به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج به نقل از روابط عمومی سازمان بسیج هنرمندان کشور؛ دکتر محمد نجاری؛ مسئول انجمن هنرهای آئینی سازمان بسیج هنرمندان کشور و متخصص مطالعات بینرشتهای علوم انسانی و هنر گفت: مارتین وَن کرفلد(Martin van Creveld) نظریهپرداز نظامی اسرائیلی که بیش از سی کتاب درباره تاریخ نظامی و استراتژی تألیف کرده و تعدادی از آثارش در انتشارات دانشگاههایی؛ چون کمبریج در انگلستان و هاروارد در آمریکا منتشر شدهاند، (نک: یادداشت دکتر محمود امیدسالار؛ روزنامه اطلاعات؛۱۱ شهریور ۱۴۰۴) دههی پیش هشدار داد که قرن بیستویکم، قرن «جنگهای شبکهای و روایتی» است. بنابراین اندازه جنگهای معاصر دیگر تنها با موشک و پهپاد تعیین نمیشوند. «جنگ تحمیلی سوم» که با اجماع نیروهای نظامی و تحلیلگران امنیت ملی، ترکیبی از عملیات سایبری، ترور نقطهزن و محاصره رسانهای توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، علیه ایران صورت گرفت؛ دقیقاً ذیل این الگو تعریف میشود. در چنین جنگی، دالان اصلی درگیری، ذهن و حافظه جمعی شهروندان است؛ نه خط و مرزهای جغرافیایی. در این میان، سریال «اهل ایران»، محصول مرکز سریال سوره، که طراح و خالق آن محمدحسین مهدویان، مهدی یزدانیخرم سرپرست نویسندگان و محمدرضا منصوری تهیهکنندگی آن رابرعهده دارد و به کارگردانی جمعی از فیلمسازان نسل جدید سینمای ایران تولید شده، فارغ از داوری درباره کیفیت نهایی آن، یک کنش راهبردی است. این یادداشت نه نقد فیلم و یا مجموعه، که تحلیلِ «چرایی اهمیت کنش تولید فیلم» در بستر جنگ شناختی است. قضاوت نهایی درباره کیفیت «اهل ایران» به تماشا و نقد تخصصی هنری موکول میشود که به هر قسمت آن به صورت مجزا خواهم پرداخت. لذا این یادداشت به این پرسش پاسخ میدهد: چرا تولید یک سریال اپیزودیک در میانه بحران، خود یک «پیروزی» محسوب میشود؟ ۱. نبرد روایتها؛ بمبافکنی که خاطره میسازد، نه ویرانه «اولین قربانی جنگ، حقیقت است.» این جمله کهنه هربرت هوور(سیویکمین رئیس جمهور امریکا) در عصر رسانههای اجتماعی و هوش مصنوعی، معنایی عینی یافته است: در چنین فضایی، مهمترین سلاح، دوربین و رسانه است. سریال «اهل ایران» در بزنگاهی تولید شد که رسانههای غربی و شبکههای معاند، تصویری تکبعدی از ایران ارائه میدادند: ملتی متفرق و در آستانه فروپاشی. اما یک مجموعه داستانی اپیزودیک، قادر است هزاران روایت خُرد از تابآوری، عشق و شجاعت مردم عادی را در برابر این تصویر هژمونیک قرار دهد. هر قسمت «اهل ایران» در حکم یک قطعه توپ رسانهای است که برخلاف بمبها، به جای تخریب فیزیکی، خاطرهسازی میکند. ۲. درسآموزی از تاریخ: فرصتها و چالشها نمونههای جهانی نشان میدهد که تولید آثار فرهنگی همزمان با بحران، سه کارکرد حیاتی دارد، اما در کنار این فرصتها، چالشهای جدی نیز وجود دارد: موفقیتها و کارکردهای تاریخی · کارکرد «کپسول زمان»: سریال «Social Distance» نتفلیکس (۲۰۲۰) امروز یک سند تاریخی برای درک احساسات مردم در قرنطینه روزگارِ همهگیری کووید است. «اهل ایران» نیز برای نسل آینده این پرسش را پاسخ خواهد داد: «مردم تهران در اوج تهدیدات جنگ ترکیبی ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، چگونه زندگی میکردند؟» · کارکرد همبستگی ملی: مجموعه رادیویی «Words at War» محصول (۱۹۴۳) آمریکا را از تفرقه احتمالی در جنگ جهانی دوم نجات داد. مردم با شنیدن قصههای همروزگاران خود، احساس میکردند تنها نیستند. «اهل ایران» با تمرکز بر زیست روزمره ایرانیها (نه صرفاً نظامیان) همین نقش را ایفا میکند. · موفقیت خیرهکننده «MAS*H» (۱۹۷۲): این مجموعه کمدی-درام درباره جنگ کره بود، اما در اوج جنگ ویتنام ساخته و پخش شد. فصل اول نزدیک بود به خاطر استقبال ضعیف(رتبه ۴۶) کنسل شود، اما تکرار پخش تابستانی آن معجزه کرد. مردم آن زمان با فضای ضدجنگ و طنز سیاه آن ارتباط عمیقی برقرار کردند. فصل دوم به رتبه ۴ رسید و قسمت آخر آن با ۱۲۵ میلیون بیننده همچنان یکی از پربینندهترین قسمتهای تاریخ تلویزیون است. این نمونه نشان میدهد که حتی یک شروع ضعیف هم میتواند با تکرار و باور عمومی به یک اسطوره ملی تبدیل شود. · کارکرد ضدِّ ناامیدی: دشمن در جنگ روایتها همواره به دنبال ایجاد «یأس راهبردی» است. نمایش کوچکترین شکافهای داخلی و بزرگنمایی آنها، اما یک اثر نمایشیِ درست ساخته شده با شخصیتهایی که در بحران میخندند، عاشق میشوند و امیدوارند، قویترین واکسن علیه این ناامیدی است.