۳۰ / شهريور / ۱۴۰۵ - 21 September 2026
۱۲:۵۷
کد خبر : 9784354
۰۸:۲۵

۱۴۰۵/۰۶/۳۰

وقتی خاک وطن، با خونِ گل‌های بهشت سیراب می‌شود

یادداشت هفته دفاع مقدس
هفته دفاع مقدس که می‌رسد، خاک این سرزمین بوی دیگری می‌گیرد؛ بوی باروتی که با عطر شهادت آمیخته و یادآور مردانی است که روزی از میان ما برخاستند، دل از دنیا بریدند و جانشان را سپر ایران کردند. امروز که دوباره سایه جنگ بر آسمانمان افتاده، انگار تاریخ از پشت غبار سال‌ها برگشته است؛ همان خاک، همان پرچم و همان مردمی که هنوز پای وطن ایستاده‌اند.

به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان، متن یادداشت به شرح زیر است:برای خواندن تاریخ این سرزمین، کافی است کمی به خاک خیره شوی. هر وجبش، خاطره یک جوان است؛ جوانی که می‌توانست بماند، عاشق شود، خانه بسازد و پیر شود، اما سهم خودش را از زندگی بخشید تا ایران بماند.

خون شهدا در این خاک گم نشده؛ ریشه دوانده است. از همین‌روست که پرچم ایران هنوز در باد می‌رقصد؛ این پرچم از خون روییده است، نه از جوهر.

*خدا، بهترین‌ها را گلچین کرد*

شهادت قسمت هر کسی نیست. در آن کاروان بزرگ، همه راهی شدند، اما همه به آسمان نرسیدند. بعضی نام‌ها را خدا خودش از میان جمع برگزید؛ جوانانی که زمین برایشان کوچک بود و آسمان، مقصدشان شد و چه افتخاری بالاتر برای یک خانواده که فرزندش در شمار برگزیدگان خداوند قرار گیرد؟

مادر شهید، اگرچه چشمش خیس است، اما سرش را خم نمی‌کند؛ چون می‌داند جگرگوشه‌اش را به خاک نسپرده، به آسمان سپرده است.

*و حالا، مادر‌ها دوباره ایستاده‌اند*

امروز که صدای تهدید دوباره از دور شنیده می‌شود، صحنه‌ای آشنا تکرار شده است.

مادر، دست روی شانه فرزندش می‌گذارد؛ همان دستی که روزی پیشانیش را نوازش می‌کرد، حالا او را برای پاسداری از وطن آماده می‌کند.

دل مادر می‌لرزد؛ اما قدمش نه. اشک دارد؛ اما ترس ندارد.

چون مادران این سرزمین خوب می‌دانند گاهی برای آنکه خانه بماند، باید عزیزترین آدم خانه راهی میدان شود و چه شکوهی بالاتر از مادری که جگرگوشه‌اش را با اشک بدرقه می‌کند، اما با افتخار.

*ایران، هنوز همان ایران است*

امروز مردم، همدوش نیرو‌های مسلح مقتدرمان ایستاده‌اند؛ چون خوب می‌دانند دشمن با یک خاک روبه‌رو نیست، با ملتی روبه‌روست که تاریخش را با خون نوشته است.

ما می‌دانیم برای همین وجب‌به‌وجب خاک چه خون‌هایی ریخته شده. پس میدان را رها نمی‌کنیم. نه امروز. نه فردا.

*پرچمی که باید به آسمان برسد*

شهدا رفتند، اما پرچم را زمین نگذاشتند؛ آن را به دست ما سپردند. حالا نوبت ماست.

ما می‌ایستیم؛ برای ایران، برای خون شهدا، برای مادرانی که بهترین‌هایشان را تقدیم کردند و برای عهدی که نسل‌به‌نسل در سینه‌مان مانده است.

تا این پرچم، از دست ما به دست صاحب حقیقیش حضرت صاحب‌الزمان (عج) برسد؛ و آن روز، اگر کسی پرسید این ملت با خون شهدا چه کرد، پاسخ فقط یک جمله خواهد بود: پرچم را گرفتیم؛ خم نشدیم؛ زمین نگذاشتیم.

یادداشت از مریم سادات بهادر، روزنامه‌نگار، نویسنده و فعال رسانه‌ای استان کرمان


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید