تکریم دختران در سیره امام حسین (ع) یکی از نکات مهمی است که کمتر بدان توجه شده است. اینکه چرا امام حسین (ع) به مسئله دختران اهتمام ویژهای داشت و در برخورد با آنها چنان رفتاری از خود نشان میداد که برتر از نگرشهای رایج آن زمان بود، پرسشی است که این نوشتار به دنبال پاسخ آن است.

فرضیهای که در پاسخ مطرح میشود این است که سیره امام حسین (ع) را باید امتداد حرکتی دانست که جد بزرگوارش رسول خدا (ص) در جامعه ترسیم کردند.
امام حسین (ع) در فضایی قیام کرد که جامعه به سنتهای عصر جاهلی بازگشته بود، همان روش و سیرهای که رسول خدا (ص) برای اصلاح جامعه در راستای احیای سنت نبوی در پیش گرفتند.
ایشان با ابراز محبت به فرزندان خود و دادن مسئولیت به آنها و نیز اهتمام به آینده آنان و انتخاب همسران مناسب و گاه گوش فرادادن به سخنان آنها در تکریم دختران کوشیدند. تکریم دختران در سیره امام حسین (ع) در راستای احیای سیره نبوی بود.
ضرورت مسئله:
یکی از مهمترین مسائل جوامع بشری، تبعیضهای جنسیتی و نادیده گرفتن حقوق دختران و زنان است. در حالی که با مراجعه به سیره اهل بیت (ع) نشان میدهد نهتنها تبعیضی در این باره دیده نمیشود، بلکه گاهی اوقات احترام و تکریم دختران برجستهتر است. در سیره پیامبر و اهل بیت (ع)، تکریم انسان، فارغ از جنسیت، رنگ و نژاد است.
در این میان تکریم فرزندان بدون تبعیض و به ویژه تکریم دختران دارای اهمیت ویژهای است. اهمیت این مسئله وقتی بیشتر روشن میشود که وضعیت دختران و زنان را در دوران پیش از اسلام و پس از رحلت پیامبر (ص) بررسی کنیم.
همچنانکه پیامبر (ص) در فضایی که هیچ جایگاهی برای زن و دختر قائل نبودند، به مبارزه برخاست و جایگاه واقعی آنان را بازگرداند، امام حسین (ع) نیز همین رفتار را در فضایی دیگر به انجام رساند و امتداد بخشید.
اهداف مقاله :
این مقاله در پی پاسخگویی به پنج سؤال زیر است و در هر بخش، یکی از این اهداف را دنبال میکند:
هدف کلی مقاله: تبیین سیره عملی امام حسین (ع) در تکریم دختران و احیای سنت نبوی
سؤال ۱ (بخش اول): مفهوم تکریم در لغت، اصطلاح و قرآن چیست و چه جایگاهی در سیره نبوی دارد؟
سؤال ۲ (بخش دوم): وضعیت دختران در جامعه جاهلی و صدر اسلام چگونه بود و پیامبر (ص) چه تحولی ایجاد کرد؟
سؤال ۳ (بخش سوم): پس از رحلت پیامبر (ص) چه انحرافاتی در تکریم دختران ایجاد شد و چرا قیام حسینی برای احیای سنت نبوی ضرورت یافت؟
سؤال ۴ (بخش چهارم): امام حسین (ع) با چه روشهایی (اظهار عشق، واگذاری مسئولیت، تشبیه به مادر، آیندهنگری و همسرگزینی) به تکریم دختران پرداخت؟
سؤال ۵ (بخش پنجم): سیره ائمه (ع) از نسل امام حسین (ع) چگونه تداومبخش تکریم دختران بوده و چه الگویی برای خانواده امروز ارائه میدهد؟
تکریم دختران در سیره امام حسین (ع)؛ احیای سنت نبوی
بخش اول: مفهومشناسی تکریم
🔹 تکریم در لغت
تکریم در لغت به معنای گرامی داشتن و احترام است. (۱) این واژه از ریشه «کرم» گرفته شده که در زبان عربی به معنای بخشندگی، بزرگواری و شرافت است. وقتی گفته میشود «کَرَّمَ فُلاناً»، یعنی او را گرامی داشت و برای او احترام قائل شد. بنابراین، تکریم یعنی ارزش قائل شدن برای یک فرد و نشان دادن جایگاه والای او از طریق گفتار و رفتار.
در فرهنگ اسلامی، تکریم تنها یک عمل ظاهری نیست، بلکه بازتابی از نگاه درونی انسان به دیگران است. کسی که دیگران را تکریم میکند، در حقیقت کرامت انسانی آنان را به رسمیت شناخته و خود را در برابر آن مسئول میداند. این مفهوم، ریشه در عمیقترین لایههای اعتقادی مسلمانان دارد و از جایگاه ویژهای در آموزههای دینی برخوردار است. تکریم، نشانه ایمان و مهرورزی است و بدون آن، روابط انسانی رنگ میبازد.
🔹 تکریم در اصطلاح
در اصطلاح به روابط مبتنی بر حفظ ارزشهای انسانی میان افراد گفته میشود که او را از دیگر آفریدهها متمایز میکند. (۲) تکریم در این معنا، فراتر از یک رفتار ساده است و به نوعی نگاه به انسان بازمیگردد. انسانی که کرامت دارد، نمیتواند مورد تحقیر، تبعیض یا بیاحترامی قرار گیرد. این نگاه، بنیانهای عدالت و انصاف را در جامعه استوار میکند.
در روابط انسانی، تکریم یعنی آنکه فرد احساس کند دیده میشود، صدایش شنیده میشود و برایش ارزش قائل هستند. این مفهوم به ویژه در روابط خانوادگی و به خصوص در برخورد با فرزندان، از اهمیت بسزایی برخوردار است. پدر و مادری که فرزند خود را تکریم میکند، به او اعتماد به نفس میبخشد و شخصیت او را متعالی میسازد. تکریم، زمینهساز رشد و شکوفایی استعدادهای انسانی است و بدون آن، انسان دچار سرخوردگی و انزوا میشود.
🔹 تکریم در قرآن کریم
قرآن کریم بهمثابه مهمترین منبع تعالیم اسلامی، ارزش و تکریم را بر همه فرزندان آدم اطلاق میکند و میفرماید:﴿وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا﴾ (۳)
«همانا فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا بر مرکبها سوار کردیم و از چیزهای پاکیزه روزیشان دادیم و آنها را بر بسیاری از آفریدههای خود برتری دادیم.»
علامه طباطبایی این آیه را اشاره به کرامت ذاتی انسان میداند و معتقد است خداوند انسان را به طور ذاتی گرامی داشته و این کرامت، ریشه در خلقت و فطرت او دارد. (۴) همچنین علامه محمدتقی جعفری نیز آیه را ناظر به کرامت ذاتی انسان دانسته است. (۵) بر این اساس، هیچ انسانی به دلیل جنسیت، نژاد، رنگ یا موقعیت اجتماعی نمیتواند از این کرامت محروم شود. تکریم دختران در سیره معصومین (ع) نیز در همین چارچوب معنا مییابد. کرامت ذاتی انسان، پایهای است برای نفی هرگونه تبعیض و بیعدالتی در جامعه.
🔹 تکریم در سیره نبوی و حسینی
در سیره نبوی و حسینی، احترام به انسان فارغ از جنس، نو و رنگ و نژاد مورد توجه بود. پیامبر اسلام (ص) با تکریم زنان و دختران، جایگاه آنها را در جامعه عرب جاهلی متحول کرد و کرامتی به آنان بخشید که در جهان آن روزگار بینظیر بود. امام حسین (ع) نیز همین راه را ادامه داد و در سیره عملی خود، تکریم دختران را به عنوان یکی از سنتهای جد بزرگوارش احیا کرد.
امام حسین (ع) احترام ویژهای برای فرزندان خود به ویژه دختران قائل بود و به روشهای مختلف آن را ابراز میکردند؛ گاه با ابراز عالقه و محبت به دختر، گاه با تشبیه او به مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا (س)، گاه با آیندهنگری و توجه به زندگی مشترک و گزینش همسر مناسب برای او، و گاه با واگذاری مسئولیت. واگذاری مسئولیت نیز میتواند بیانگر جایگاه والای دختران در سیره امام حسین (ع) باشد.
این نگاه که انسان به دلیل انسان بودنش کرامت دارد، نه به خاطر جنسیت یا هر ویژگی دیگری، سنگ بنای تمام رفتارهای معصومین (ع) با دختران و زنان بود. آنان هیچگاه تفاوتی میان پسر و دختر قائل نمیشدند و هر دو را به یک چشم میدیدهاند. این نگاه، در روزگاری که زنده به گور کردن دختران عادی بود، یک تحول بزرگ و شگرف محسوب میشد.
🔹 ثمرات امروزی بحث
شناخت مفهوم تکریم و جایگاه آن در نگاه قرآن و سیره معصومین (ع)، اولین گام برای اصلاح نگرشهای تبعیضآمیز در جامعه امروز است. اگر بدانیم که کرامت انسانی ریشه در خلقت دارد و نه در جنسیت، هرگز دختران را کمتر از پسران نمیدانیم و برای آنان ارزشی برابر قائل خواهیم شد.
تبیین این مفاهیم در خانوادهها، مدارس و رسانهها، میتواند به تدریج باورهای غلط و رسوم جاهلی را که هنوز هم در برخی جوامع دیده میشود، ریشهکن کند. وظیفه امروز ما این است که با الهام از سیره نبوی و حسینی، تکریم دختران را در جامعه نهادینه کنیم و هیچ تبعیضی میان فرزندان خود قائل نشویم.
بخش دوم: جایگاه دختران در جامعه جاهلی و صدر اسلام
🔹 وضعیت اسفبار دختران در عصر جاهلیت
زن در دوره جاهلیت از حقوق و مزایای بسیاری بیبهره بود. جامعه عرب برای زن استقلالی در زندگی قائل نبود و حرمت و شرافتی برای او جز حرمت و شرافت خانواده نمیشناخت. دختران را زنده به گور میکردند، از ارث محروم بودند و کرامت انسانی آنان نادیده گرفته میشد. پدران بسیاری دختران خود را از ترس فقر یا ننگ، زنده در خاک دفن میکردند.
اعراب تعداد زوجات را بدون هیچ تحدیای جایز میدانستند و طلاق را بدون هیچ قید و شرطی تجویز میکردند. اگر زن میمرد، مرد میتوانست زن بگیرد، ولی اگر شوهر زن میمرد، زن حق ازدواج مجدد نداشت. تقریباً تمام ملل متمدن پیش از اسلام در این جهت مشترک بودند که زن نباید استقلال و آزادی در اراده و عمل داشته باشد و باید تحت قیومیت مرد زندگی کند.
شرایط و وضعیت زنان در دوران جاهلیت نشان میدهد که اسلام بستری را فراهم کرد تا زن به عنوان یک عنصر بیاختیار به یک عنصر پر ارزش و نقش آفرین تبدیل شود. خداوند با وجود ستم پیشگانی که زن را تحقیر کردهاند، استعداد و نبوغ ذاتی او را در جهات و ابعاد متعدد متذکر شد و با کلام محبتآمیز در قرآن کریم، مقام و شأن انسانی را به تصویر کشید.
🔹 پیامبر اسلام (ص)؛ تحولآفرین تکریم دختران
در نخستین گام، این رسول خدا (ص) بود که با تکریم زنان و دختران، جایگاه واقعی آنان را به جامعه بازشناساند. ایشان دختران را مایه نعمت و برکت و همانند پسر، نعمت و منشأ خیر معرفی کرد. رفتار پیامبر و سخنان آن حضرت تحولی در جامعه حجاز ایجاد کرد و کرامتی به دختران بخشید که در جهان آن روزگار بینظیر بود.
از ظهور اسلام، نقش زن در حوزههای فردی، اجتماعی و... پررنگتر شد و اسلام به بهترین وجه حریت و استقلال را به زن عطا کرد و شأن و منزلت و جایگاه واقعی او را که تا آن روز شناخته نشده بود، به او اعطا نمود.
خداوند متعال ضمن کلام خود به کراهت ایشان از دخترانش اشاره کرد و میفرماید: «هرگاه به یکی از ایشان مژده تولد دختری داده میشد، چهرهاش سیاه و تیره میگشت. در حالی که خشم خود را فرو میخورد، خود را از بدی مژدهای که به او داده شده بود از مردم پنهان میکرد. آیا با خواری او را نگاه دارد یا در خاک مدفون سازد، همانا زشت است آنچه بدان حکم میکنند.» (۶)
اسلام با این تفکر جاهلیت به شدت برخورد کرد و مقام دختر را بالا برد. پیامبر اکرم (ص) در این باره فرمود: «چه خوب فرزندانی اند دخترانی پوشیده و پردهنشین. هر کس یک دختر داشته باشد، خداوند او را همچون سپری از آتش برایش قرار میدهد و هر که دو تا داشته باشد، خداوند او را به واسطه آنان به بهشت برد، و اگر سه تا داشته باشد یا سه خواهر، جهاد و صدقه از او برداشته میشود.» (۷)
🔹 بازگشت سنتهای جاهلی پس از رحلت پیامبر (ص)
وضعیت دختران در دوران پس از رحلت پیامبر بسیار بهبود یافت؛ اما بعد از رحلت آن حضرت بار دیگر سنتهای جاهلی در جامعه بازگشت؛ به گونهای که اثر آن همچنان در جامعه مسلمانان دیده میشد. بهتدریج انحرافها به گونهای رشد کرد که سرانجام در زمان امام حسین (ع)، قیام پرهزینه برای اصلاح امت لازم و ضروری بود.
انحرافاتی که پس از رحلت پیامبر (ص) در جامعه پدید آمد، تنها محدود به مسائل سیاسی نبود، بلکه ارزشهای اخلاقی و انسانی نیز به تدریج رنگ باخت. تکریم دختران که یکی از دستاوردهای بزرگ پیامبر (ص) بود، بار دیگر جای خود را به نگاه جاهلی داد و دختران در بسیاری از جوامع اسلامی، از حقوق اولیه خود محروم شدند.
این وضعیت اسفبار، تا آنجا پیش رفت که امام حسین (ع) احساس کرد وظیفه دارد برای اصلاح امت جدش و احیای سنتهای فراموش شده، قیام کند. قیامی که در آن، تکریم دختران یکی از محورهای مهم رفتاری ایشان بود.
🔹 نقش مادر در جاهلیت و اسلام؛ جایگاهی که دگرگون شد
در دوران جاهلیت نقش مادر نسبت به سایر نقشهای زن پررنگتر بود و عربها تا زن مادر نشده بود او را خوار میدانستند، ولی همین که مادر میشد احترام زیادی پیدا میکرد و از این جهت به مادران خود بیشتر از زنان خود احترام میگذاشتند و میگفتند: زن قابل تعویض است ولی مادر عوض شدنی نیست.
اسلام وظیفه تأمین معاش را از دوش مادران برداشته است تا بدون دغدغه شغلی و مالی و با خیالی آسوده مهر و محبت خودشان را تقدیم فرزندانشان کنند. قرآن کریم زمانی که سفارش به احسان به پدر و مادر میکند بلافاصله زحمات مادر را متذکر میشود و میفرماید: «ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را با ناتوانی روزافزون حمل کرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان مییابد.» (۸)
امام سجاد (ع) در رابطه با حق مادر فرمودند: حق مادرت این است که بدانی او تو را چنان در خود جای داد که احدی حاضر نبود تو را بپذیرد و با تمام اعضا و جوارح به تو توجه نمود و باکی نداشت که تو سیراب باشی و او تشنه، تو پوشیده باشی و او برهنه، تو در خواب باشی و او بیدار. بنابراین، استطاعت تشکر از او را نداری مگر به توفیق الهی.
🔹 ثمرات امروزی بحث
بررسی وضعیت دختران و زنان در دوره جاهلیت و تحول عظیمی که اسلام در تکریم آنان ایجاد کرد، درس مهمی برای جامعه امروز دارد. اگر پس از رحلت پیامبر (ص)، مسلمانان از سنت نبوی فاصله گرفتند و تدریجاً به سنتهای جاهلی بازگشتند، امروز نیز این خطر وجود دارد که در اثر غفلت و کوتاهی، ارزشهای ناب انسانی و اسلامی فراموش شود.
وظیفه امروز ما این است که با بازخوانی دقیق سیره پیامبر (ص) و امام حسین (ع) در تکریم دختران و زنان، این سنت حسنه را در جامعه زنده کنیم و به نسل جوان منتقل نماییم. همچنین باید هشیار باشیم که هرگونه تبعیض میان دختر و پسر، نه تنها با سیره معصومین (ع) در تضاد است، بلکه بازگشت به سنتهای جاهلی به شمار میرود.
مادران امروز نیز باید قدر و منزلت خود را بدانند و بدانند که هیچ شغلی ارزشمندتر از نقش مادری نیست. جامعه نیز وظیفه دارد با حمایت از مادران، زمینه را برای رشد و تعالی نسل آینده فراهم کند، چنانکه اسلام با تأکید بر احترام به مادران، جایگاه والایی برای آنان ترسیم نمود
بخش سوم: ضرورت قیام حسینی برای احیای سنت نبوی
🔹 نهضت حسینی؛ اصلاح امت و احیای سنت جدش
نهضت پرهزینه امام حسین (ع) برای اصلاح امت لازم و ضروری بود. نوشتار پیشرو نگاهی اجمالی به رفتار امام (ع) دارد و بر آن است تا نشان دهد تکریم دختران در سیره ایشان، احیای سنت جد بزرگوارش و بازگشت به رفتار پیامبر (ص) و احیای یکی از سنتهای نبوی بوده است.
امام حسین (ع) در فضایی قیام کرد که جامعه به سنتهای عصر جاهلی بازگشته بود، همان روش و سیرهای که رسول خدا (ص) برای اصلاح جامعه در راستای احیای سنت نبوی در پیش گرفتند. ایشان با ابراز محبت به فرزندان خود و دادن مسئولیت به آنها و نیز اهتمام به آینده آنان و انتخاب همسران مناسب و گاه گوشفرادادن به سخنان آنها در تکریم دختران کوشیدند.
قیام عاشورا، تنها یک واقعه نظامی نبود، بلکه یک حرکت اصلاحی همهجانبه بود که تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان را در بر میگرفت. تکریم دختران، که یکی از ارزشهای فراموش شده پس از رحلت پیامبر (ص) بود، در این حرکت اصلاحی جایگاه ویژهای داشت و امام حسین (ع) با رفتار خود نشان داد که این سنت نبوی باید احیا شود.
🔹 احیای تکریم دختران به عنوان بخشی از این احیا
امام حسین (ع) در راستای احیای سیره نبوی، تکریم دختران را به عنوان یکی از اهداف رفتاری خود قرار داد. همچنانکه پیامبر (ص) در فضایی که هیچ جایگاهی برای زن و دختر قائل نبودند، به مبارزه برخاست و جایگاه واقعی آنان را بازگرداند، امام حسین (ع) نیز همین رفتار را در فضایی دیگر به انجام رساند و امتداد بخشید.
تفاوت اساسی میان رویکرد پیامبر (ص) و امام حسین (ع) در این بود که پیامبر (ص) در شرایطی به تکریم دختران پرداخت که هنوز جامعه اسلامی شکل نگرفته بود و باید از صفر شروع میکرد، اما امام حسین (ع) در جامعهای قیام کرد که مسلمانان با سیره نبوی آشنا بودند، اما به تدریج از آن فاصله گرفته بودند.
احیای سنت نبوی در تکریم دختران، نیازمند شجاعت و از خودگذشتگی بود. امام حسین (ع) با قیام خود، به همه مسلمانان نشان داد که سکوت در برابر انحرافات اجتماعی و فرهنگی، هر چند به ظاهر کوچک، میتواند جامعه را به ورطه نابودی بکشاند و تکریم دختران، یکی از آن ارزشهایی بود که نباید فدای مصلحتاندیشیهای زودگذر میشد.
🔹 امام حسین (ع) و تکریم دختران؛ چرا و چگونه
اینکه چرا امام حسین (ع) به مسئله دختران اهتمام ویژهای داشت و در برخورد با آنها چنان رفتاری از خود نشان میداد که برتری از نگرشهای رایج آن زمان بود، پرسشی است که این نوشتار به دنبال پاسخ به آن است. فرضیهای که در پاسخ مطرح میشود این است که سیره امام حسین (ع) را باید امتداد حرکتی دانست که جد بزرگوارش رسول خدا (ص) در جامعه ترسیم کردند.
امام حسین (ع) با ابراز محبت به دختران خود، دادن مسئولیت به آنها، اهتمام به آینده آنان و انتخاب همسر مناسب، و نیز گوش دادن به سخنان آنها، در تکریم دختران کوشیدند. این روشها، هر یک به نوبه خود، پیام روشنی به جامعه داشت: دختران نیز همچون پسران، کرامت دارند و باید تکریم شوند.
انتخاب همسر مناسب برای دختران، از جمله مواردی بود که امام حسین (ع) به آن توجه ویژهای داشت. ایشان هرگز اجازه نمیداد دخترانش به ازدواج افراد نالایق و ناباب درآیند، حتی اگر آن فرد، پسر حاکم وقت باشد. این رفتار، تأکیدی بر کرامت دختران و حق آنان در انتخاب همسر شایسته بود.
🔹 امتداد سیره نبوی در فضایی دیگر
پیامبر اکرم (ص) با تکریم حضرت فاطمه (س) و دیگر زنان و دختران، الگویی عملی برای جامعه اسلامی ترسیم کرد. امام حسین (ع) نیز به پیروی از جد بزرگوارش، همین الگو را در زندگی خود پیاده کرد و به دیگران نیز آموخت. ایشان نه تنها در رفتار با دختران خود، که در برخورد با دختران دیگر نیز، تکریم را سرلوحه کار خود قرار دادند.
نکته قابل توجه آن است که امام حسین (ع) در سختترین شرایط، یعنی در آستانه شهادت و در میانه نبرد، همچنان به تکریم دختران پایبند بود. اشعاری که ایشان در لحظات وداع با دختر خود سکینه سرود، نشاندهنده عمق محبت و تکریمی است که حتی در آستانه مرگ نیز از یاد نبرد.
این استمرار در رفتار، نشان میدهد که تکریم دختران برای امام حسین (ع) یک تاکتیک موقتی یا به خاطر شرایط نبود، بلکه یک باور عمیق و ریشهدار بود که از جد بزرگوارش به ارث برده بود. ایشان میخواستند به همه نشان دهند که اسلام هیچ تفاوتی میان پسر و دختر قائل نیست و هر دو از کرامت یکسانی برخوردارند.
🔹 **ثمرات امروزی بحث**
قیام امام حسین (ع) برای احیای سنت نبوی، درس بزرگی برای همه نسلهاست. امروز نیز مسلمانان وظیفه دارند با پیروی از سیره آن حضرت، در برابر هرگونه انحراف فرهنگی و اجتماعی که کرامت انسانی دختران را خدشهدار میکند، ایستادگی کنند.
تبیین اهداف قیام حسینی، به ویژه در زمینه تکریم دختران، میتواند نقش مهمی در اصلاح نگرشهای تبعیضآمیز در جوامع اسلامی ایفا کند. امام حسین (ع) با رفتار خود نشان داد که دفاع از کرامت دختران، بخشی از رسالت اصلاحی او بود و این رسالت، تا ابد ادامه دارد.
وظیفه امروز ما، به عنوان پیروان مکتب حسینی، این است که با بازخوانی سیره آن حضرت در تکریم دختران، این فرهنگ ناب را در خانوادهها و جامعه نهادینه کنیم و به جهانیان نشان دهیم که اسلام هیچ تبعیضی میان زن و مرد قائل نیست و کرامت انسانی، فارغ از جنسیت، برای همه محترم است.
بخش چهارم: جلوههای تکریم دختران در سیره امام حسین (ع)
۱. اظهار عشق و عالقه
یکی از مهمترین نکات در زندگی اجتماعی بهویژه در خانواده و در برابر فرزندان، محبتکردن به آنان و ابراز این محبت است؛ همان چیزی که در کلمات اهل بیت (ع) به وفور دیده میشود. سیره اهل بیت (ع) درباره حضرت زهرا (س) با تعابیری مانند «فداها ابوها» (پدرش به فدایش باد) (9)، «إن فاطمة منی و هی نور عینی و ثمرة فؤادی» (فاطمه پاره تن من و نور چشم و میوه دل من است) (10) و «أحب اهل الی فاطمة» (محبوبترین اهل خانهام نزد من فاطمه است) (11)، اوج این اظهار عشق و محبت است. همین رفتار در سیره امام حسین (ع) در برابر دخترانش دیده میشود.
امام حسین (ع) در یکی از سرودههای خود، محبت خود را به دخترش و مادرش چنین ابراز کرد:
«دارا بِلَسْمَ وَأُلْسُمَ وُری أَسْتَنِدْکُنَّ بِهِ السَّکِینَةُ وَالرَّبَابُ
وَلَیْثٌ وَلَذْ لِحَبِّهِمَا عِنْدِی عَتَادٌ وَلَیْسَ لِلَسَّادِ»
«به جان تو سوگند، من بانوانی را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آن دو را دوست میدارم و همه مالم را در این راه میبخشم و هیچ سرزنشکنندهای سرزنش ندارد.» (12)
این کلام سرشار از عاطفه و مهر امام به همسر و دخترش چنان در جانها ماندگار شد که اثر آن را بعد از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) نیز میتوان دید. در این کلام امام حسین (ع) هم تکریم دختر مشاهده میشود و هم عالقه و دوستی همسرش نشان داده میشود و همین ابراز عالقه است که رباب تنها یکسال با سختی بعد از عاشورا زنده ماند و سرانجام از شدت اندوه درگذشت. (13)
این ابراز عالقه به دختر و نام بردن از او و مادرش افزون بر ابراز عشق و عالقه به او بود که بیانگر اهمیت جایگاه مادر او نیز میتواند باشد.
ابراز عالقه به دختر حتی در آخرین لحظات عمر شریف امام حسین (ع) نیز دیده میشود؛ آنجا که حضرت سکینه (س) بعد از وداع با گریه به سوی پدر رفت و امام (ع) او را به سینه چسباند و فرمود:
«یَا سَکِینَةُ إِنَّ الْبُکَاءَ بَعْدِی طَوِیلًا
لَا تَجْلُ مِسْدِی حَسْرَةً حَتَّیٰ تَزُورَ الْأَلْی»
«ای سکینه، بدان که بعد از من گریه تو طولانی نخواهد شد. حسرت تا زمانی که روح در بدن دارم، با اشکبار نبود قلبم را میسوزان.»
«وَذَایِ بَالِی وَتَقْتُلِی أَنْتِ وَإِنِّی سَأُرْی تِلْکَ الْأَمَانی
یَا أَیُّهَا الْأَثْلَثُ النَّسْوَةِ بَعْدِی فَلِلْبُکَاءِ أَنْتِ أَحَقُّ»
«ای بهترین زنان، بعد از کشتهشدن من، تو برای گریه سزاوارتری.» (14)
این اشعار امام (ع) بهویژه بیت دوم که میفرماید تا زمانی که روح در بدنم هست، قلبم را با اشک مسوزان، نشاندهنده اوج محبت پدر به فرزند است.
🔹 ثمرات امروزی بحث
اظهار عشق و محبت به دختران، نه یک رفتار احساسی، بلکه یک ضرورت تربیتی و روانی است. پدران امروز میتوانند با الگوگیری از سیره امام حسین (ع)، محبت خود را به دخترانشان ابراز کنند و به آنان احساس ارزشمندی و کرامت ببخشند. این محبت، زمینهساز رشد شخصیت سالم و اعتماد به نفس در دختران است و آنان را در برابر آسیبهای اجتماعی مقاوم میکند.
۲. واگذاری مسئولیت
واگذاری مسئولیت به فرزندان نشاندهنده جایگاه آنان است و این مهم در سیره امام حسین (ع) نهتنها در برابر پسران که درباره دختران نیز دیده میشود؛ همانطور که در سیره نبوی بهوفور ارائه شده است. یکی از اثرگذارترین مواردی که حضرت زهرا (س) حضور داشتند، جریان مباهله بود. انتخاب افراد حاضر در مباهله را پیامبر (ص) انجام داد؛ اما جایگاه ویژهای را به حاضران داد و حضرت صدیقه طاهره (س) نیز از حاضران بود. (15)
حضور در زمان فتح مکه و بیعت زنان و حضور در حجةالوداع از مهمترین رویدادهایی بود که حضرت زهرا (س) در آنها حضور داشتند. این حضور با توجه به اهمیت این وقایع و استنادات بعدی به این رویدادها برای اثبات حقانیت امیرالمؤمنین (ع) میتواند نشاندهنده مسئولیتی باشد که از سوی پدر بزرگوارش بر عهده آن حضرت گذاشته شده بود و در جای خود از عهده آن برآمد و بدان استناد کرد. (16)
امام حسین (ع) نیز در شرایط حساس و حزنآلود و بحرانی عاشورا و درحالیکه در آستانه شهادت بودند، مهمترین مأموریت را به دختر خود فاطمه سپردند. ایشان وصیتنامه و کتابی را به او دادند تا به امام سجاد (ع) برساند. امام باقر (ع) در اینباره فرمودند: امام سجاد (ع) به اندازهای بیمار بود که امام حسین (ع) دخترش فاطمه را صدا زد و وصیتنامه و کتابی را به او داد تا آن را به علی بن الحسین (ع) برساند. (17)
امام حسین (ع) اینگونه نشاندهنده جایگاه والایی است که امام برای دخترش قائل است؛ به نحوی که کتابی به او میسپارد که اختصاص به امام دارد و به فرموده امام باقر (ع)، آنچه بشر از آن بینظر است، در آن کتاب بوده است. (۱8)
🔹 ثمرات امروزی بحث
واگذاری مسئولیت به دختران، نشاندهنده اعتماد به تواناییهای آنان و باور به جایگاه والایشان است. پدران امروز میتوانند با سپردن مسئولیتهای متناسب به دختران خود، ضمن تقویت اعتماد به نفس آنان، آنان را برای نقشآفرینی در خانواده و جامعه آماده کنند. سیره امام حسین (ع) به ما میآموزد که دختران نیز توانایی انجام مهمترین مسئولیتها را دارند.
۳. تشبیه به مادر
یکی از روشهای تکریم فرزند یا هر فرد دیگر، تشبیه او به عزیزان و بزرگانی است که در قلب و جان انسان جای دارند. حضرت فاطمه زهرا (س) زمانی به شهادت رسیدند که فرزندانشان هنوز پایههای رشد را طی میکردند و کودک بودند؛ با این وجود مهر و محبت و عالقه او چنان در وجود فرزندان تنیده شده بود که تا پایان عمر یاد مادر را زنده نگه داشتند و به نسلهای بعد نیز منتقل کردند. بر این اساس میتوان علت نامگذاری دختران امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را به نام فاطمه تحلیل کرد.
امام حسین (ع) دخترانی به نام فاطمه داشتند که با پسرعموی خود ازدواج کردند. فاطمه دختر امام حسین (ع) با حسن بن حسن (حسن مثنی) ازدواج کرد. حضرت امالبنین نیز دختری به نام فاطمه داشتند که با پسرعموی خود عبدالله ازدواج کرد و فرزند او بود. (۱9)
نکته مهم آن است که امام حسین (ع) هنگام نواستگاری برادرزاده خود حسن مثنی و پرسش از اینکه کدام یک از دخترانش را خواستگاری میکند، دخترش فاطمه را پیشنهاد کرد و در بیان علت این انتخاب، او را به مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا (س) تشبیه کرد و فرمود: «فاطمه به مادرم فاطمه شبیهتر است». (20)
در این کالم امام حسین (ع) هم تکریم و گرامیداشت یاد مادر دیده میشود و هم احترام ویژه به دختر. از یک سو نشان میدهد که پس از گذشت سالها از شهادت حضرت زهرا (س)، هنوز یاد او در نطر امام حسین (ع) زنده است و ایشان در مناسبتهای مختلف میکوشد نام و یادش را در جامعه و در میان فرزندان زنده بماند. از سوی دیگر، امام (ع) با تشبیه دخترش به مادری که برتر از همه زنان عالم است و چنان جایگاهی در قلب امام دارد، بیانکننده تکریم دخترش نیز هست.
🔹 ثمرات امروزی بحث
تشبیه دختران به الگوهای برجسته و بزرگ، روشی مؤثر برای تکریم و تقویت شخصیت آنان است. پدران امروز میتوانند با تشبیه دختران خود به حضرت فاطمه زهرا (س) یا سایر شخصیتهای والا، به آنان احساس ارزشمندی و کرامت ببخشند. این کار، ضمن زنده نگه داشتن یاد و نام بزرگان دین، به دختران میآموزد که چه الگوهایی را برای زندگی خود انتخاب کنند.
۴. آیندهنگری و همسرگزینی (انتخاب همسر مناسب)
یکی از نکات مهم در تکریم فرزند، توجه به آینده و زندگی مشترک و انتخاب همسر مناسب برای اوست. امام حسین (ع) به این نکته توجه ویژهای داشت؛ حتی در انتخاب همسر برای دختران اقوام نیز مشورت و راهنماییهایی میکرد. درباره فرزندان خود، نمونه بارز آن است که ایشان دخترش فاطمه را برای برادرزادهاش حسن بن حسن (حسن مثنی) برگزید و دلیل آن را نیز شباهت او به مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا (س) بیان کرد.
امام حسین (ع) دختر دیگرش سکینه را نیز به ازدواج عبدالله (پسر دیگر امام حسین (ع)) درآورد؛ اما او در کربلا به شهادت رسید.
توجه به دختران دیگر در میان خویشاوندان نیز در سیره امام حسین (ع) جایگاه ویژهای دارد. نمونه برجسته آن، جریان ازدواج حضرت زینب کبری (س) (دختر عمویشان) بود. معاویه او را برای پسرش یزید خواستگاری کرد و مروان بن حکم را مأمور این کار کرد. امام حسین (ع) بهانه آورد که زمان مناسبی نیست و پاسخ را به زمانی دیگر موکول کرد. (21)
🔹ثمرات امروزی بحث
آیندهنگری و انتخاب همسر مناسب برای دختران، یکی از مهمترین وظایف پدران است. سیره امام حسین (ع) به ما میآموزد که هرگز نباید اجازه دهیم دخترانمان به ازدواج افراد نالایق درآیند، حتی اگر آن فرد، پسر حاکم وقت باشد. انتخاب همسر شایسته، نقش تعیینکنندهای در سعادت و کرامت دختران دارد و پدران باید با دقت و هوشمندی، در این زمینه راهنمایی و مشورت دهند.
5. ایستادگی در برابر ازدواج تحقیرآمیز (رد خواستگاری یزید)
توجه به دختران دیگر در میان خویشاوندان نیز در سیره امام حسین (ع) جایگاه ویژهای دارد. نمونه برجسته آن، جریان ازدواج حضرت زینب کبری (س) (دختر عمویشان) بود. معاویه او را برای پسرش یزید خواستگاری کرد و مروان بن حکم را مأمور این کار کرد. عبدالله بن جعفر بهانه آورد که زمان مناسبی نیست و پاسخ را به زمانی دیگر موکول کرد. (22)
پس از بازگشت امام حسین (ع) به مدینه، بار دیگر مروان در مجلسی که جمعی از مردم حاضر بودند، نواستا معاویه را مطرح کرد و آن را افتخاری برای عبدالله بن جعفر بیان کرد و از امام حسین (ع) خواست تا این دختر را به ازدواج یزید درآورد. اما امام (ع) این درخواست را نپذیرفت و نواهرزاده خود را با مهریه ۴۸۰ درهم به ازدواج پسرعمویش قاسم بن حسن درآورد و مزرعهای را در اراضی عقیق به او بخشید. (23)
امام (ع) سپس از مجلس خارج شد و با نواهرزاده خود درباره نواستگاری با قاسم بن حسن گفتگو کرد و به او فرمود که پسرعمویت قاسم بن حسن، شایسته توست. ایشان در ادامه به مباحث مادی هم اشاره کرد و برای آنکه زیادی مهریه تعیینشده از سوی معاویه او را وسوسه نکند، فرمود: «بُغَیبَغات» (و آن را به او بخشیدم). (24)
این رفتار امام، تکریم نواهرزاده خود در برابر زیادهخواهی تحقیرگونه معاویه و مروان بود. این دختر (عبدالله بن جعفر) همراه امام حسین (ع) به کربلا رفت و نامر شهادت برادر و همسر و بستگان خود بود و همراه اهل بیت (ع) به اسارت رفت.
🔹 ثمرات امروزی بحث
توجه به آینده دختران و انتخاب همسر مناسب برای آنان، یکی از مهمترین وظایف سرپرستان خانواده است. سیره امام حسین (ع) به ما میآموزد که هرگز نباید کرامت دختران را فدای مصلحتاندیشیهای سیاسی یا اجتماعی کنیم.
امام (ع) با قاطعیت تمام، درخواست معاویه را رد کرد و نواهرزاده خود را به پسرعمویش شایستهای تزویج نمود. پدران امروز نیز باید با الگوگیری از این سیره، در انتخاب همسر برای دختران خود نهایت دقت و هوشمندی را به کار گیرند و هرگز آنان را به ازدواج افراد نالایق درنیاورند.
بخش پنجم: سنت نبوی و علوی؛ میراث مشترک اهل بیت (ع) در تکریم دختران
🔹 الگوی برتر؛ رسول خدا (ص) و تکریم حضرت فاطمه (س)
اساس تکریم دختران، از مکتب رسول خدا (ص) نشأت گرفته است. آن حضرت در عصری که زنده به گور کردن دختران عادت بود، نه تنها با این سنت جاهلی مبارزه کرد، بلکه با رفتار خود جایگاه والای دختران را به جهان نشان داد.
وقتی تولد حضرت فاطمه (س) را به پیامبر (ص) بشارت دادند و چهره برخی اصحاب را دگرگون دید، فرمود: «مَا لَکُمْ؟! رَیْحَانَةٌ أَشُمُّهَا وَ رِزْقُهَا عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ «شما را چه شده است؟! [فاطمه] گلی است که من بوی آن را استشمام میکنم و روزی او بر عهده خداوند متعال است.» (25)
پیامبر (ص) همواره حضرت فاطمه (س) را تکریم میکرد و میفرمود: «إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی، یُؤْلِمُنِی مَا یُؤْلِمُهَا»؛ «فاطمه پاره تن من است، هر چه او را آزار دهد مرا آزار داده است.»
این رفتار، الگویی برای تمام مسلمانان و به ویژه برای امام حسین (ع) بود که این سنت را در زندگی خود و در تربیت فرزندانش جاری ساخت. (26)
🔹 امیرالمؤمنین (ع)؛ الگوی تکریم در خانواده
این سنت نبوی در خانه حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) ادامه یافت. نگاه امیرالمؤمنین (ع) به زن، نگاهی الهی و سرشار از کرامت بود.
آن حضرت در وصیت خود به یکی از فرزندانش فرمود: «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَةً» (27)؛ «همانا زن همچون گلی است و خدمتکار و پیشکار نیست.»
این کلام گهربار، جایگاه رفیع زن را در نظام فکری علوی نشان میدهد. زن در این نگاه، مایه آرامش و لطافت زندگی است و نباید ابزاری برای کارهای سخت و طاقتفرسا باشد. امام حسین (ع) نیز این نگاه را در زندگی مشترک خود با همسرش «رباب» به خوبی به تصویر کشید.
🔹 امام سجاد (ع) و امام باقر (ع)؛ تداوم تکریم در نسل حسینی
این زنجیره طلایی تکریم در وجود امام سجاد (ع) و امام باقر (ع) نیز ادامه یافت. این بزرگواران همواره بر احترام به شخصیت زن و دختر تأکید میکردند.
امام باقر (ع) فرمود: «بَنَاتٌ حَسَنَاتٌ» (۲8)؛ «دختران نیکیهایی هستند.» یعنی دختران خودشان حسنات و نیکیهایی هستند که خدا به بندهاش عنایت میکند.
این نگاه، در تضاد کامل با فرهنگ جاهلی بود که تولد دختر را نحس میدانستند. امام باقر (ع) با این کلام، به والدین میآموخت که دختر هدیه و نعمتی از جانب پروردگار است، نه مایه ننگ و عار. (۲9)
🔹 امام صادق (ع)؛ تبیین جایگاه رفیع دختران
امام صادق (ع) به عنوان رئیس مذهب شیعه، در این زمینه بسیار کوشید و در روایات متعددی به تبیین جایگاه دختران پرداخت.
ایشان فرمود: «الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ، فَالْحَسَنَاتُ یُثَابُ عَلَیْهَا وَ النِّعْمَةُ یُسْأَلُ عَنْهَا» (30)؛ «دختران نیکیهایی هستند که در برابر آنها پاداش داده میشود و پسران نعمتی هستند که از آنها بازخواست میگردد.»
و نیز فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیَرْحَمُ الرَّجُلَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ» (31)؛ «خداوند مرد را به خاطر شدت محبتی که به فرزندش دارد، مورد رحمت خود قرار میدهد.»
این روایات نشان میدهد که محبت به فرزندان و به ویژه دختران، نه تنها مذموم نیست، بلکه موجب رحمت الهی است. (32)
🔹 امام رضا (ع)؛ دختران هدیه الهی
این سیره نورانی در وجود امام رضا (ع) نیز تداوم یافت. ایشان با تأکید بر آیات قرآن که دختران را هدیه الهی معرفی میکند، به پدران میآموزد که باید از این هدیه خداوند خوشحال باشند.
خداوند در قرآن میفرماید: ﴿یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ الذُّکُورَ﴾ (33) «به هر که بخواهد فرزند دختر میبخشد و به هر که بخواهد فرزند پسر میبخشد.»
امام رضا (ع) با تکرار و تبیین این مفاهیم، به جامعه آن روز نشان داد که دختران نه تنها کمارزش نیستند، بلکه هدیهای ارزشمند از جانب پروردگار هستند که باید قدرشان را دانست. این نگاه، تکمیلکننده همان سیرهای است که از جد بزرگوارشان، امام حسین (ع)، در کربلا به یادگار مانده بود.
نتیجهگیری:
تکریم دختران در سیرۀ امام حسین (ع) در راستای احیای سیرۀ نبوی بود. همچنانکه پیامبر (ص) در فضایی که هیچ جایگاهی برای زن و دختر قائل نبودند، به مبارزه برخاست و جایگاه واقعی آنان را بازگرداند، امام حسین (ع) نیز همین رفتار را در فضایی دیگر به انجام رساند و امتداد بخشید.
پیامبر (ص) هیچ تفاوتی میان پسر و دختر قائل نبود و تبعیض را نمیپسندید. ایشان ضمن ابراز محبت به دختر گرامیشان حضرت فاطمه (س) و دادن مسئولیت به ایشان و دیگر زنان آن دوره، در تکریم دختران کوشیدند.
امام حسین (ع) نیز به پیروی از جد بزرگوارش، به جایگاه ویژه دختران اهتمام داشتند و در بزرگداشت و تکریم آنان، فرقی میان پسر و دختر نمیگذاشتند و دختران را مورد لطف ویژه خود قرار میدادند.
این رفتار را به ویژه در رفتار امام با دخترانش میتوان دید؛ گاه با تشبیه آنان به مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا (س)، گاه با ابراز عشق و عالقه به آنان، گاه با سپردن مسئولیتهای مهم به ایشان، و گاه با آیندهنگری و مشورت دادن و همفکری در انتخاب همسران مناسب برای آنان در تکریم ایشان میکوشیدند و راهکار مناسب عرضه میکردند. ا
ین سیره نورانی، یک زنجیره متصل از رسول خدا (ص) تا امام رضا (ع) را تشکیل میدهد و نشان میدهد که تکریم دختران، یک ارزش پایدار و تغییرناپذیر در مکتب اهل بیت (ع) است.
امروز وظیفه ما این است که با الگوگیری از این بزرگواران، نگاه جامعه نسبت به دختران را اصلاح کنیم. والدین امروز باید بدانند که تولد دختر یک هدیه و نعمت الهی است، نه یک بلا و مشکل. محبت و ابراز عشق به دختران از سیره قطعی معصومین (ع) است.
تربیت صحیح و کرامتبخشیدن به دختران، سرمایهگذاری برای ساختن نسلی صالح و مستحکمبنیان است. در قیامت، والدین به خاطر رفتارشان با دختران مورد پرسش قرار خواهند گرفت. بیاییم با تمسک به سیره نبوی و حسینی، تکریم دختران را در خانواده و جامعه نهادینه کنیم و از هرگونه تبعیض میان فرزندان بپرهیزیم.
ارجاعات:
(۱) علی بن عبدالله سمهودی، وفاء الوفاء، ج۲، ص۵۸
(۲) محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۴
(۳) قاضی نورالله تستری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱۰، ص۱۸۱
(۴) ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۳۶۰
(۵) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۸۸
(۶) تفسیر طبرسی (ذیل آیه مربوطه)
(۷) سوره لقمان، آیه ۱۴
(۸) امام سجاد (ع)، رساله حقوق
(۹) ابوجعفر محمد بن علی ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۰۹-۱۱۰
(۱۰) علی بن محمد ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ج۱، ص۱۱۹-۱۲۰
(۱۱) شیخ صدوق، خصال، ج۱، ص۱۷۳
(۱۲) عزالدین جزری، مناقب الاسد الغالب، ص۴۱
(۱۳) علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۱۶۷
(۱۴) محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۵۳
(۱۵) احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۹۸
(۱۶) محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص۴۷
(۱۷) فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۴۱۸
(۱۸) ابن شهرآشوب، مناقب، ج۴، ص۴۴
(۱۹) محمد بن یزید مبرد، الکامل فی اللغة و الادب، ج۳، ص۱۵۴
(۲۰) حمیدرضا مطهری، نقش زنان در نهضت عاشورا، ص۱۵۹
(۲۱) پیامبر اکرم (ص)، مکارم الأخلاق، ج۱، ص۴۷۱
(۲۲) پیامبر اکرم (ص)، صحیح بخاری، کتاب فضائل الصحابه
(۲۳) امیرالمؤمنین علی (ع)، الکافی، ج۵، ص۵۱۰
(۲۴) امام باقر (ع)، الکافی، ج۶، ص۶
(۲۵) امام صادق (ع)، الکافی، ج۶، ص۶
(۲۶) امام صادق (ع)، الکافی، ج۶، ص۵۰
(۲۷) سوره شوری، آیه ۴۹
(۲۸) شیخ صدوق، خصال، ج۱، ص۱۷۳ (در صورت تکرار نشدن)
(۲۹) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۴
(۳۰) علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۱۴۲
(۳۱) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۴
(۳۲) علی بن محمد خزاز، کفایه الاثر، ص۸۸۵۰
منبع: راسخون