۲۷ / تير / ۱۴۰۵ - 18 July 2026
15:52
کد خبر : 9755663
۱۵:۵۸

۱۴۰۵/۰۲/۰۴

به رسم خانوادگی؛ روایت مهربانی مؤمنانه برای مهمانان ناخوانده روزهای سخت

اسکان، پذیرایی و همدلی بی‌چشم‌داشت؛ وقتی مردم میانه، خانواده‌های بی‌سرپناه را در آغوش کشیدند.

به رسم خانوادگی؛ روایت مهربانی مؤمنانه برای مهمانان ناخوانده روزهای سخت

خبرگزاری بسیج: در روزهای دشوار نبرد، هنگامی که بسیاری از هموطنان‌مان ناچار شدند خانه و کاشانه خود را رها کرده و به شهرستان‌های امن‌تر پناه ببرند، یک سنگر دیگر نیز در میانه آذربایجان شرقی گشوده شد؛ سنگر مهربانی، همدلی و «به رسم خانوادگی دست گرفتن دست نیاز».

اینجا خبری از «خودمان و دیگران» نبود. درِ خانه‌ها و دل‌ها به روی خانواده‌هایی گشوده شد که یک‌باره بی‌سرپناه مانده بودند. نه پرسشی از دیارشان، نه نگاهی از سرِ ترحم؛ فقط یک احساس: «این‌ها خانواده ما هستند.»

اسکان و پذیرایی؛ از همان شب اول

گروه‌های جهادی مردمی در میانه، بی‌آنکه منتظر دستوری باشند، پای کار آمدند. مساجد، حسینیه‌ها، سالن‌های ورزشی و حتی برخی منازل شخصی، به سرعت تبدیل به پناهگاهی امن برای مهمانان ناخوانده روزهای سخت شد. موکب‌های پذیرایی در نقاط مختلف شهر برپا گردید و غذای گرم، لحاف و پتو، و دارو به‌صورت شبانه‌روزی در اختیار خانواده‌ها قرار گرفت. هیچ خانوادهای بی‌سرپناه نماند و هیچ مهمانی بدون شام شب به صبح نرسید.

«یکی در سنگر میدان جنگ بود، یکی در سنگر خدمت رسانی»

وحید باباخانی، مسئول گروه جهادی در میانه، با ساده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین عبارت از آن روزها می‌گوید:

«یکی در سنگر خط مقدم بود، یکی در سنگر خدمت رسانی. حمایت از این مردم، وظیفه هر ایرانی بود. ما این وظیفه را با تمام وجود و به‌صورت خانوادگی انجام دادیم. اعضای گروه ما خودشان خانواده بودند؛ نه به آن‌ها به چشم "پناهنده" نگاه کردیم، به چشم "برادر و خواهر".»

هیچ چالشی شیرینی کار را تلخ نکرد

شاید برای بسیاری، جنگ یعنی کمبود، بحران و چالش‌های طاقت‌فرسا. اما باباخانی با آرامشی مثال‌زدنی می‌گوید:

«هیچ چالشی نبود که شیرینی این همدلی را تلخ کند. نه کمبود امکانات، نه خستگی، نه اختلاف‌نظرها. جان‌ودل برای این مردم زدیم. شاید کار بزرگی نبود، ولی در وسع ما بود. شاید تنها کاری بود که از دستمان برمی‌آمد. اما همین ذره، حلاوتی داشت که فراموش‌نشدنی است. شب‌هایی که کنار هم خدمت کردیم و صبح‌هایی که امید دادیم به هم.»

لباس نو برای عید؛ برای مهمان و میزبان

یکی از شیرین‌ترین بخش‌های خدمت آن روزها، توزیع پوشاک در ایام نوروز بود؛ بدون تبعیض و بدون مرز بین «ما» و «آنها»:

«ما اعلام کردیم که این کار را انجام می‌دهیم. برایمان فرق نمی‌کرد چه کسی از راه رسیده باشد یا همیشه همسایه ما بوده. برای همه، همین کار ناچیز را انجام دادیم. عید آن سال، تلخ‌ترین عید برای برخی خانواده‌ها بود؛ اما سعی کردیم لااقل با یک لباس نو، لبخند را به چهره‌هایشان برگردانیم.»

و نکته کلیدی در این خط‌مشی:

«افرادی که از شهرهای دیگر آمده بودند، مدام تشکر می‌کردند. آن‌قدر که ما خجالت می‌کشیدیم. اما ته دل‌مان خوشحال بود که حداقل توانستیم ذره‌ای از غم‌هایشان کم کنیم. این برای ما از هر جایزه‌ای بزرگ‌تر بود.»

جلوگیری از گرانی، از خودمان شروع می‌شود

اما نگاه این گروه جهادی، فراتر از یک کمک مقطعی است. باباخانی از یک باور ریشه‌ای می‌گوید که ریشه در همدلی پایدار دارد:

«ما می‌توانیم بعضی از گرانی‌هایی که جامعه ما را به چالش کشیده، از خودمان شروع کنیم. جلوی این گرانی‌ها را با درستکاری و انصاف می‌گیریم. اگر برای همدردی و همدلی دست به دست هم دهیم، هیچ بحرانی نمی‌تواند ما را شکست دهد. همیشه خدا را در نظر بگیریم، نه چیز دیگری را.»

امید، بدون مرز زمان و مکان

وقتی از باباخانی می‌پرسیم چه چیزی به آنها امید می‌دهد، پاسخ صریح و کوتاه است: «امید برای بهتر شدن وضعیت.»

و در پایان، با چشمانی که از اشک همدلی خیس می‌شود، تأکید می‌کند:

«ما همیشه، چه در شرایط جنگ و چه در شرایط عادی، دوست داریم از مردممان حمایت کنیم. برایمان فرقی ندارد چه زمانی باشد. کار ما برای امروز و دیروز نبود؛ برای همیشه است. اگر هم کسی ما را به دیگران معرفی کند، لطف بزرگی برای ماست، اما نه هدف ما. هدف ما فقط یک چیز بود: هیچ خانواده‌ای در میانه بی‌سرپناه نماند.»

گروه جهادی میانه، بدون ادعا و بدون چشمداشت، نشان داد که معنای واقعی «همدلی» چیست؛ نه در شعار، که در گشودنِ درِ خانه به روی خانواده‌های بی‌سرپناه، در پختن غذای گرم برای مهمانان ناخوانده، در هدیه دادنِ لباس نو در شب عید، و در بغضی که فرو می‌خوری وقتی کودکی از شهر دور دست می‌گوید: «من خانه ندارم...»

آن‌ها ثابت کردند که می‌توان در بحرانی‌ترین شرایط، با «به دست گرفتن دست یک هم‌وطن»، سنگرهای امید را پابرجا نگه داشت. مهربانی مؤمنانه، حتی در سخت‌ترین روزها، هرگز تعطیل نمی‌شود. چون همدلی، مرز نمی‌شناسد. چون ایران، خانه همه ماست.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید