به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

این جملات نورانی امام خمینی (ره)، هیچگاه کهنه نمیشود: «شهادت فخر اولیا بوده است»؛ «از شهدا که نمیشود چیزی گفت. شهدا شمع محفل دوستانند.
شهدا در قهقهه مستانهشان و در شادی وصولشان "عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقونَ"اند و از نفوس مطمئنهای هستند که مورد خطاب "فَادْخُلِی فِی عِبادِی وادْخُلیِ جَنَّتِی" پروردگارند.
اینجا صحبت عشق است و عشق و قلم در ترسیمش برخود میشکافد» (صحیفه امام؛ ج۲۱، ص۱۴۷).
این بیان عارفانه امام راحل (ره)، تبیینی است از فقرات ابتدایی دعای ندبه.
دعای ندبه، نسخه فهم تاریخ قدسی و مجرای ادراک تحولات و تطورات تاریخ بشری مبتنی بر محاسبات الهی و نگاه توحیدی است.
در فقرات ابتدایی از این دعای نورانی میخوانیم: «بارالها، تو را حمد و ستایش میگوییم بخاطر سرنوشتی که برای اولیایت رقم زدی، تقدیری که برایشان مقرر کردی، به همان سرانجام خوب و زیبایی منتهی میشود که امیدش میرود» (اللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرى بِهِ قَضاؤُکَ فِی أَوْلِیائِکَ... وَ جَرَى الْقَضاءُ لَهُمْ بِمَا یرْجَى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ).
این «اللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ» معنای مهمی دارد. نمیگوییم «سبحانک اللهم»؛ یعنی من در تدابیر و قضاء الهی، نهتنها هیچ عیب و نقصی نمیبینم، بلکه همه زیبایی است (اللهم لَکَ الْحَمْدُ).
عبارة اُخری همان بیان نورانی حضرت عقیله بنی هاشم (ع) است که فرمود: «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلاً» (لهوف: ۱۶۰).
با اینکه میدانیم در زندگی دنیایی اولیاء الهی، سختیهای زیادی (از قبیل فقر، کشته شدن، اسارت و تبعید) بود: - بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هَذِهِ الدُّنْیا الدَّنِیةِ وَ زُخْرُفِها وَ زِبْرِجِها، فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَ سُبِی مَنْ سُبِی، وَ أُقْصِی مَنْ أُقْصِی.
اما با این حال میگوییم، چقدر زیبا گذشت برای اولیاء الهی! فی کلّ قضاء الله خیرٌ للمؤمن در واقع، این عبارت نورانی دعای ندبه، در برگیرنده عمیقترین مفاهیم توحید ربوبی درباره رابطه انسان و عالم هستی با قضاء و قدر الهی است.
این کلام از این جهت قابل توجه و تأمل است که در نگاه ابتدایی، انسان معمولاً خدا را به خاطر نعمتهای ملموس حمد میگوید، اما در این تعبیر دعای مأثور، حمد و ستایش به خاطر خود جریان قضاء (آنچه رقم خورده) است، نه صرفاً به خاطر نتیجه ظاهری آن، در واقع این عبارت، مؤمن را به این درجه از معرفت میرساند که خودِ «تقدیر الهی» (چه شیرین و چه تلخ در ظاهر) فی نفسه شایسته ستایش است، زیرا از جانب حکیمی علیم و مبتنی بر اصل قرآنی و سنت نظام احسن الهی صادر شده است.
هرچند میدانیم حیات طیبه اولیاء الهی اغلب با سختیها، بلاها و مصائب سخت همراه است.
اما این تحمید وشکرگزاری اشاره به این حقیقت دارد که بلا برای اولیاء، نشانه محبت و مقام است، نه کیفر و خشم الهی.
قضائی که برای اولیاء جاری میشود، قضائی است که آنان را از تعلقات دنیوی میرهاند، پالایش میکند و به درجات عالی معنوی میرساند.
بنابراین، سرنوشت رقمخورده برای آنان، برنامهای برای تعالی است، نه تنزل: «عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ: إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیاءِ کَرَامَةٌ» (بحارالأنوار، ج۷۸، ص۱۹۸).
به همین دلیل تعبیر شریف دعا این است که این جریان قضاء، به همان سرانجام خوب و زیبایی منتهی میشود که امیدش میرود (وَ جَرَى الْقَضَاءُ لَهُمْ بِمَا یرْجَى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ).
یعنی در نگاه ایمانی و توحیدی، امید (یُرْجَی) با واقعبینی گره خورده است.
مؤمن نه خوشبینیِ سادهلوحانه دارد (که توقع داشته باشد سختی نبیند)، و نه یأس و بدبینی (که پایان را تباه ببیند).
مؤمن با محاسبات الهی و با عبور که سختیهای مقطعی و دنیوی، باور دارد که پایان کار مقتدایان و پیشوایان الهی او، نیکوست و به همین جهت، در اوج سختیهای ظاهری، باز هم اهل ستایش و حمد الهی است.
این روحیه، اوج «رضا»، «تفویض» و «توکل» است.
بالاترین درجه بندگی، عبور از صبر در برابر بلا، و پیدا کردن رضا و شکرگزاری در هنگام بلا است.
این نگاه، سختیها را از یک پدیده منفی به یک فرصت سرمایهگذاری برای حیات حقیقی تبدیل میکند.
ما امروز در این مقطع تاریخ، اگر زندگی اولیاء الهی را شنیدهایم، اما زندگی دو ولیّ خدا را دیدیم.
زندگی امام خمینی و شهید امام خامنهای، که وارث اولیاء الهی و یادآور عهد قدسی رهبران الهی (انبیاء و ائمه) و مصادیقی از «رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمَا» (مائده: ۲۳) بودند که رهبر انقلاب فرمودند: «بعد از بیش از شصت سال مجاهدت در راه خدا و گذشتن از انواع لذایذ و راحتیها، به گوهری تابناک و چهرهای ممتاز، نهفقط در عصر حاضر، بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است.
هم حیات و هم نوع مرگ او عجین با شُکوه و عزّتی ناشی از تکیه به حق بود... در مورد وجوه مختلف شخصیت ایشان اهل اطلاع باید مدتها چیزها بگویند» (اولین پیام رهبر انقلاب، ۲۱/۱۲/۱۴۰۴).
قضای الهی برایشان چقدر زیبا رقم خورده است!
این شعله و زبانههای داغ جگرسوز، نه یک روز، نه یک سال، بلکه تا روزی که خدا حضرت حجت (عجل الله فرجه الشریف) را برانگیزد، شعلهور است!
امروز حرم رضوی (ع) بهمثابه حرم حسینی (ع) که مضجع حبیب بن مظاهر دارد، مضجعی یافته است که میعادگاه تجدید عهدی تازه است.
مرقد حبیب حرم رضوی (ع) نماد است برای تجدید عهد با امام رضا (ع)؛ عهد با سیدالشهدا (ع) و عهد با رهبر شهیدی که راه عزت و مقاومت را به این ملت آموخت.
خطبه دوم
از مهمترین خونآوردهای آقای شهید ایران، بعثت ملت ایران و حضور عمارگونه آنان است که در آستانه چهلمین روز خاکسپاری امام شهید، استمرار داشته است.
این بعثت عمارگونه، در بطن خود، با پنج رکن اعتقادی، شناختی، ساختاری، میدانی و آرمانخواهی، قوام یافته و خواهد یافت. با توجه به تاکیدات رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) بر تداوم این حضور الهی و مبارک، میتوان بهخوبی دریافت که برای مصونماندن از توطئه سهضلعی «ترس، یأس و تفرقه» دشمن و تحقق کامل پیروزی ملت ایران، این حضور عمارگونه، یک راهکنش و تاکتیکی جامع است.
راز این بعثت عمارگونه در این نکته نهفته است که ملت مبعوث، با پیمودن مراتب ایمان و عبودیت، شایستگی آن را یافته است که خود، مجرای تحقق اراده الهی در نابودی فساد جهانی صهاینه شود که انشاءالله در سایه اتحاد مقدس به سرانجام میرسد.
برخی به دنبال سفید شویی چهرهی منفور و سیاه آمریکای جنایتکار است، رگههای این تفکر را برخی اوقات انسان میبیند، میگویند، آمریکا توافق میکند و اسرائیل بر هم میزند، این حرف انحرافی است، این دو بر سر یک سفره نشستهاند، از هم جدا نیستند و آمریکا همان جنایتکار اصلی است، چرا بدعهدی آمریکا را میخواهند بپوشانند؟!
چرا انگلستان خبیث کنار گذاشته شده و در برابر اقدامات او کار قابل توجهی نمیشود، یک مقداری تاریخ را بررسی کنیم و واقعیت آمریکا و انگلستان و تفکرات و اقدامات آنها را ببینیم.
سِر گور اوزِلی، سفیر بریتانیا در ایران و دلال و نویسنده قرارداد ننگین عهدنامه گلستان، گفته بود: «برای صیانت از منافع انگلستان در هند، ایران بایستی در وحوشت و بربریت نگاه داشته شود»، سیاست دویستساله غرب در قبال ایران بود و اجازه نمیدادند ایران هیچگونه پیشرفتی داشته باشد.
بعدها با کشف نفت در ایران در اواخر ۱۹۰۹، موج دوم استعمارگری علیه ایران شروع شد و خود ایران موضوعیت پیدا کرد و انگلیس آن را تصاحب و غارت کرد. بنا به گفته چرچیل، نفت ایران مانند خونی در رگهای فسرده امپراتوری بریتانیا جریان پیدا کرد و به آن حیات مجدد داد.
بنابراین، پایههای استعمار انگلستان روی منابع هند و بعدها نفت ایران محکم شد.
درک تحولات در ایران بدون بررسی نقش مخرب استعمار امکانپذیر نیست. موارد فوق فقط شمهای از این جنایات بود که اگر خوب تبیین نشود، استعمار (که بههرحال وجود داشته است و امروز هم وجود دارد) یک چهره خیلی صمیمی و دوستداشتنی از خود به نمایش میگذارد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.
همچنان که در جریان مشروطه، جریانات ضددین مثل بابیها و ماسونها چهره خشن و مستبدی از شیخ شهید آیتالله شیخ فضلالله نوری به نمایش گذاشتند.
مثال دیگر خود رضاشاه است که دیکتاتور خشنی بود و دولت یغماگری درست کرد و پسرش هم همان راه را ادامه داد و امروز هم دارند هویتشان را برای مردم عوض میکنند و دشمن بهوسیله رسانه، روایتی را که دلش میخواهد، بیان میکند و واقعیت را وارونه جلوه میدهد و جای دوست و دشمن عوض میشود.
رهبر شهید انقلاب حتی تاکید داشتند باید دهه ۱۳۶۰ را تبیین کنیم تا جای جلاد و شهید عوض نشود.
یک واقعیت دیگر تاریخ کودتای ۲۸ مرداد است، درباره کودتای ۲۸ مرداد (بهعنوان نقطه شروع عداوت آشکار و عریان آمریکا علیه ملت ایران)، تحلیلهایِ بسیاری ارائه شده است، اما در میان این تحلیلها، توجه به مسئله دستنشاندگی، زاویهای مهم برای فهم رویداد کودتا است.
به این معنا که شومترین و نکبتبارترین پیامد و نتیجه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، این بود که حکومت وابسته و دستنشانده پهلوی، به مُنحطترین و پایینترین سطح وابستگی و دستنشاندهگی سقوط کرد و دوران خفت بار پهلوی آغاز شد، الان پهلوی برای چه چیزی میخواهد برگردد؟
آمریکا حکومت دست نشانده میخواهد، هر چه فرد بی عرضهتر بهتر، این شخص بی عرضهتر از پدر و پدر بزرگش است، مگر در دوران پدر و پدر بزرگ که جز حقارت برای این مردم دستاوردی نداشتند، چه اتفاقی افتاد؟
دولتمردان آمریکایی بعد از کودتا، کلانفرمایش و خُردهفرمایشهای خود را بر سر شاه هوارکردند.
جانافکندی (رئیس جمهور سی و پنجم آمریکا) به شاه امر میکرد باید برای جلوگیری از انقلاب کمونیسیتی، اصلاحات گستردهای را در کشاورزی، صنعت، تقویت طبقه متوسط، و توجه به کارگران و روشنفکران ایجاد کند.
شاه تنها مجری بیچون و چرای سیاستهای امریکا بود.
مأموریت ژاندارمی شاه براساس دکترین نیکسون (رئیس جمهور سی و هفتم آمریکا)، نماد فروش استقلال ایران در سیاست خارجی به کاخ سفید بود؛ بر اساس این دکترین، شاه با پول نفت ملت ایران، کشور را کاملاً در خدمت برقراری امنیت برای منافع امریکا در سطح منطقهای و فرا منطقهای قرار داده بود.
آیزنهاور (رئیس جمهور سی و چهارم آمریکا) از شاه خواست که ۵۰ فروند هواپیمای اف ۵، جهت استفاده در ویتنام تأمین کند و شاه ۱۲ دقیقه پس از طرح این موضوع، پاسخ مثبت داد.
در این زمینه خاطرۀ فرح پهلوی بسیار تأسف آور است.
اینکه شاه می گفت: در جریان جنگ ویتنام، نفت و بنزین و سوخت هواپیما به آمریکاییان رساندم و حتی هواپیماهای جنگی ایران را در اختیارشان قرار دادم.
هرچه به من گفتند مانند یک غلام حلقه بگوش مجری دستورات آنها بودم.
پس از پایان جنگ ویتنام، شاه به دستور راکفلر (معاون جرالد فوورد سی و هشتمین رئیسجمهور آمریکا) به خاطر آنکه هفتاد هزار نظامی امریکایی بیکار نشوند شصت هزار امریکایی بازگشته از ویتنام را در نیروی هوایی و ارتش ایران استخدام کند.
در سرکوب جبهۀ آزادیبخش ظُفّار در عمان، نظامیان انگلیسی و آمریکایی تمام آذوقه و حقوق خود را از عمان میگرفتند، ولی دولت شاهنشاهی ایران به آنها کمک میکرد.
نظامیان انگلیسی و آمریکایی هیچ کشته یا زخمی ندادند، اما تلفات ارتش ایران از شروع عملیات در آذر ۱۳۵۲ تا پایان سال ۱۳۵۴، کشته شدن ۲۵ درجهدار و ۱۸۶ سرباز و مجروح شدنِ بیش از هفتصد تن بود.
دخالت در جنگ های داخلی یمن، جنگ میان سومالی و اتیوپی، کمک های مالی و نظامی بلاعوض به پاکستان در برابر هند، کمک به از دولت زئیر، پشتیبانی از پادشاه مراکش علیه چریک های پولیساریو، بازکردن شیرهای نفت ایران را به روی جهان غرب و اسرائیل در جریان تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۶۷م، و... همه و همه نتیجه تعمیق دستنشاندگی پساکودتای ۲۸مرداد بود.
دستنشاندگی، تحقیرآمیزترین شکل حاکمیت است که در دوران پهلوی تجربه کردیم.
یک تذکر هم نسبت به موضوع کنوانسیون خزر، امضاء این معاهده به ضرر این و حاکمیت سرزمینی آبی ایران عزیز است، در دورهای متاسفانه دولت فخیمه برجام این معاهده را امضا کرده، اما رسمیت ندارد، چون هنوز به امضاء مجلس شورای اسلامی نرسیده، دشمن راه تنفسی میخواهد برای خودش ایجاد کند و از بسته بودن تنکه هرمز خودش را نجات دهد و کارآیی تنکه هرمز را از کار بیندازد، مردم به طور کلی به حساسیت موضوع را دنبال میکنند و اجازه نخواهند داد که بواسطه این غفلتها ضرر به کشور برسد لذا از همه عزیزان میخواهیم مراقب خدعهها و تحرکات دشمن مانند این ایام جنگ ۱۲ روزه و رمضان باشند.
یک تذکر هم به مسئولان آب فاضلاب و آب منطقهای استان، تا کی میخواهد اختلاف دستگاهی ما بین شما به کشاورزان ما ضرر وارد کند، حق آبه ما را از سد کرج بدید، حالا هر چه میخواهد بر سر اختلافات بمانید، این نمیشود که حق آبه ما را بردید تهران و آب فاضلاب دادید به کشاورزی ما و آن هم آب بی کیفیت، و بعد آب با کیفیت بهتر را بدهید به صنایع، چون میتوانید بفروشید و به کشاورز که مابازاء حق آبه خودش است را بخواهید بفروشید!
مسئولان جهاد کشاورزی شما باید مدافع حقوق کشاورز باشید، باید به نفع کشاورز از آن دو دستگاه به خطر ترک فعل شان شکایت کنید و بخاطر ساخت و سازهای غیر مجاز اول از آن دستگاهها شکایت حقوقی کنید، بعد به سراغ مردمی بیایی که غیر مجاز ساختند، کار خلاف و غیر قانونی، خلاف و غیر قانونی است، اما برای همه، آن مدیری که ترک فعل میکند یا زمینه کار خلاف قانون را فراهم میکند هم باید مورد عقاب قانونی قرار گیرد.
از وزیر محترم نیرو میخواهیم به این موضوع ورود کند و حل کند، سالها است از دادستانی و استاندار و مدیران کل مربوطه مصوبهای به نتیجه نرسید، ما از استان ناامید شدیم، شما به فریاد کشاورزان ما برسید.
یک نکته هم در خصوص انتصابات رهبر معظم انقلاب و نصب ۶ فرمانده نظامی و دبیری شورای امنیت ملی، متن احکام نکات بسیار مهمی دارد و البته در رسانهها و محافل بین المللی بسیار مهم تلقی شد و رویکرد ایران را مقاومتر از گذشته نشان داد، بیانیه قرارگاه خاتم در خصوص تنگه هرمز وبسته بودن آن، اخطار جدی به حاکمان سوریه که اگر علیه لبنان به تحریک آمریکا اقدام نظامی و امنیتی انجام دهند بیش از ۱۰۰ نقطه سوریه هدف قرار خواهد گرفت و نکات دیگر ایران به خوبی قدرت منطقهای خودش را مدیریت میکند، از مسئولان عزیز در سه قوه خواهان توجه بیشتر به حوزه معیشت و حوزههای فرهنگی مانند حجاب هستیم و طرحهای مانند افزایش قیمت بنزین که الحمدلله کنار گذاشته شد، برحذر بدارند خودشان را تا در میان تحریکات دشمن و تحرکات منافقین بهانه به آنها داده نشود.
ما از همه ارکان حاکمیت حمایت میکنیم مادامی که در مسیر اطاعت از ولی جامعه حرکت کنند و عامل اجرایی فرامین ایشان باشند که راه نجات در همان است.