جمعی از زنان و مادران اصفهانی با پلاکاردهایی در دست و پرچم های بر دوش به عنوان مادرانی در پهنه هستی، کنار فرزندانشان ایستادهاند. شعارشان ساده است: «مادری مرز ندارد»؛ شعاری مادرانه از عشقی که افق ندارد.
کمی زودتر از زمان قرار در محل حاضر شدم. جمعی از زنان و مادران به همراه فرزندانشان آمده بودند تا فریاد اقتدار و حمایت خود را به گوش جهانیان برسانند. چشمم به دخترانی با روسری صورتی رنگ و چوبپری با همان رنگ میافتد که مسیر راهپیمایی را آماده حضور زنان خط مقدم کرده بودند. چوبپرها یادگاری از یک دیدار بود؛ دیدار رهبر شهید با دختران ایران که جلوه بسیار لطیف و زنانهای به فضای پل خواجو میداد.
مسیر راهپیمایی نیز سرتاسر مزین به پرچم سه رنگ ایران است و قرار بر این است که راهپیمایی روی پل خواجو باشد. زنان و کودکان در ضلع شمالی پل خواجو تجمع میکنند و شعار سر میدهند: «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر منافق»،«مرگ بر آشوبگر» و شعارهای حماسی و ملی دیگری که همچون مشتی محکم بر دهان دشمن کوبیده میشود. شعارهایی با مضامین ولایت فقیه و اتحاد «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده» که صدای اتحاد و عزم راسخ این زنان و کودکان را به گوش میرساند.
این یک راهپیمایی نبود، بلکه گسلی بود از سکوت؛ گسلی که در آن، صدای خندههای کودکان اصفهانی با خاطره بغضهای فروخورده کودکان دیگر سرزمینها در هم آمیخت. مادران نیز نه با دستانی خالی، بلکه با کولهباری از احساس و تجربههای مشترک انسانی، در این مسیر قدم میزنند و نگاهشان به چهره معصوم فرزندان خودشان و تمام کودکان جهان دوخته شده است. تصورش سخت نیست، مادری که در آغوشش هم آرامش فرزند خود را حس میکند و هم سنگینی داغ کودکی دیگر را که شاید نامش را هم نمیداند.
«مادری مرز ندارد»؛ یعنی دردی که از چشمهای گریان کودکی در دوردست، به چشمهای مادری در اصفهان سرایت میکند؛ یعنی آن پیوند ناگسستنی که فراتر از زبان، فرهنگ و خطوط فرضی روی نقشه است. این راهپیمایی نمایشی از قدرت یک احساس بود، احساسی که میتواند انسانها را حتی آنهایی که هرگز یکدیگر را ندیدهاند، به هم پیوند دهد.
کودکان، با آن نگاههای پرسشگرشان، شاید دلیل این گردهمایی را دقیق نمیفهمیدند، اما حضورشان، معصومیت و امید را در فضا پراکنده بود. آنها، تجسم آیندهای بودند که مادران امروز برایش تلاش میکردند؛ آیندهای بدون ترس، بدون گرسنگی، بدون اضطراب. نسیمی که در میان جمعیت میوزید، بوی لالاییهایی را با خود داشت که برای تمام کودکان جهان، از غزه تا اوکراین، از یمن تا هر نقطه دیگر، خوانده میشد.
پذیرایی پشمک برای کودکان توجهم را به خود جلب کرد. چقدر خلاقانه و همدلانه که برای حضور کودکان در این تجمع نیز از قبل برنامهریزی شده است تا لبخند بر لبانشان جاری شود، همچنین وقتی اهتزاز پرچم جمهوری اسلامی ایران و حزبالله لبنان را در این جمعیت میدیدیم، بیشتر به عمق اتحاد و همدلی زنان و مادران ایرانی با زنان جبهه مقاومت پی میبردیم؛ زنانی که مقتدرانه در مقابل دشمن ایستادهاند و حماسههای جبهه مقاومت را در منطقه رقم زدهاند.
جمعیتی از زنان دست در دست فرزندانشان و برخی نیز فرزندان خود را از گهواره در این مسیر همراه میکنند. بادکنکهایی با ترکیب سه رنگ پرچم کشورمان که در دست کودکان است، جلوه ملی به این راهپیمایی داده است. بانویی که به همراه خانواده خود در این راهپیمایی همقدم و همراه شده است، از علت حضور خود اینگونه به خبرنگار ایمنا میگوید: برای ابراز حمایت از تمامی کودکانی که قربانی خشونت، بحرانها و فقدان امنیت در جهان هستند، تصمیم گرفتهام صدای خود را بلندتر از گذشته به گوش جهانیان برسانم و باور دارم هیچ کودکی، در هیچ نقطهای از این کره خاکی، شایسته تجربه جنگ، تهدید، ناامنی یا هر گونه بهرهکشی نیست و کودکان باید در فضایی سرشار از صلح، امکان رشد، آموزش و آرامش زندگی کنند؛ این حق طبیعی و غیرقابلانکار آنها است.
زنان جبهه مقاومت، الگوی جدیدی از «زن و زنانگی» را به جهانیان معرفی کردهاند
وی با اشاره به مظلومیت شهدای میناب در جنگ اخیر میافزاید: حق کودکان ایران، لبنان و غزه نیست که در جنگ به سر ببرند و همچنین حق کودکان اروپایی و آمریکایی نیست که به جزیره اپستین بروند! همانگونه که به ما در جنگ ظلم میشود، به کودکان غرب نیز به نام تمدن ظلم میشود و ما میخواهیم از حقوق تمام مردم در جهان حمایت کنیم.
این مادر حماسهساز که به همراه سه فرزند کودک خود در این تجمع مردمی حاضر شده است، درباره نقش زنان و مادران در جنگ عنوان میکند: در جریان جنگ تحمیلی سوم شاهد مقاومت و حماسهسازی زنان بودیم، همچنین زنان فلسطین در چند سال اخیر، الگوی جدیدی از «زن و زنانگی» را به جهانیان معرفی کردهاند و به نظرم نیاز است در تمام دانشگاههای جهان، رشنهای تحت عنوان «جامعهشناسی زنان در جنگ» تعریف شود و مطالعاتی بر آن انجام بگیرد، چراکه نقش زنان در جنگ کمتر از مردان نیست.
مسیر راهپیمایی به اتمام میرسد و تجمع زنان و فرزندان در ظلع جنوبی پل خواجو که نمادی از فرهنگ و تاریخ این کشور است، توقف میکند. دختری نوجوان با لحنی مقتدر و حماسی رجز میخواند و کجاست دشمن تجاوزگر که ببیند جمهوری اسلامی ایران، چنین شیرزنانی و شیردخترانی دارد که جان را برای دفاع از حریم مقدس کشورشان بر دست میگیرند و برای اعتلای حقیقت فدا میکنند.
این زنان، مادران و فرزندانشان آمدهاند تا حمایت کنند از تمام مادران و فرزندانی که سالهاست در جنگ به سر میبرند، اما همچنان استوار ایستادهاند و قد خم نکردهاند؛ اینها آمدهاند تا مقاومت خود را در برابر ظالمان و جبهه استکبار جهانی که تاریخ از ذکر نامشان شرمسار است و خواهد بود، نشان دهند.