امیرشاهین رئیسی مدرس دانشگاه، در گفتوگو با رقیه دین محمدی خبرنگار خبرگزاری بسیج از البرز گفت: جنگهای نوین ترکیبی از ابعاد نظامی، سایبری، رسانهای، اقتصادی، اطلاعاتی و شناختی هستند، در بسیاری از موارد هدف اصلی دیگر نابودی تجهیزات یا تصرف سرزمین نیست، بلکه تغییر محاسبات، ادراک، تصمیمگیری و اراده طرف مقابل است، در چنین شرایطی فناوریهای نوظهور بهویژه هوش مصنوعی نقشی محوری در تحول میدانهای جدید جنگ ایفا میکنند.

وی افزود: هوش مصنوعی از این جهت اهمیت ویژهای دارد که میتواند حجم بسیار عظیمی از دادهها را در مدت کوتاه پردازش کند و الگوها و ارتباطاتی را استخراج نماید که شناسایی آنها برای انسان بسیار دشوار یا زمانبر است، این توانایی در محیطهای پیچیده و پرسرعت امنیتی میتواند در تحلیل اطلاعات، پیشبینی روندها، شناسایی تهدیدها، پشتیبانی از تصمیمگیری و مدیریت بحران مورد استفاده قرار گیرد، بنابراین هوش مصنوعی را نباید صرفاً فناوری مربوط به آینده دانست؛ بلکه بخشی از تحول کنونی در شیوه جمعآوری، تحلیل و استفاده از اطلاعات است.
این مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه اهمیت هوش مصنوعی تنها به حوزه نظامی محدود نمیشود، تصریح کرد: یکی از مهمترین عرصههای اثرگذاری آن، جنگ اطلاعاتی و شناختی است و در گذشته تولید گسترده محتوای رسانهای به نیروی انسانی، زمان و امکانات قابل توجه نیاز داشت، اما امروز ابزارهای هوش مصنوعی امکان تولید سریع متن، تصویر، صوت و ویدئو را فراهم کردهاند، این تحول باعث شده تولید و انتشار محتوا با سرعت و مقیاسی بسیار بیشتر انجام شود و تشخیص محتوای واقعی از محتوای دستکاریشده برای مخاطب دشوارتر شود.
رئیسی تاکید کرد: در اینجا با یک تغییر مهم مواجه هستیم، مسئله دیگر فقط «جعل خبر» نیست، بلکه جعل روایت اهمیت بیشتری پیدا کرده است، ممکن است یک اتفاق واقعاً رخ داده باشد، اما با انتخاب گزینشی اطلاعات، برجستهسازی بخشی از واقعیت، حذف بخش دیگری از آن و تکرار یک تفسیر خاص، تصویری متفاوت از واقعیت در ذهن مخاطب شکل بگیرد، هوش مصنوعی میتواند این فرایند را سریعتر، گستردهتر و حتی متناسب با ویژگیهای گروههای مختلف مخاطبان انجام دهد، بنابراین در جنگ شناختی، مسئله اصلی فقط این نیست که «چه چیزی گفته میشود»، بلکه باید پرسید چه چیزی برجسته میشود، چه چیزی حذف میشود و مخاطب به سمت چه برداشتی هدایت میشود.
وی همچنین به گسترش فناوریهای موسوم به «دیپفیک» و محتوای مصنوعی اشاره کرد و گفت: امروز میتوان تصویر، صدا و ویدئوهایی تولید کرد که در نگاه اول کاملاً واقعی به نظر برسند، اهمیت این مسئله فقط در انتشار یک محتوای جعلی نیست؛ بلکه خطر اصلی، آسیب دیدن اعتماد عمومی است، اگر مخاطب دیگر نتواند بهراحتی تشخیص دهد که یک تصویر یا ویدئو واقعی است یا ساخته هوش مصنوعی، اصل اعتماد به اطلاعات نیز دچار بحران میشود، در چنین شرایطی حتی تکذیب یک خبر جعلی نیز ممکن است نتواند اثر روانی اولیه آن را کاملاً از بین ببرد.
رئیسی ادامه داد: از این منظر، هوش مصنوعی میتواند جنگ شناختی را از یک جنگ صرفاً رسانهای به جنگی دقیقتر و شخصیسازیشدهتر تبدیل کند، در جنگ سنتی، یک پیام ممکن است برای میلیونها نفر به شکل مشابه ارسال شود؛ اما در فضای جدید، فناوریهای هوشمند میتوانند به تحلیل رفتار و علایق مخاطبان کمک کنند و پیامها را متناسب با گروههای مختلف طراحی کنند، در نتیجه مخاطب ممکن است احساس کند با یک پیام کاملاً طبیعی و متناسب با دغدغههای شخصی خودش مواجه است، در حالی که بخشی از این فرایند میتواند حاصل یک عملیات هدفمند اطلاعاتی باشد.
این کارشناس تاکید کرد که نباید هوش مصنوعی را ذاتاً تهدید یا ذاتاً فرصت تلقی کرد، هوش مصنوعی یک فناوری قدرتمند است و نحوه استفاده از آن، نوع اثرگذاری آن را تعیین میکند، همان فناوریای که میتواند برای شناسایی تهدیدها و مقابله با عملیات فریب مورد استفاده قرار گیرد، ممکن است در جهت تولید محتوای جعلی یا گسترش اطلاعات نادرست نیز به کار گرفته شود، بنابراین مسئله اساسی، صرفاً دستیابی به فناوری نیست؛ بلکه توانایی شناخت، مدیریت و استفاده مسئولانه از آن است.
وی افزود: هرچه سامانههای هوش مصنوعی پیشرفتهتر میشوند، این پرسش اهمیت بیشتری پیدا میکند که در تصمیمهای حساس و سرنوشتساز، مرز میان تصمیم انسانی و پیشنهاد یا تحلیل ماشین کجا است، هوش مصنوعی میتواند اطلاعات را سریعتر تحلیل کند، اما مسئولیت اخلاقی و انسانی تصمیم همچنان موضوعی بسیار جدی است، به همین دلیل در کنار توسعه فناوری باید درباره اخلاق، مسئولیتپذیری، نظارت انسانی و حدود استفاده از هوش مصنوعی نیز گفتوگو شود.
رئیسی تاکید کرد: در چنین شرایطی، شاید یکی از مهمترین عرصههای دفاعی در جنگهای نوین، ذهن و قدرت تشخیص انسان باشد، جامعهای که هر خبر، تصویر یا ویدئو را بدون بررسی میپذیرد و بر اساس آن واکنش نشان میدهد، در برابر عملیات شناختی آسیبپذیر خواهد بود و در مقابل، جامعهای که از سواد رسانهای برخوردار است، منابع را بررسی میکند، میان «خبر» و «تحلیل» تفاوت میگذارد، هیجانی تصمیم نمیگیرد و روایتهای مختلف را با یکدیگر مقایسه میکند، ظرفیت مقاومت شناختی بیشتری خواهد داشت.
وی در پایان تاکید کرد: در عصر هوش مصنوعی، دفاع فقط به معنای افزایش توان تجهیزات و سامانههای فنی نیست؛ بلکه باید دفاع شناختی و ارتقای قدرت تحلیل جامعه را نیز جدی گرفت، آموزش سواد رسانهای، تقویت تفکر انتقادی، افزایش توان تشخیص محتوای جعلی، ایجاد منابع معتبر اطلاعاتی و حفظ آرامش در شرایط بحرانی، بخشی از الزامات این میدان جدید است، هوش مصنوعی در حال تغییر قواعد جنگهای نوین است؛ جنگی که در آن اطلاعات به اندازه تجهیزات اهمیت دارد، ادراک میتواند به اندازه قدرت نظامی تعیینکننده باشد و تصمیمگیری درست میتواند سرنوشت یک بحران را تغییر دهد، آینده جنگ صرفاً جنگ بر سر زمین و تجهیزات نخواهد بود؛ بلکه تا حد زیادی جنگ بر سر اطلاعات، روایت، ادراک، تصمیم و اراده انسانها خواهد بود و در این میدان، هوش مصنوعی یک ابزار بسیار قدرتمند است؛ اما در نهایت این انسان است که باید یاد بگیرد چگونه در برابر فناوری، فریب و عملیات شناختی، قدرت تشخیص و استقلال تصمیم خود را حفظ کند