گاهی برای تغییر نگاه دانشآموزان به یک مجموعه، نیازی به سخنرانیهای طولانی و برنامههای پیچیده نیست؛ کافی است مسئولیت را به خودشان بسپاریم و اجازه دهیم استعدادها و تواناییهایشان را در میدان عمل نشان دهند. این همان مسیری است که یک دانشآموز بسیجی با تکیه بر مشارکت دوستانش در مدرسه آغاز کرد؛ مسیری که نهتنها به موفقیت در فعالیتهای فرهنگی و تشکیلاتی انجامید، بلکه توانست نگاه برخی دانشآموزانی را که پیشتر تمایلی به همکاری با بسیج نداشتند، تغییر دهد.
ماجرا از زمانی آغاز شد که او به همراه تعدادی از دوستانش در برنامههای بسیج دانشآموزی شرکت کرد. پس از ارزیابیهای اولیه و با پیشنهاد و حمایت دوستانش، مسئولیت فرماندهی واحد بسیج مدرسه را بر عهده گرفت؛ مسئولیتی که از همان ابتدا تصمیم داشت آن را با رویکردی متفاوت دنبال کند.
نخستین اقدام او تشکیل گروههای تخصصی در مدرسه بود. یک گروه مسئولیت فعالیتهای رسانهای و فضای مجازی را بر عهده گرفت، گروهی دیگر برای برگزاری جشنها و مناسبتهای فرهنگی شکل گرفت و گروه سوم مأمور شناسایی، گفتوگو و جذب دانشآموزان علاقهمند به فعالیت در بسیج شد.
هدف این بود که هر دانشآموز متناسب با علاقه و توانایی خود، مسئولیتی مشخص داشته باشد و فعالیتها تنها به چند نفر محدود نشود.
او درباره شیوه مدیریت این مجموعه میگوید: «از همان ابتدا تلاش کردیم کارها واقعاً دانشآموزی باشد. مدیر و معاون مدرسه از ما حمایت میکردند، اما نمیخواستیم همه فعالیتها وابسته به آنها باشد. دوست داشتیم خود بچهها برنامهریزی کنند، تصمیم بگیرند و کارها را جلو ببرند.»
با همین نگاه، برنامههای متعددی در مدرسه اجرا شد؛ از جشنهای نیمه شعبان گرفته تا مراسمهای ایام فاطمیه و فعالیتهای فرهنگی و آموزشی. دانشآموزان خودشان مسئولیت هماهنگی برنامهها، دعوت از مهمانان، ارتباط با آموزشوپرورش، برگزاری مراسم و اجرای بخشهای مختلف را بر عهده میگرفتند.
در کنار این برنامهها، تلاش میشد محتوای آموزشی نیز در دل فعالیتهای فرهنگی قرار گیرد تا دانشآموزان در فضایی صمیمی و جذاب با برخی مسائل دینی و احکام شرعی آشنا شوند.
فعالیتهای بسیج مدرسه البته به محیط کلاس و حیاط مدرسه محدود نماند. حضور گروهی در نماز جمعه، شرکت در راهپیماییها و برنامههای مناسبتی نیز بخشی از فعالیتهایی بود که با هماهنگی خود دانشآموزان انجام میشد.
حتی در روزهایی که مدرسه تعطیل بود، اعضای بسیج مدرسه با یکدیگر هماهنگ میکردند تا در برنامههای اجتماعی و مذهبی حضور داشته باشند. آنها تلاش میکردند با نام و هویت بسیج مدرسه در این اجتماعات شرکت کنند و نشان دهند فعالیت تشکیلاتی برایشان تنها به ساعات حضور در مدرسه محدود نیست.
اما شاید مهمترین دستاورد این مجموعه، نه تعداد مراسمهای برگزارشده، بلکه تغییری بود که در نگاه برخی دانشآموزان مدرسه ایجاد شد.
در روزهای نخست، تعدادی از دانشآموزان نسبت به بسیج و فعالیتهای آن نگاه مثبتی نداشتند و حتی تمایلی به همراهی با برنامهها نشان نمیدادند. با این حال، اجرای برنامههای فرهنگی و مشارکت فعال دانشآموزان باعث شد بهتدریج این فاصله کمتر شود.
او میگوید: «اوایل وقتی اسم بسیج میآمد، بعضی از بچهها فاصله میگرفتند، اما وقتی فعالیتهایمان را دیدند، نگاهشان تغییر کرد. حتی کسانی آمدند که خودم فکر نمیکردم روزی بخواهند با ما همکاری کنند.»
یکی از خاطراتی که هنوز در ذهن این فرمانده دانشآموزی باقی مانده، مربوط به جشن نیمه شعبان است؛ جشنی که قرار بود با مشارکت گروههای مختلف دانشآموزی برگزار شود.
در جریان برنامهریزی این جشن، هر گروه مسئولیتی بر عهده داشت؛ عدهای کار پذیرایی را انجام میدادند، گروهی هماهنگی مداحان را پیگیری میکردند و تعدادی نیز مسئول ارتباط با آموزشوپرورش و دیگر هماهنگیهای اجرایی بودند.
در همین میان، یکی از دانشآموزانی که پیشتر ارتباط چندانی با فعالیتهای بسیج نداشت، به سراغ مسئولان برنامه آمد و داوطلبانه پیشنهاد کرد در تأمین هزینهها و پذیرایی جشن مشارکت کند.
این دانشآموز که به گفته راوی، نام خانوادگیاش احتمالاً رمضانی بود، بدون آنکه کسی از او دعوت کرده باشد، تصمیم گرفت در اجرای برنامه سهیم شود.
همین اتفاق برای اعضای بسیج مدرسه اهمیت زیادی داشت؛ زیرا نشان میداد فعالیتهای جمعی و رفتار صمیمانه دانشآموزان میتواند زمینه همراهی کسانی را فراهم کند که در ابتدا علاقهای به حضور در مجموعه نداشتند.
او با یادآوری این خاطره میگوید: «برای خودم خیلی جالب بود که بعضی از بچهها بدون اینکه ما سراغشان برویم، خودشان پیشنهاد همکاری میدادند. بعد از آن هم ارتباطمان ادامه پیدا کرد و در برنامههای دیگر از کمکشان استفاده میکردیم.»
این تجربه نشان داد که گاهی بهترین راه جذب دانشآموزان، فراهم کردن فرصت مشارکت واقعی برای آنهاست؛ فرصتی که در آن احساس کنند حضورشان مؤثر است و میتوانند بخشی از یک فعالیت جمعی باشند.
فعالیتهای این دانشآموز بسیجی به فرماندهی واحد مدرسه محدود نماند. او در ادامه مسیر، مسئولیت ریاست مجمع علوی استان و عضویت در هیئترئیسه بسیج دانشآموزی کشور را نیز بر عهده گرفت.
در حوزه فعالیتهای جهادی نیز مسئولیت هماهنگی اردوهای جهادی غرب کشور به او سپرده شد؛ اردوهایی که بخشی از فعالیت آنها به خدماتی مانند رنگآمیزی و بهسازی مدارس اختصاص داشت.
هرچند به گفته خودش، در سطح شهرستان فعالیت جهادی مستقلی از سوی واحد مدرسه اجرا نشده بود، اما حضور در مسئولیتهای استانی و کشوری فرصت تازهای برای آشنایی با فعالیتهای گستردهتر بسیج دانشآموزی فراهم کرد.
در کنار این مسئولیتها، او و دوستانش تلاش میکردند فعالیتهای فرهنگی مدرسه را همچنان با محوریت خود دانشآموزان ادامه دهند.
یکی از نگرانیهایی که برخی دانشآموزان و خانوادهها درباره فعالیتهای فوقبرنامه دارند، تأثیر احتمالی این مسئولیتها بر وضعیت تحصیلی است؛ نگرانیای که این فرمانده دانشآموزی نیز بارها با آن مواجه شده بود.
برخی معتقد بودند حضور در بسیج، برگزاری مراسم، شرکت در جلسات و پذیرش مسئولیتهای تشکیلاتی ممکن است فرصت مطالعه را کاهش دهد و به درس دانشآموزان آسیب بزند.
اما تجربه شخصی او نتیجه متفاوتی داشت.
این دانشآموز رشته علوم تجربی، در حالی که مسئولیت فرماندهی واحد بسیج مدرسه، ریاست مجمع علوی استان و عضویت در هیئترئیسه بسیج دانشآموزی کشور را بر عهده داشت، توانست در کنکور سراسری رتبهای زیر ۵۰۰ کسب کند.
او همچنین عنوان فرمانده واحد برتر را در جشنواره مالک اشتر به دست آورد؛ موفقیتی که در کنار نتیجه تحصیلیاش، برای او اهمیت ویژهای دارد.
وی درباره جمع کردن فعالیتهای تشکیلاتی و درس خواندن میگوید: «خیلیها فکر میکردند فعالیت در بسیج به درس لطمه میزند، اما من با وجود مسئولیتهای زیادی که داشتم، توانستم رتبه زیر ۵۰۰ کنکور را کسب کنم. اعتقادم این است که وقتی انسان کاری را برای خدا انجام دهد، خدا هم در مسیر کمکش میکند.»
او اکنون با رضایت از نتیجه کنکور و انتخاب رشته خود، معتقد است مسئولیتپذیری و فعالیت اجتماعی لزوماً مانعی برای موفقیت تحصیلی نیست و دانشآموزان میتوانند با برنامهریزی، هر دو مسیر را در کنار یکدیگر دنبال کنند.
روایت این فرمانده جوان بسیجی، تجربهای از اعتماد به دانشآموزان و میدان دادن به تواناییهای آنان است؛ تجربهای که از تشکیل چند گروه کوچک در مدرسه آغاز شد، به جذب داوطلبانه دانشآموزان و پذیرش مسئولیتهای بزرگتر رسید و در نهایت با موفقیت علمی نیز همراه شد.