گاهی برای تغییر مسیر زندگی یک نوجوان، نه به سخنرانیهای طولانی نیاز است و نه به نصیحتهای مکرر؛ گاهی کافی است کسی بدون قضاوت کنارش بنشیند، حرفهایش را بشنود و به او اعتماد کند. این همان مسیری است که جمعی از دختران فعال بسیج دانشآموزی در شهرستان ساوه برای ارتباط با نوجوانان در پیش گرفتند؛ مسیری که از دوستی و همراهی آغاز شد و به مسئولیتپذیری و مشارکت اجتماعی رسید.
در این شهرستان، دخترانی بودند که به دلیل تفاوت در نوع پوشش، سبک زندگی یا باورهای خانوادگی، ارتباط چندانی با مجموعههای مذهبی و بسیج نداشتند. بعضی از آنها در خانوادههایی با اعتقادات متفاوت بزرگ شده بودند و برخی نیز روابط و دغدغههایی داشتند که باعث میشد احساس کنند جایی در جمعهای مذهبی ندارند.
اما دختران فعال بسیج دانشآموزی ساوه تصمیم گرفتند به جای فاصله گرفتن از این نوجوانان، به آنها نزدیک شوند؛ نه با سرزنش و اجبار، بلکه با دوستی، گفتوگو و ایجاد حس تعلق.
آنها تلاش کردند زمینه حضور این دختران را در برنامههای فرهنگی و اردوهای مختلف فراهم کنند. سفر به قم و اردوهای راهیان نور، از جمله فرصتهایی بود که نوجوانان در آن، علاوه بر تجربه فضایی متفاوت، با دوستان تازهای آشنا میشدند و احساس میکردند بخشی از یک جمع هستند.
اما نکته مهم این حرکت، به بعد از اردوها برمیگشت. مسئولان این مجموعه نمیخواستند ارتباطشان با نوجوانان تنها به چند برنامه و سفر محدود شود. به همین دلیل، پس از شکلگیری دوستی و اعتماد، به دختران مسئولیت میدادند تا خودشان نیز در فعالیتها نقشآفرین باشند. نوجوانانی که روزی تنها مخاطب برنامهها بودند، حالا به بخشی از برگزارکنندگان و فعالان مجموعه تبدیل میشدند.
در میان این دختران، روایت یکی از آنها شنیدنیتر است؛ دختری که در خانوادهای غیرمذهبی بزرگ شده بود و در ابتدا پوشش و باورهایی متفاوت با فضای بسیج داشت. او پس از آشنایی با این جمع و حضور در برنامههای فرهنگی، بهتدریج ارتباط عمیقتری با فضای مذهبی پیدا کرد.
این دختر بعدها از خوابی سخن گفت که برای خودش بسیار تأثیرگذار بود. به گفته او، رهبر شهید را در خواب دیده بود که خطاب به او گفته بود: «تو هم دختر منی.»
جملهای کوتاه که برای این نوجوان معنایی عاطفی و عمیق داشت؛ گویی کسی که پیشتر احساس میکرد با چنین فضایی فاصله زیادی دارد، حالا خود را پذیرفتهشده و متعلق به آن میدید.
او با حسرت از آشنایی دیرهنگامش با رهبر شهید میگفت: «حیف شد که آقا را بعد از شهادتش شناختم.»
این روایت، تنها یکی از تجربههایی است که فعالان بسیج دانشآموزی ساوه از ارتباط با دختران نوجوان نقل میکنند؛ تجربههایی که نشان میدهد شنیدن حرفهای نوجوانان، احترام به تفاوتهایشان و سپردن مسئولیت به آنها میتواند زمینهساز شکلگیری ارتباطی پایدار باشد.
ثمره این فعالیتها را میتوان در رشد اعضای شورای بسیج دانشآموزی نیز مشاهده کرد. شورایی که پیشتر حدود ۲۴ عضو داشت، امروز به جمعی نزدیک به ۱۰۰ نفر رسیده است؛ یعنی بیش از چهار برابر گذشته.
اما برای دختران فعال این مجموعه، ماجرا فقط افزایش تعداد اعضا نیست. مهمتر از آمار، شکلگیری دوستیهایی است که پیش از این وجود نداشت؛ نوجوانانی که با وجود تفاوت در باورها و سبک زندگی، امروز در کنار یکدیگر فعالیت میکنند و مسئولیت میپذیرند.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان