 


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید