۱۳ / مهر / ۱۴۰۵ - 05 October 2026
۰۱:۳۵
کد خبر : 9789340
۱۹:۴۵

۱۴۰۵/۰۷/۱۲
یادداشت | فرشاد عالی

۵۲ مدال؛ وقتی سرمایه انسانی از سرمایه مالی جلو می‌زند

ایران در ناگویا فقط ۵۲ مدال نگرفت. ایران نشان داد که هنوز یک ذخیره بزرگ انسانی برای ساختن آینده در اختیار دارد. مسئله امروز این نیست که از این ظرفیت تعریف کنیم؛مسئله این است که چگونه آن را به یک نظام پایدار تولید قهرمان تبدیل کنیم.

۵۲ مدال؛ وقتی سرمایه انسانی از سرمایه مالی جلو می‌زند

فرشاد عالی: ایران در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ با ۵۲ مدال، شامل ۱۹ طلا، ۱۸ نقره و ۱۵ برنز، در جایگاه ششم آسیا ایستاد. این عدد به‌تنهایی قابل توجه است؛ اما اهمیت واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که آن را در یک قاب بزرگ‌تر ببینیم: رقابت میان کشورهایی که طی سال‌های اخیر میلیاردها دلار برای ساخت اکوسیستم ورزش، خرید ستاره‌های بین‌المللی، جذب استعدادهای خارجی، میزبانی رویدادهای بزرگ و تبدیل ورزش به ابزار قدرت ملی هزینه کرده‌اند.

البته مقایسه باید دقیق باشد: عربستان، قطر، امارات و کویت در مجموع ۵۷ مدال گرفتند؛ بنابراین گزاره «ایران به‌تنهایی بیشتر از مجموع این چهار کشور مدال گرفته» دقیق نیست. اما ایران با ۵۲ مدال، تقریباً به اندازه مجموع مدال‌های این چهار کشور رسید و از نظر تعداد طلا نیز با ۱۹ طلا، فاصله معناداری با مجموع ۲۱ طلای آنها نداشت.

همین‌جا یک سؤال مهم شکل می‌گیرد: چگونه کشوری با منابع مالی بسیار محدودتر برای ورزش بین‌المللی، در شرایط دشوار اقتصادی و در میانه یک دوره پرتنش و جنگی، همچنان می‌تواند در میان قدرت‌های اول ورزش آسیا قرار بگیرد؟
پاسخ را باید فراتر از جدول مدال‌ها جست‌وجو کرد.

مسئله فقط پول نیست


در دو دهه اخیر، برخی کشورهای حوزه خلیج فارس رویکرد متفاوتی نسبت به ورزش اتخاذ کرده‌اند.
ورزش برای آنها دیگر صرفاً «فعالیت بدنی» یا «رقابت قهرمانی» نیست؛ بلکه به بخشی از سیاست اقتصادی، برند ملی، گردشگری، دیپلماسی عمومی و قدرت نرم تبدیل شده است.

مطالعات دانشگاهی درباره قطر، امارات و عربستان نیز این تغییر رویکرد را بررسی کرده‌اند و نشان می‌دهند که سرمایه‌گذاری این کشورها در ورزش، از خرید و حمایت از باشگاه‌ها و مسابقات بین‌المللی تا میزبانی رویدادهای بزرگ و ایجاد زیرساخت‌های ورزشی گسترده، بخشی از راهبردهای کلان آنهاست.
عربستان نمونه بسیار روشن این روند است. صندوق سرمایه‌گذاری عمومی این کشور، PIF، ورزش را در کنار بخش‌هایی مانند گردشگری و سرگرمی در زمره حوزه‌های راهبردی سرمایه‌گذاری قرار داده و شرکت تخصصی SURJ نیز برای توسعه صنعت ورزش ایجاد شده است. برآورد رسمی عربستان این است که ارزش بخش ورزش این کشور می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۲۲ میلیارد دلار برسد.

بنابراین اگر بخواهیم ایران را با این کشورها مقایسه کنیم، نباید فقط تعداد مدال‌ها را ببینیم؛ باید مدل تولید مدال را هم ببینیم.

مدل اول: ساختن قهرمان یا خرید قهرمان؟


یکی از پدیده‌های مهم ورزش کشورهای ثروتمند منطقه، استفاده از ورزشکاران خارجی و سیاست‌های انتقال تابعیت است.
این مسئله به‌خصوص درباره قطر در ادبیات دانشگاهی به‌صورت جدی بررسی شده است. پژوهش‌های دانشگاهی نشان می‌دهد برخی کشورهای منطقه برای افزایش سریع ظرفیت رقابتی خود، به جذب ورزشکاران متولد خارج و انتقال تابعیت یا استفاده از گذرنامه‌های ورزشی متوسل شده‌اند. در مورد قطر، این موضوع در برخی رشته‌ها بسیار برجسته بوده است.

این روش البته ذاتاً «غیرقانونی» یا «غیراخلاقی» نیست؛ بسیاری از نظام‌های ورزشی جهان از ورزشکاران مهاجر یا تابعیت‌گرفته استفاده می‌کنند.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد:
می‌توان یک ورزشکار را خرید یا جذب کرد؛ اما نمی‌توان در کوتاه‌مدت یک فرهنگ ورزشی را خرید.


قهرمان خارجی می‌تواند یک مدال مشخص به کشور اضافه کند؛ اما الزاماً نمی‌تواند:
نسل بعدی ورزشکاران را تولید کند؛
فرهنگ قهرمانی ایجاد کند؛
میلیون‌ها کودک را وارد ورزش کند؛
مربی، داور و مدیر ورزشی بومی تربیت کند؛
زنجیره استعدادیابی ایجاد کند؛
و یک سنت چندنسلی قهرمانی بسازد.
به همین دلیل است که حتی ادبیات علمی نیز تأکید می‌کند که طبیعی‌سازی ورزشکاران خارجی، به‌طور کلی عامل تعیین‌کننده عملکرد تاریخی کشورها در ورزش نیست و اثر آن باید در کنار ساختارهای داخلی ورزش بررسی شود.


ایران چه چیزی دارد که با پول به‌سادگی ساخته نمی‌شود؟
پاسخ را باید در «سرمایه انسانی» جست‌وجو کرد.
ایران در ورزش‌های مختلف، به‌ویژه کشتی، وزنه‌برداری، تکواندو، کاراته، و برخی رشته‌های رزمی و تیمی، دارای زنجیره‌ای چنددهه‌ای از خانواده‌ها، مربیان، باشگاه‌ها، هیئت‌ها، مدارس ورزشی و الگوهای قهرمانی است.

این یک سرمایه نامرئی اما بسیار ارزشمند است.
تاریخ حضور ایران در بازی‌های آسیایی این مسئله را نشان می‌دهد.


ایران در بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران ۸۱ مدال گرفت؛ در ۲۰۱۰ گوانگژو ۵۹ مدال، در ۲۰۱۴ اینچئون ۵۷ مدال و در ۲۰۱۸ جاکارتا ۶۲ مدال به دست آورد. حتی در دوره ۲۰۲۲ هانگژو که عملکرد ایران افت کرد، ۵۴ مدال حاصل شد. در ۲۰۲۶ نیز این عدد به ۵۲ مدال رسید، اما تعداد طلاها با جهشی مهم به ۱۹ رسید.


پس ۵۲ مدال یک اتفاق تصادفی نیست.
این عدد محصول یک ذخیره تاریخی از استعداد، تجربه، مربی و فرهنگ رقابت است.
تفاوت «مدال خریدنی» و «مدال تولیدشده»
این شاید مهم‌ترین نکته این ماجرا باشد.
یک کشور می‌تواند برای یک دوره خاص، با سرمایه‌گذاری سنگین، مربی خارجی، ورزشکار خارجی، امکانات فوق‌مدرن و پاداش‌های بسیار بالا، عملکرد خود را ارتقا دهد.

اما اگر این سرمایه‌گذاری نتواند به تولید مستمر استعداد بومی منجر شود، وابستگی به سرمایه باقی می‌ماند.
در مقابل، کشوری که از کودکی ورزشکار تولید می‌کند، ممکن است امکانات مالی بسیار کمتری داشته باشد، اما یک «ماشین تولید قهرمان» در اختیار دارد.
این تفاوت را می‌توان چنین خلاصه کرد:
کشور ثروتمند می‌تواند قهرمان وارد کند؛
اما کشور دارای سرمایه انسانی می‌تواند قهرمان تولید کند.

و این دو دقیقاً یک چیز نیستند.
حتی عربستان هم به سمت ساخت اکوسیستم رفته است
نکته مهم این است که نباید دستاورد کشورهای خلیج فارس را صرفاً به «خرید ورزشکار خارجی» تقلیل داد.
این کشورها اکنون در حال حرکت از مدل «خرید ستاره» به سمت ساخت صنعت ورزش هستند.
عربستان برای خصوصی‌سازی باشگاه‌ها، توسعه زیرساخت، برگزاری رویدادهای جهانی و ایجاد زنجیره اقتصادی ورزش برنامه‌ریزی کرده است. PIF نیز اعلام کرده که ورزش در راهبرد ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ این صندوق همچنان یکی از حوزه‌های سرمایه‌گذاری راهبردی است.
بنابراین رقابت آینده فقط میان ورزشکاران نخواهد بود؛
رقابت میان اکوسیستم‌های ورزشی خواهد بود.
و اینجاست که ۵۲ مدال ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند
اگر ایران بخواهد این موفقیت را فقط به یک خبر ورزشی تبدیل کند، بخش مهمی از معنای آن را از دست داده است.
این ۵۲ مدال یک «داده» درباره ظرفیت ایران است.
داده‌ای که می‌گوید:
در شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی، محدودیت منابع، مشکلات زیرساختی و شرایط امنیتی و جنگی مواجه بوده، هنوز یک سرمایه انسانی قدرتمند در کشور وجود دارد که می‌تواند در سطح قاره رقابت کند.

این موضوع را نباید به معنای بی‌نیازی از اصلاحات یا سرمایه‌گذاری در ورزش تفسیر کرد؛ برعکس، نتیجه ۲۰۲۶ باید استدلالی برای سرمایه‌گذاری هوشمندتر در ورزش باشد.
چون اگر با منابع محدود به چنین نتیجه‌ای رسیده‌ایم، سؤال بعدی این نیست که «چقدر خوب بودیم؟»

سؤال مهم‌تر این است:
اگر همین سرمایه انسانی با استعدادیابی علمی، زیرساخت مناسب، مربی‌گری مدرن، حمایت مالی پایدار، داده‌محوری و مدیریت حرفه‌ای ترکیب شود، ایران تا کجا می‌تواند پیش برود؟
از «افتخار ورزشی» تا «سرمایه ملی»
مدال فقط یک قطعه فلز نیست.
در نظام حکمرانی جدید ورزش، قهرمان می‌تواند:
الگوی اجتماعی باشد؛
انگیزه نسل جوان ایجاد کند؛
سرمایه اجتماعی تولید کند؛
برند ملی را تقویت کند؛
الهام‌بخش مشارکت عمومی در ورزش باشد؛
و بخشی از قدرت نرم کشور شود.
مطالعات جدید درباره سیاست ورزشی کشورهای خلیج فارس نیز دقیقاً بر همین مسئله تأکید دارند: ورزش در جهان امروز بخشی از اقتصاد، هویت، دیپلماسی و قدرت نرم کشورها شده است.
پس ۵۲ مدال ایران را نباید فقط در صفحه ورزشی روزنامه‌ها دید.

این ۵۲ مدال، تصویری از یک سرمایه ملی است.
سرمایه‌ای که برخلاف نفت و گاز، زیر زمین نیست؛
در انسان‌های همین سرزمین است.
و شاید مهم‌ترین پیام بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ همین باشد:
در جهان امروز، پول می‌تواند امکانات ورزشی بسازد؛ اما برای ساختن یک ملت قهرمان، به سرمایه انسانی، فرهنگ، استمرار و نسلی از انسان‌های توانمند نیاز است.

ایران در ناگویا فقط ۵۲ مدال نگرفت.
ایران نشان داد که هنوز یک ذخیره بزرگ انسانی برای ساختن آینده در اختیار دارد.
مسئله امروز این نیست که از این ظرفیت تعریف کنیم؛
مسئله این است که چگونه آن را به یک نظام پایدار تولید قهرمان تبدیل کنیم.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید