گاهی ساختن یک خانه، فقط ساختن چند دیوار و یک سقف نیست؛ ساختن دوباره امید است.
یک گروه جهادی، بخشی از فعالیتهای خود را به ساختوساز و بازسازی خانههای آسیبدیده و همچنین آزادی زندانیان جرائم غیرعمد اختصاص داده است؛ کارهایی که شاید در ظاهر متفاوت باشند، اما یک هدف مشترک دارند: بازگرداندن آرامش به خانوادهها.
در یکی از این اقدامات، ۴۵ نفر از زندانیان جرائم غیرعمد که سرپرست خانواده بودند آزاد شدند؛ آزادیای به ارزش حدود ۸ میلیارد تومان. ۴۵ پدر و سرپرست خانواده که با بازگشتشان، فقط یک نفر از زندان بیرون نیامد؛ بلکه امید به خانههایشان برگشت.
اما روایت این گروه فقط به آزادی زندانیان ختم نمیشود.
آنها در حوادث مختلف، کنار خانوادههایی ایستادهاند که خانههایشان آسیب دیده و توان بازسازی آن را نداشتهاند.
یکی از این خانهها متعلق به پیرزنی بود که سقف خانهاش ترک بزرگی برداشته بود. باران که میبارید، آب از سقف به داخل خانه میآمد و آنقدر جمع میشد که وسط خانه شبیه یک جوی آب شده بود.
با این حال، پیرزن گوشهای از همان خانه، کنار آب، سجاده و جانمازش را پهن کرده بود.
برای او شاید خانه دیگر جای امنی نبود، اما هنوز امیدش را از دست نداده بود.
گروه جهادی دست به کار شد؛ سقف خانه را ترمیم کردند و دوباره آن را به جای امنی برای زندگی تبدیل کردند؛ و بعد از تمام شدن کار، پیرزن چیزی جز دعا برایشان نداشت.
دعاهایی که از دل یک زندگی سخت، برای کسانی بلند شد که خانهاش را دوباره خانه کرده بودند.
اینجاست که معنای جهاد، فقط در ساختن یک بنا یا پرداخت یک بدهی خلاصه نمیشود.
گاهی جهاد یعنی آزاد کردن یک پدر، برگرداندن او به خانوادهاش، ترمیم سقف خانه یک پیرزن و ساختن دوباره امید در دل آدمهایی که شاید فکر میکردند دیگر کسی به سراغشان نمیآید.
این گروه نشان داده است که با همدلی، مردمپایه بودن و پای کار آمدن برای حل مسئله میتوان زندگی انسانها را دوباره از نو ساخت.
یادداشت | فرشاد عالی
یادداشت / حسین زارع
یادداشت| روایتی از حماسه جهادی بسیجیان در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان