
به گزارش خبرگزاری بسیج گیلان،مادران شهدا در سالهای دفاع مقدس، با وجود دلبستگی و نگرانی برای فرزندانشان، شاهد انتخاب آنان برای دفاع از میهن بودند؛ مادرانی که پس از شهادت فرزندانشان نیز با حضور در مراسمها و زنده نگهداشتن یاد شهدا، روایتگر ایثار و پایداری آنان شدند.
کتابهایش را جمع کرد و گفت :«باید بروم»
نگار جمالی، مادر شهید دانیال امامی، در گفتوگو با بسیج با بیان اینکه پسرش از کودکی آرام، مذهبی و کمکحال خانواده بود، اظهار کرد: دانیال با وجود سن کم، تصمیمش را برای رفتن به جبهه گرفته بود و از تصمیم خود برنگشت.
وی با اشاره به روزی که دانیال تصمیمش را با او در میان گذاشت،افزود: دانیال در بسیج فعالیت داشت وقتی تصمیم گرفت به جبهه برود به مدرسه رفت، کتابهایش را جمع کرد و آمد و گفت: «من باید بروم؛ باید تحصیل را کنار بگذارم.» تصمیمش را گرفته بود.
مادر شهید امامی با بیان اینکه نگران کمسنوسالی فرزندش بوده است، افزود: به او میگفتم :«سن تو کم است و نمیتوانی شرایط جبهه را تحمل کنی»، اما دانیال تصمیم خودش را گرفته بود و برای رفتن تلاش میکرد.
وی گفت: دربرابر اصرار من به ماندن و دلتنگی های در نبودش ،گفت:«مادر تو چشم منی اما امام قلب من است».
جمالی با اشاره به اخلاق و رفتار فرزندش گفت: دانیال هرجا بود، نماز اول وقت میخواند و در کارهای زندگی کمکحالم بود.
وی همچنین از اعتماد یک روحانی کاشانی به دانیال یاد کرد و گفت: آن روحانی وسایلی میآورد و دانیال برایش کار میکرد. او مبلغی هم به دانیال میداد و پسرم امین آن روحانی بود.
حتی مجروحیت در والفجر ۹ مانع ادامه مسیرش نشد
مادر شهید امامی با بیان اینکه دانیال پس از چند ماه حضور در جبهه به خانه بازگشت، گفت: او دوباره برای رفتن تلاش میکرد و من از این بابت ناراحت بودم. دانیال برایم دلیل میآورد و میخواست قانعم کند. پس از مجروحیت هم میخواست زخمهایش را درمان کند تا بتواند به جبهه برگردد.
وی ادامه داد: در عملیات والفجر ۹ در جبهه سلیمانیه عراق بهشدت مجروح شد و مدتی در بیمارستان شهید فیاضبخش تهران بستری بود.حتی با وجود جراحت شدید برای بازگشت به جبهه تلاش میکرد.
جمالی با اشاره به اینکه لباسهایش را برای یادگاری نگه داشتهام، گفت:خبر شهادتش را سپاه به ما داد.
وی از دلتنگیهایش برای فرزند شهیدش گفت و تصریح کرد: گاهی به خوابم می آید ،بعداز احوالپرسی و درد دل به او میگویم: «چرا من را تنها گذاشتی؟» و از او میخواهم سلامم را به فرمانده ارشدش برساند.
مادر شهید امامی با اشاره به برگزاری یادوارههای شهدا و نقش آنها در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، از دیدار سردار قاسم سلیمانی در جریان برگزاری کنگرهای یاد کرد و گفت: سردار شهید سلیمانی را از دور دیدم و دو روز پیش از شهادتش برایش نامه نوشته بودم.
تا جایی که بتوانم در اجتماعات شبانه شرکت میکنم
جمالی با اشاره به شهادت رهبر شهید گفت: وقتی خبر را شنیدم، از شدت ناراحتی ملت و مبهوت بودم و از دخترم پرسیدم آیا خبر درست است یا نه. رهبر شهید را دوست داشتم و به همین دلیل، تا جایی که بتوانم در مراسمها شرکت میکنم.
وی افزود: همیشه در صحنه و در مراسمهای مربوط به انقلاب، امام، دین و اسلام حضور داشتهام. انشاءالله در راه رهبر جدید هم خواهم بود و تا آخرین لحظه پشتیبان ولایت فقیه میمانم.
مادر شهید امامی با اشاره به مقاومت مردم ایران و حضور در صحنه آنها گفت:خطاب به مسئولان نیز گفت: همانطور که ما مردم پشت شما مسئولان هستیم، مسئولان هم باید همراه مردم باشند و به مردم کمک کنند.

قابهایی که خاطره دانیال را زنده نگه میدارندو مادر با او زندگی می کند
بر دیوار خانه قاب عکسهای دانیال در کنار تصاویر روزهای جبهه و دوستانش یاد روزهایی را زنده نگه داشته است که این نوجوان دلیر با اراده استوار قدم در راه دفاع از میهن گذاشته است.
در میان این قابها، تصویر امام خمینی(ره)، رهبر شهید و رهبر عزیز ایران امام سید مجتبی خامنه ای مدظله العالی، برای این خانواده یادآور روزهای پرفرازونشیب انقلاب و دفاع مقدس است.
مادر شهید هر روز چشم به عکس فرزندش میدوزد؛ به چهره نوجوانی که با لباس بسیجی راهی جبهه شد و یاد و خاطرهاش همچنان در خانه زنده است.

لباس اتوکشیده دانیال، از یادگارهای ارزشمند مادر است؛ نشانی از روزهایی که فرزندش در کنار او زندگی میکرد. مادر با نگاه به عکسها و لباس او، خاطراتش را مرور میکند؛ از رفتن دانیال، دلتنگیهای پس از شهادتش و افتخاری که به راه او دارد. سالها گذشته است، اما یاد فرزند در قابهای دیوار و در دل مادر همچنان زنده مانده است.

شهادت برادرم برای خانواده عزت و افتخار آفرید
فاطمهزهرا امامی، خواهر شهید نیزدر گفتوگو با بسیج با بیان اینکه برادرش را جوانی خونگرم، مظلوم و مذهبی بود، گفت:دانیال عاشق انقلاب و امام بود. پدر در قید حیات نبود و خانواده با دشواریهای زندگی روبهرو بود؛ با این وجود، دانیال با سن کم و در حالی که درس میخواند، تصمیم گرفت تحصیل را کنار بگذارد و به جبهه برود.
وی با بیان اینکه مادرشان از رفتن دانیال نگران بود، افزود: مادرم به او میگفت سنش کم است و امکان حضور در جبهه را ندارد، اما دانیال برای رفتن تلاش میکرد و حتی میکوشید سن و قدش را بهگونهای نشان دهد که شرایط اعزام را پیدا کند.
خواهر شهید امامی گفت: دانیال نخستین بار به جبهه رفت و چند ماه آنجا ماند. وقتی برگشت، دوباره برای رفتن تلاش میکرد و مادرم از این بابت ناراحت بود. او برای مادر دلیل میآورد و میگفت راهی را که انتخاب کرده است، میخواهد ادامه دهد.
وی با اشاره به مجروحیت برادرش اظهار کرد: بعد از چند ماه، نامه آمد که باید به بیمارستان برگردد، اما دانیال زخمهایش را درمان میکرد تا بتواند دوباره به جبهه برود. مدتی در بستر بیماری بود و برای درمان به رشت و تهران رفت، اما سرانجام به شهادت رسید.
خواهر شهید با بیان اینکه دفاع از میهن تا کمک حال بودن خانواده باوجود سختی زندگی دراپلدیت بود،گفت: برادرم با وجود همه سختیها و نیازهایی که در خانه داشتیم، برای مقابله با دشمن و حفظ کشور، نظام و انقلاب تلاش کرد به جبهه برود،
وی افزود: شهادتش برای خانواده بزرگی، عزت و افتخار به همراه آورد و من افتخار میکنم چنین برادری داشتم.
ایستادگی خانوادهها، ادامه راه شهداست
روایت مادر و خواهر دانیال امامی، صرف بیان دلتنگی از فقدان ظاهری برای فرزندی روایت خانوادهای است که با وجود رنج و دشواری، به انتخاب او افتخار میکند و یاد و راهش را زنده نگه میدارد.
آری حضور مادر شهید باوجود کهولت سن در مراسمها، نگهداری یادگارهای فرزند و ایستادگی خواهر در ادامه راه شهدا، جلوهای از پایداری خانوادههایی است که پس از شهادت عزیزانشان نیز بر عهد خود با آرمانهای آنان ماندهاند.
شهید بسیجی دانیال امامی دوم آذر ۱۳۴۹ در روستای چالهسرای شاندرمن ماسال به دنیا آمد. او در عملیات والفجر ۹ در جبهه سلیمانیه عراق بهشدت مجروح شد و پس از مدتی بستریشدن در بیمارستان شهید فیاضبخش تهران، ۱۵ فروردین ۱۳۶۵ و در ۱۶سالگی بر اثر شدت جراحتها به شهادت رسید.
