
خبرگزاری بسیج: در روزهایی که صدای انفجار، شیشههای خانههای بسیاری را در پایتخت لرزاند، گروهی از جهادگران خاموش، پای کار آمدند. «قرارگاه جهادی شهید حمیدرضا اسداللهی» در منطقهای از استان تهران، این روزها مرکز امیدی شده برای خانوادههایی که دیوارهای خانهشان هنوز یادگار ترکش دارد.
شناسایی نیازمندان
سروش رضایی، مسئول این قرارگاه، در گفتوگو با خبرنگار ما، فرایند شناسایی خانوادههای آسیبدیده را اخلاقمحور و شفاف توصیف میکند:
«معمولاً در خانهها را میزنیم و واقعیت را از نزدیک میبینیم. غیر از آن، اگر نیاز مالی مطرح باشد، استعلام میگیریم. اعتماد مردم برای ما خط قرمز است.»
از آواربرداری تا نصب شیشه
رضایی با اشاره به انواع خدمات ارائهشده توضیح میدهد:
«تا امروز عملیات آواربرداری، گچکاری و بازسازی کامل واحدهای مسکونی آسیبدیده را انجام دادهایم. تعویض شیشههای شکسته، تعمیر دربهای تخریبشده، بازسازی سیمکشی و لولهکشی خانهها و همچنین توزیع بستههای معیشتی و لوازم گرمایشی میان خانوادههای آسیبدیده از جمله خدمات این قرارگاه بوده است. همه این کارها با همت نیروهای جهادی زن و مرد انجام شد.»
وقتی همسایهها، پشتوانه میشوند
جالب اینجاست که این گروه جهادی با «مدد گرفتن از خدا و مشارکت همسایهها» کمبود تجهیزات را جبران کردهاند:
«خود مردم همان محل، ابزار و وسایل میآورند. شهرداری هم کمک کرده، اما اصلیترین حامیان، مردم و طلابی بودهاند که در خانهها را زدند و در کار جهادی مشارکت کردند.»
خاطرهای که هَک نمیشود
اما، رضایی از میان همه روزهای سخت، تصویری را فراموشنشدنی میداند:
«یکی از خانمهای گروه تعریف میکرد: بعد از تمیز کردن خانه زنی که بر اثر انفجار کاملاً به هم ریخته بود، آن زن با چشمانی پر از اشک گفت: «ناراحتی من از این نیست که خونه خراب شده؛ ناراحتی من این است که اگر این بچهها نبودند، کسی نبود جمعمان کند». این نوع نگاه و دعای هموطنان، واقعاً آدم را به کمال میرساند.
رمز ماندن در سختیها؛ یک حس عجیب
وقتی از راز پایداری اعضای گروه میپرسیم، پاسخ صادقانهاش ساده اما عمیق است:
«نمیدانم! شاید همان حس خوبی است که به آدم دست میدهد. کار جهادی بدون اخلاص ممکن نیست. من واقعاً لذت میبرم؛ کار، خودش لذتبخش است.»
بانوان جهادی؛ بیحاشیه و بامعرفت
بانوان هم در این قرارگاه نقش فعالی دارند:
«بعضی خانمها اصرار دارند کار عمرانی بیایند. میگویند هر کاری آقایان انجام میدهند، ما هم انجام میدهیم. آنها واقعاً میداندار بودند؛ زنهایی آزاده، زندگیدوست و مذهبی.»
نیاز اصلی امروز و وعده فردا
رضایی در پایان با صراحت، از نیاز اصلی میگوید:
«ما حتی پول کم هم به کارمان آمد، الحمدلله هزینهها جور شده؛ اما نیروی فنی ماهر مثل گچکار و بنا کم داریم. هر فراخوانی دادیم، مردم مشارکت کردند. اگر نیروی ماهر وارد میدان شود، تمام خانههای باقیمانده را تحویل خانوادهها میدهیم.»
---