
به گزارش خبرگزاری بسیج از فارس، فاطمه اسدزاده سردبیر خبرگزاری بسیج در فارس، در دلنوشته ای در رثای رهبر شهید با عنوان "من حال یعقوب را درک میکنم… در فراق تو…" نوشت:
من حال یعقوب را درک میکنم… در فراق تو…
گویی سالهاست که زمان ایستاده و نفسهایم در گرداب دلتنگی گیر کرده است.
چشمهایم هنوز به سمتی خیره میشود که روزی ردّ قدمهای تو در آن گم شد.
هر صبح به امید خبری بیدار میشوم و هر شب با همان امید ناگفته به خواب میروم.
یعقوبی شدهام که سالهاست پیراهن صبر را بر تن دارد؛
اما بوی آمدنت هنوز در مشام دلم زنده است.
این دلتنگی، هرچند سنگین، مرا به تو نزدیک میکند اما؛
به یاد تو، به نام تو، به لحظههایی که بودنَت جهان را آرامتر میکرد.
گمشدهای که ریشههای روح مرا با خودش برد،
و ماندهام میان دلی که هنوز باور نمیکند تو رفتهای
و چشمی که هر لحظه تو را در هر سوی جهان جستوجو میکند.

ای جان ایران…
نبودنت همان دردیست که یعقوب فهمید،
و من امروز با تمام جان، آن درد را لمس میکنم…
در فراق تو…
من حال یعقوب را درک میکنم… در فراق تو…
آقای من…
تو که نامت، سایهساری از وقار و آرامش بود،
اکنون نبودنت چون بادی سرد بر شانههای دل میوزد.
دلم همان دلیست که یعقوب داشت؛
چشمی که هر صبح به امید دیدار باز میشود
و هر شب با حسرتی کهنه بسته.
گمان میکردم دلتنگی فقط یک واژه است،
اما در فراق تو فهمیدم
دلتنگی، روح را پیر میکند
حتی اگر لبها هنوز حرفی از غم نزنند.
هر جای این دنیا قدم میگذارم،
حضور تو مثل نوری کمرنگ اما زنده
در گوشهای از نگاهم میدرخشد.

تو رفتهای… اما ردّ تو
از قلبم جدا نمیشود.
ای بزرگِ دل من،
ای کسی که نامت برایم حرمت بود،
در نبودنت آموختم
که عشق میتواند هم پناه باشد و هم سوز؛
و فراق، هم زخم باشد و هم مدرسه صبر.
من حال یعقوب را درک میکنم…
زیرا دلم،
در فراق تو…
هر روز،
سفیدتر میشود.
انتهای پیام/