
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج، در استان لرستان، دختری ۱۴ ساله با قلم و کاغذ، زندگی کردن را دوباره معنا کرده است. ترنم چاووشی، دانشآموز پایه نهم مدرسه تیزهوشان (فرزانگان)، شاعری را از یک تشویق ساده شروع کرد و امروز اشعارش در جشنوارههای استانی و کشوری میدرخشد.
اما جالب است بدانید که او از کودکی، بیشتر از هر چیز، عاشق کتاب بود.
نقطه شروع؛ یک معلم، یک تشویق، یک تصمیم
ترنم از همان سالهای اول، عضو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. کتاب میخواند، در نشستهای ادبی شرکت میکرد و گاهی داستانهای کوتاه مینوشت. اما شعر، داستان دیگری داشت.
«در اولین جلسه کلاس ادبیات در پایه هشتم، استاد بزرگوارم جناب آقای ناصری مرا تشویق کردند. همان شب تصمیم گرفتم یک شعر در وصف حضرت علی (ع) بنویسم. چند ساعت تمرکز کردم و بالاخره موفق شدم. همان جا نقطه شروع من بود.»
روزهای اول؛ وقتی احساس میکردم از پسش برنمیآیم
اگرچه فضای خانوادهاش همیشه با شعر عجین بود، اما روزهای اول آسان نبود:
«در ابتدای نوشتن شعر احساس میکردم از پسش برنمیآیم. اما برای اولین بار تمام تلاشم را کردم و در آخر توانستم چند بیتی را روی کاغذ بیاورم.»
همین «چند بیت» اول، سرآغاز مسیری شد که او را تا امروز همراهی کرده است.
راز موفقیت؛ اولویت همیشگی کتاب خواندن
ترنم راز پیشرفت خود را ساده میگوید، اما عمیق: «خواندن کتاب همیشه برای من اولویت بوده است. با شروع علاقه به شعر، خواندن کتابهای شاعران مورد علاقهام جزو اولویتهای مهم زندگیام شد.»
او نوشتن را از سطح مدرسه شروع کرد، در جشنوارههای استانی و کشوری شرکت کرد و مقام آورد. گام به گام، اما محکم.
خستگی، هست؛ اما ناامیدی، نه!
ترنم صادقانه از خستگیهایش میگوید، اما تأکید میکند که تفاوت بزرگ میان او و کسانی که رها میکنند، در یک کلمه است:
«همه انسانها در بعضی مقاطع خسته میشوند و جاهایی کم میآورند. اما مهم این است که ناامید نشوند. من هم مواقعی خسته شدم، اما ناامید نه.»
و نیروی تازه کردن انگیزهاش چیست؟ خود شعر:
«علاقه من به شعر باعث شده است که با خواندن یک بیت شعر، دوباره وارد این فضا بشوم.»
افتخارآمیزترین چیز؛ یاد گرفتن «زیستن» با شعر
ترنم وقتی از مهمترین دستاوردش میپرسیم، پاسخش شبیه هیچ کس نیست. او از افتخارات و رتبهها نمیگوید، از چیز دیگری میگوید:
«شعر، ریسمانی است که جان آدمی را به آسمان بیپایان خیال پیوند میزند. کاری میکند در هیاهوی سرد زندگی، گرمای معنا را در رگهایت جاری کند. برای همین من با شعر خواندن و نوشتن، زیستن را آموختم.»
و تأکید میکند: «نوشتن چندین شعر برای اهل بیت (ع)، تأثیرات مثبتی در زندگی من داشته است و این برای من بزرگترین افتخار است.»
چرا او از دیگران متمایز شد؟
وی راز تمایز خود را در یک ویژگی ساده میداند: فعال بودن از کودکی.
«هر انسانی باید در عرصههای مختلف پا بگذارد تا علاقه و مهارت و استعداد خود را پیدا کند. من از کودکی در کلاسهای مختلف هنری شرکت کردم. وقتی دیدم توانایی نوشتن دارم، وارد این حوزه شدم.»
و مهمتر از همه: «علاقه من به ادبیات از سنین کم همراه من بوده است.»
هدف بعدی؛ اشعار دلنشینتر و شاید تحصیل در ادبیات
ترنم از آیندهاش میگوید: «تمام سعیام را میکنم تا اشعار دلنشین دیگری بنویسم و تا آنجا که میشود در جشنوارههای فرهنگی و هنری شرکت کنم. شاید هم روزی بخواهم در رشته ادبیات تحصیل کنم...»
توصیه به نوجوانانی که میخواهند شاعر شوند «در مرحله اول، تنها باید قلم بر دست بگیرید و بنویسید. از چیزهایی بنویسید که توانایی آن را دارید. از چیزهایی که دربارهشان میتوانید شعری روی کاغذ بیاورید.»
و فراموش نکنید: «در مرحله اولیه نباید ناامید شوید. همیشه استمرار در کار را پیشه کنید. استمراری برای پیشرفت کردن و بهبود بخشیدن به اثری که خلق کردید.»
دوستان خوبم، در گوشهای از لرستان، دختری ۱۴ ساله با چند بیت شعر در وصف حضرت علی (ع) شروع کرد. نه بودجهای داشت، نه کلاس ویژهای. فقط یک معلم مهربان، یک قلم، یک کاغذ و دلی که پر از حرف بود. امروز ترنم چاووشی میگوید «با شعر زیستن را یاد گرفتم» و به همه شما میگوید: «قلم را بردارید و بنویسید. استمرار، شما را به جایی میرساند که رویایش را هم نمیدیدید.»
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛