۱۳ / مهر / ۱۴۰۵ - 05 October 2026
۱۴:۳۵
کد خبر : 9789422
۰۹:۲۴

۱۴۰۵/۰۷/۱۳
روایت میدان یار|

دختری کوچک که در خیابان راه افتاد

تبریز- دختر کوچک وقتی جنگ شروع شد و مردم در این خیابان ها سنگر گرفتند، نوزادی پنج یا شش ماهه بود که تازه داشت می نشست و اکنون راه افتاده است.

دختری کوچک که در خیابان راه افتادخبرگزاری بسیج، رقیه غلامی؛ «جیح جوح، جیح جوح» کفش های دختری خردسال که تازه راه افتاده توجهم را جلب کرد، دختر کوچکی که با پیرهن زرد و لبخند بر لب، هنوز راه رفتن بلد نیست و شیطنت هاش گل کرده است.

دخترک با صدای کفش های خود آرام آرام قدم بر می دارد و مادرش به دنبالش مراقب است تا زمین نخورد و من پشت سر آن ها، دخترک شیطون و شیرینی که هر شب در میدان مردمی آبرسان لبخند را مهمان مردم مبعوث می کند و رفته رفته بزرگ می شود چنانچه وقتی جنگ شروع شد و مردم در این خیابان ها سنگر گرفتند، نوزادی پنج یا شش ماهه بود که تازه داشت می نشست و اکنون راه افتاده است و این دختر تنها نوزادی نیست که در خیابان بزرگ شده است و هزاران نوزاد همچون او در آغوش پدر و مادر خود در خیابان بزرگ شدند و پا گرفتند.

دخترکی که فقط جزئی از هزاران سوژه این شب های مردم در تجمعات شبانه است و هر سوژه به فراخور موقعیت خود در طول این مدت تغییراتی را تجربه کرده اند مانند همین دختر که در این میدان بزرگ شده است.

سوژه هایی که گاه چنان فراتر از ایثار و ایستادگی مردم گسترده شده که واژه ها، جمله ها و گزارش ها در برابر آن کم می آورند.

رقیه غلامی
نویسنده: رقیه غلامی

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید