به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، سمیه محمدی در یادداشتی به شهادت دکتر افشار خسروی و خانواده این شهید جهاد علمی اشاره کرده و آن را اعترافی به وحشت دشمن از دانش ایرانی دانسته است.
در متن این یادداشت آمده است:
ساعت هنوز به پنج و ۳۷ دقیقه صبح ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ نرسیده؛ سکوتِ پیش از سپیدهدمِ ایوان، با گرمی یک خانه گره خورده است. «افشار» در کانونِ امنِ خانواده، رایانِ چهار ماههاش را در آغوش گرفته و نیلا، آرام در کنارش آرمیده است.
همسرش الهام، چایِ تازه دم میریزد؛ این تصویری از یک خوشبختیِ ساده است که در آن سحرگاه، تمامِ دنیایِ یک مرد بود. اما چند دقیقه بعد، این «خانه»، این «مأمن» و این خانوادهی چهار نفره به همراه پدر بزرگ و مادربزرگ رایان « پدر و مادر همسر شهید خسروی » در میانِ غبار، دود و بویِ تلخِ باروت گم شدند.
آنچه در آن بامدادِ سرد بر سرِ خانهای در شهرستان ایوان آوار شد، تنها آوارِ بتن و آهن نبود؛ بلکه خطِ پایانی بود بر یک رؤیایِ ناتمام و شروع غمی بیپایان.
اما پرسش کلیدی اینجاست: چرا رژیم اسرائیل که به پیچیدهترین رادارها و فناوریهای ترور مجهز است، خانهای ساده در یک شهرستان کوچک را هدف قرار داد؟
پاسخ در هویت مردی نهفته است که در میان ویرانهها به شهادت رسید؛« افشار خسروی» دانشمند، نخبه علمی، محقق و مرد اخلاقی که در اوج نبوغ در حوزههای هوافضا و امنیت سایبری «گمنامی» را به شهرت ترجیح داد. او نخواست تیتر اول رسانهها شود و همان مرد خوش اخلاق و «افشار سادهای» ماند که مردم ایوان میشناختند.
برادرش «قباد خسروی» از ۲۴ سال مجاهدت خاموش او میگوید: از رفتوآمدهای بیشمار تهران و ایوان، از تلاشهایی که هرگز بر زبان نیاورد و وطنپرستیای که پشت نقاب یک کارمند معمولی پنهان بود.
رژیم صهیونیستی، بهتر از همسایگان و حتی شاید نزدیکان شهید، میدانست، دکتر افشار خسروی کیست. آنها در آن خانه نه یک خانواده، بلکه خطرناکترین تهدید را برای بقای پوشالی خود دیدند.
ترور شهید «افشار خسروی»، اعترافی به وحشت دشمن از دانشی بود که وی آن را نه برای شهرت، که برای سربلندی ایران هزینه کرد.
امروز، زندگی سرشار از ایثار و شهامت او در سکوت سنگین ایوان به پایان رسیده، اما تقدیر نام او را در اوج شهرت ابدی نشانده است.
امروز نامش بر پیشانی شهر میدرخشد؛ اما این شهرت مرهمی بر داغ مادر شهید خسروی نیست. مادری که امروز به جای در آغوش کشیدن فرزند و نوههایش، به قاب عکسهای ششنفره خیره مانده است.
قباد خسروی با تأکید بر روحیه الگوساز و تربیتی برادرش در نخستین یادواره «عهد ایثار» گفت: شهید خسروی همواره مشوق برادرزادهها و خواهرزادههایش بود؛ بهگونهای که اکنون تعداد ۸ نفر از این عزیزان، متخصص مغز و اعصاب، پزشک عمومی یا دانشجوی پزشکی در دانشگاههای معتبر تهران و سراسر کشور هستند و این ثمره نگاه تربیتی اوست.
به گفته برادرش، شهید افشار خسروی آرزوی ساختن خانهای نقلی در ایوان را داشت تا آرامش را به خانوادهاش هدیه کند؛ اما سرنوشت برای او «خانهای در بهشت» رقم زد.
او رفت، اما با رفتنش رازی بزرگ برملا شد: امنیت امروز ایران مدیون کسانی است که «عزت» را در «گمنامی» جستند و جان خود را در طبق اخلاص نهادند.
امروز، ایلام سوگوار است؛ نه فقط برای یک خانواده، بلکه برای ستارهای که در سکوت درخشید و در اوج مظلومیت به ملکوت پیوست. او حالا دیگر تنها یک شهروند ایلامی یا ایوانی نیست؛ بلکه الگوی تمام کسانی است که یاد گرفتند چگونه بیادعا برای خدمت به کشور جانشان را فدا کنند و در اوج بودن، «نماندن» و «نخواستن» را انتخاب کنند. یادش جاودانه، راهش پر رهرو باد.
انتهای پیام/






