
به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، دیروز، در میان گرد و غبار جاده عشق، من خبرنگاری بودم که با دوربینم قدم به قدم خدمترسانی موکبهای مردمی را ثبت میکردم؛ موکبهایی که با نان گرم، چای تازهدم، و لبخندهای بیریا، زائران سیدالشهدا(ع) را بدرقه میکردند. صدای سلام و صلوات، بوی قهوه عربی و پرچمهای برافراشته یا حسین(ع) در قاب عکسهایم ماندگار شد.
اما امروز…، امروز دیگر پشت لنز نیستم؛ خودم سوژه سفرم. دلم از دیروز تا امروز، از گزارش تا زیارت، فاصلهای به کوتاهی یک «لبیک یا حسین(ع)» طی کرده؛ حالا من هم در صف عاشقانم، کولهام را به دوش انداختهام، در میان جمعیتی که همه به یک سمت میروند؛ سمت گنبدی که خورشید در برابرش سر خم میکند.
اینجا، جاده نجف تا کربلا، جادهای است که هر قدمش معراج دل است. من خبرنگار بسیجی، که دیروز روایتگر خدمت بودم، امروز روایتگر عشق شدهام؛ عشقی که هیچ قلمی توان نوشتنش را ندارد و هیچ دوربینی توان ثبتش را؛ اینجا تنها باید با اشک نوشت و با قلب ثبت کرد.
انشاءالله در کربلا، کنار ضریح خونین سیدالشهدا(ع)، برای همه آنهایی که دلشان تنگ حرم است، دعا خواهم کرد؛ برای همسنگران خبری، برای خادمان جاده، و برای هر دلی که هنوز صدای «هل من ناصر» را میشنود و پاسخ میدهد.
خبرنگار: علی اکبری ساجد
انتهای پیام/
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛