۲۲ / تير / ۱۴۰۵ - 13 July 2026
10:59
کد خبر : 9770808
۱۰:۵۶

۱۴۰۵/۰۴/۲۱
یادداشت |

وقتی حتی سنگ‌ها هم با مردم گریستند؛ روایت آخرین لحظات وداع با پیکر مطهر رهبر شهید در جوار امام رضا (ع)

سایه‌ی امنِ ما به خاک سپرده شد و جهان در سیاهیِ سوگ فرو رفت؛ امروز با چشمانی خون‌بار و قلبی از هم گسیخته، با رهبر شهید وداع کردیم که رفتنش، تپشِ قلبِ این ملت را متوقف کرد و خاک از سنگینی این سوگ جانسوز گریست.

وقتی حتی سنگ‌ها هم با مردم گریستند؛ روایت آخرین لحظات وداع با پیکر مطهر رهبر شهید در جوار امام رضا (ع)

به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی از مشهدمقدس، آنجا که آسمان گویی از سنگینیِ بارِ این اندوه، به لرزه افتاده و با ناله‌ عزاداران هم‌صدا شده است، تاریخ ایستاد تا شاهد یکی از مقتدرانه‌ترین و در عین حال اندوهگین‌ترین وقایع بشری باشد. امروز، مشهد مقدس نه یک شهر، که قلب تپنده‌ی ایران شد؛ قلبی که با رفتن رهبر شهید، از درد می‌لرزید اما با شعار انتقام، صلابت خود را فریاد می‌زد.

تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (رضوان الله علیه) و اعضای عزیز خانواده ایشان، از ابتدای خیابان امام رضا (ع) آغاز شد؛ جایی که انبوهِ بی‌کران جمعیت، گویی از تمامِ رگ‌های این خاک، برای آخرین وداع به مشهد جاری شده بودند. خیابان‌ها در میان دو رنگِ سوگ و پایداری محصور گشته بود: سیاهیِ عزاداری که نشان از فقدانی بی‌مانند داشت، و سرخِ پرچم‌های «انتقام» که نویدِ پایانِ خون‌آشامی مستکبران را می‌داد.

هر بار که طنین صدای رهبر شهید از بلندگوها در میان جمعیت می‌پیچید، موجی از اشک و ناله مقتدرانه، فضای شهر را در می‌نوردید. میلیون‌ها دلداده، علی‌رغم گرمای سوزان، با اراده‌ای پولادین، مسیر را برای عبور پیکر مطهر پوشانده بودند. شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل تنها کلمات نبودند؛ بلکه فریادِ جان‌های زخمی بود که به دشمن می‌گفت: ما رهرو امامیم و مسیر ما از خون تو می‌گذرد.

لحظه‌ای که فرزند ارشد رهبر شهید، در صحن پیامبر اعظم (ص) بر پیکر مطهر ایشان نماز گذارد، گویی زمان در جریان خونِ عزاداران ایستاد. آن صحنه، وداعی بود که همزمان هم مقتدرانه بود و هم چنان جانسوز که لرزه بر اندام دشمنان می‌انداخت.

سرانجام، پیکر مطهر در رواق دارالذکر، در همان نقطه‌ای به خاک سپرده شد که سال‌ها با عشق و تواضع به سوی آن قدم می‌زد؛ در نزدیکی بارگاه امام رضا (ع). امروز مشهد شاهد یک تشییع نبود، بلکه شاهد یک بیعت خونین بود؛ بیعتی که با شعار انتقام مهر و موم شد و نشان داد که اگرچه قامت رهبر از میان برداشته شده، اما اراده‌ی او در خونِ میلیون‌ها عزادار جاودانه گشته است.

چقدر سنگین است این وداع... چقدر دشوار است نگریستن به پیکری که سال‌ها سایه‌ی امنِ زندگی ما بود. مشهد، شهرِ گریه است؛ شهری که با هر ناله، آسمان را به لرزه درمی‌آورد. از رواق دارالذکر، تنها یک صدا می‌آید: صدایِ شکستنِ قلب‌های میلیون‌ها دلداده. پیر و جوان، در میان گرمای خورشید و سوزِ اندوه، تنها یک خواسته داشتند: کاش می‌توانستیم آخرین نگاه را به تو داشته باشیم...

در میان غوغای اشک و طنینِ سوگوارانه‌ شعارها، شکوهی مقتدرانه از دلِ رنج برمی‌خاست؛ شکوهی که از تلاقیِ خون و وفاداری زاده شده بود. میلیون‌ها سوگوار که در میعادگاه مشهد، چشم به اشک و قلب به تپش، گرد آمده بودند، با تجدید بیعت با رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی)، پیامی از جنس فولاد بر لبان خود جاری کردند.

آن‌ها با اعلام صریح حمایت از حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (مدظله‌ العالی)، فریاد دادند که با رفتنِ آن رهبرِ شهید و آن پدرِ مهربان، نه پیوند ملت و رهبری گسسته می‌شود و نه مقتدرانه بودنِ این نظام مقدس از میان می‌رود. این بیعتِ میلیونی، نه تنها تسلای دل‌های سوگوار، بلکه زلالی از صلابت در برابر چشم‌های دشمن بود؛ پیامی که می‌گوید: ما در اوجِ تلخ‌ترینِ سوگ‌ها، هم‌مسیر، هم‌میهن و هم‌بیعت باقی می‌مانیم.

این تجلیِ بیعت، گواهی بود بر این حقیقت که نظام مقدس جمهوری اسلامی با عبور از سخت‌ترینِ آزمون‌ها، با صلابتی بی‌سابقه به مسیر خود ادامه می‌دهد و رهبریِ معظم انقلاب، تداوم همان مسیرِ مقتدرانه و روشن است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید