صحنههای آوار و آسیب در بیمارستان سخت و سنگین بود بیمارستان سوختگی شهید مطهری تنها مرکز تخصصی درمان سوختگی در کشور و بیمارستانی دولتی است که شاید امید آخر بیمارانی است که با آتش، برق یا اسید دستوپنجه نرم کردهاند.
دلتنگش هستم، اما وقتی آیه «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» را به یاد میآورم، حضور ایشان را در کنارمان احساس میکنم و از اینکه برادرم در این دوره حساس جامعه، در طرف درست تاریخ ایستاده بود و شجاعانه و قهرمانانه در راه وطن، دین و انقلاب اسلامی خود را فدا کرد و به دست اشقیالاشقیا به مقام بلند شهادت رسید، احساس غرور و افتخار میکنم
بعد از یک روز سخت و پرکار با وجدان راحت میگویم تمام کاری را که از دستم برآمد، انجام دادم
خدادادی با اشاره به نقش زنان گفت: در این میان نقش زنان، نقشی ممتاز و تعیینکننده است. همانگونه که در جنگ اخیر مشاهده کردیم، نقش زنان از یک نقش صرفاً حمایتی فراتر رفت و به نقشی هدایتی، پیشران و پیشرو تبدیل شد. شاید...
در هیاهوی روزها و شبهای پرالتهاب ایران، جلوهای شگرف از حضور زنان به چشم میخورد؛ حضوری که هم آمیزهای است از شکوه ایمان و حجاب، و هم تجلیگر عاطفهای عمیق و حماسهای بیبدیل. اما این حضور پررنگ، چه پیامی را با...
نام چهارمین فرزندم را به خاطر تو «سمیه» گذاشتم، این را مادری میگوید که پس از مشاورههای گروه جهادی «منتظران ظهور»، چهارمین فرزندش را به دنیا آورد.
ان روز که تروریستهای آمریکایی صهیونی به ادارهٔ برق میدان شهدا حمله کردند، بنا نبود مژده در محل کارش باشد. اما بودجهای که باید برای جنوب کرمان تأیید میکرد، باعث شد دلش آرام و قرار نگیرد و برود اداره. ساعت هشت...
مسئول سازمان بسیج جامعه زنان خراسان جنوبی، از آغاز اجرای «طرح بانوی مقاوم، خانواده مقاوم » در استان خبر داد.
همه فکر میکردند بعد از آن روزهای پرالتهاب، میدانها خلوت میشود؛ اما هما دیزبند از شبهایی میگوید که نه موشکهای دشمن و نه خستگیِ ۷۰ شب ایستادگی، نتوانست مادری را که نوزاد چندروزهاش را بغل کرده بود، از تجریش...
در نشست «ایران زندهتر از همیشه» که با حضور کنشگران حوزه جمعیت در تهران به همت مرکز زنان شهرداری تهران برگزار شد، ضمن هشدار نسبت به کاهش چشمگیر تولدها در پایتخت، بر ضرورت تغییر رویکردها در سیاستهای جمعیتی و نقشآفرینی...
بیغلو و اغراق اینجا در رقابت بین تَن و وطن، «پشتیبانی جنگ» با طلاهای بانوان همدانی یک عنوان ساده نیست؛ به گمانم به زبانی تبدیل شده که مردم آن را بیواسطه حرف میزنند.
در کارگاهی کوچک در دل شهر، صدای چرخخیاطیها این روزها معنایی بیشتر از دوخت و دوز گرفته است؛ زنانی که تا دیروز محصولات حجاب میدوختند، حالا پرچمهایی میدوزند که قرار است نشانی از ایستادگی باشد.
در کوچههای خراشاد، صدای منظم دارهای بافندگی به گوش میرسد؛ صدایی که دیگر فقط نوای کار نیست، بلکه روایتگر داستان زنانی است که با صبر و تلاش، تار و پود زندگیشان را دوباره بافتهاند و آن را به جهان نشان دادهاند.