به گزارش خبرگزاری بسیج استان خراسان رضوی، فریبا کیانی، کارشناس و پژوهشگر رسانه و ارتباطات در یادداشتی نوشت: مدرسه باید دروازه دانایی باشد، نه مرزی برای عبور از هویت. هیچ دختری نباید به دلیل انتخاب پوشش خود، میان برخورداری از آموزش و پایبندی به باورهای دینیاش یکی را انتخاب کند. اگر حجاب بهانهای برای محرومیت از آموزش شود، سکوت مدعیان حقوق زنان نیز به پرسشی جدی درباره فراگیری و صداقت این ادعاها تبدیل خواهد شد.
آنچه درباره محدودیت ورود دانشآموزان محجبه و برخی معلمان زن به مدارس جمهوری آذربایجان گزارش شده، فراتر از اختلافنظر درباره پوشش است. این موضوع، نسبت میان آزادی وجدان، حق آموزش و برابری فرصتها را به آزمون میگذارد؛ آزمونی که نتیجه آن باید در رفتار نهادهای مسئول و مدافعان حقوق بشر نمایان شود.
جمهوری آذربایجان کشوری با اکثریت جمعیت مسلمان است. از همین رو، هرگونه محدودیت احتمالی در زمینه پوشش دانشآموزان و معلمان، نیازمند توضیح روشن درباره مبنای قانونی، ضرورت و تناسب آن است. گزارشهای مربوط به جلوگیری از ورود دختران محجبه به کلاسهای درس یا محدودیت برای معلمان زن با پوشش اسلامی نیز باید با دقت و از طریق منابع معتبر بررسی شود.
حجاب برای بسیاری از زنان مسلمان، بخشی از هویت دینی و انتخاب آگاهانه آنان است. احترام به این انتخاب، به معنای نادیده گرفتن مقررات آموزشی نیست؛ بلکه مستلزم آن است که هرگونه محدودیت بر اساس قانون روشن، دلایل قابل دفاع و رعایت حقوق اساسی افراد اعمال شود. حق آموزش نباید به ابزاری برای وادار کردن افراد به انکار باورهایشان تبدیل شود.
حقوق زنان نباید گزینشی باشد
پرسش اساسی اینجاست که چرا در برابر گزارشهای مربوط به محرومیت احتمالی دختران و معلمان محجبه از حضور در محیطهای آموزشی، واکنش نهادهای مدعی دفاع از حقوق زنان و آزادیهای فردی باید مورد پرسش قرار نگیرد؟ اگر آزادی انتخاب، کرامت انسانی و دسترسی برابر به آموزش اصولی فراگیر هستند، این اصول باید درباره زنان مسلمان نیز به همان اندازه مورد توجه باشند.
دفاع از حقوق زنان زمانی معنای واقعی پیدا میکند که به زنانی با سبکهای زندگی، باورها و انتخابهای گوناگون محدود نشود. زن مسلمان نیز باید بتواند بدون آنکه برای اثبات شایستگی علمی و حرفهای خود ناچار به کنار گذاشتن پوشش مورد اعتقادش باشد، دانشآموز، معلم و عضوی فعال در جامعه باقی بماند.
از همین منظر، هرگونه تفاوت در برخورد با نمادهای دینی و پوششهای مذهبی باید با معیارهای روشن و یکسان بررسی شود. نمیتوان از آزادی وجدان و حق انتخاب سخن گفت، اما درباره محدودیتهایی که ممکن است زنان مسلمان را از فرصتهای آموزشی محروم کند، بیتفاوت ماند.
پرسش از دولت باکو و نهادهای بینالمللی
در این میان، روایت دختران و معلمانی که گفته میشود با محدودیت ورود به مراکز آموزشی مواجه شدهاند، باید با دقت و راستیآزمایی بازتاب یابد؛ نه در هیاهوی تبلیغاتی گم شود و نه بدون مستندات کافی به ابزاری برای تشدید تنشهای سیاسی تبدیل شود.
دولت جمهوری آذربایجان باید درباره مبنای قانونی و ضرورت چنین محدودیتهایی توضیح دهد و روشن کند که چگونه میان مقررات آموزشی و حقوق بنیادین شهروندان توازن برقرار میکند. در مقابل، نهادهای بینالمللی و سازمانهای مدافع حقوق زنان نیز باید نشان دهند که معیارهای اعلامشده آنان در دفاع از آزادی وجدان، منع تبعیض و حق آموزش، درباره زنان مسلمان نیز بهصورت یکسان اجرا میشود.
در کنار این پرسشها، نسبت دادن محدودیتهای احتمالی به طراحی و برنامهریزی دولتهای خارجی، از جمله آمریکا و اسرائیل، بدون شواهد مستقل نمیتواند بهعنوان واقعیتی اثباتشده مطرح شود. نقد سیاستها و مطالبه پاسخگویی، زمانی اثرگذارتر خواهد بود که بر اسناد معتبر و شواهد قابل بررسی تکیه داشته باشد.
هیچ دختری نباید برای ورود به کلاس درس، میان آینده تحصیلی و باور دینی خود یکی را انتخاب کند. اگر دفاع از حقوق زنان به معنای پاسداری از کرامت انسانی، آزادی وجدان و فرصت برابر است، این اصول نباید با توجه به دین، ملیت یا نوع پوشش افراد تغییر کنند.
امروز، پرسش از دولت باکو درباره ضرورت و تناسب محدودیتهای گزارششده، به همان اندازه اهمیت دارد که پرسش از نهادهای بینالمللی درباره مسئولیتشان در برابر حقوق دختران و زنان. آموزش باید مسیر دانایی و پیشرفت باشد، نه ابزاری برای محروم کردن انسانها از حق انتخاب و هویتشان.