۰۸ / خرداد / ۱۴۰۵ - 29 May 2026
21:59
کد خبر : 9755579
۰۹:۰۷

۱۴۰۵/۰۲/۰۴

روایت برادر شهید جواد زعیم کهن از زندگی و شهادت برادرش/نمادی از ایثار و تعهد دینی

برادر شهید جواد زعیم کهن از شهدای جنگ تحمیلی سوم، خاطرات برادر کوچک‌ترش را در گفت‌وگو با خبرگزاری بسیج از البرز، بازگو کرد و گفت: برادرم نمادی از هوش، موفقیت تحصیلی و تعهد خانوادگی به شمار می‌رفت.

مهدی زعیم کهن برادر بزرگ شهید جواد زعیم کهن از شهدای جنگ تحمیلی سوم، در گفت‌وگویی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری بسیج از البرز، خاطرات برادر کوچک‌ترش را بازگو کرد، این شهید والامقام که آخرین فرزند خانواده‌ای چهار فرزندی (دو برادر و دو خواهر) بود، چهار سال از برادر بزرگ‌ترش کوچکتر بود و نمادی از هوش، موفقیت تحصیلی و تعهد خانوادگی به شمار می‌رفت، مهدی زعیم کهن با تاکید بر نقش برجسته جواد در خانواده، گفت: برادرم همیشه کمک‌حال خانواده بود و هوای پدرمان را داشت؛ وی با هوش سرشارش در تحصیل درخشید و هیچ‌گاه از انجام وظایفش غافل نشد.

روایت برادر شهید جواد زعیم کهن از زندگی و شهادت برادرش/نمادی از ایثار و تعهد دینی

تولد، زندگی خانوادگی و پیوستن به سپاه

جواد زعیم کهن در ۱۳ بهمن ۱۳۶۴ در روستای حاجی‌بیک از توابع شهرستان نظرآباد استان البرز چشم به جهان گشود، وی پس از ازدواج و به دلیل شرایط شغلی، به شهر هشتگرد مهاجرت کرد و دو فرزند به نام‌های امیرعلی (دانش‌آموز کلاس پنجم) و محمد مهدی (پنج ساله) از خود به یادگار گذاشت، شهید زعیم کهن در سال ۱۳۸۶ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و با تعهد کامل به انجام وظایفش پرداخت.

لحظه شهادت در حمله صهیونیستی-آمریکایی

مسیر زندگی وی در یازدهم اسفند ۱۴۰۴، در حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به محل کارش در شهرستان اشتهارد، به شهادت ختم شد، برادر شهید روایت کرد: دو روز طول کشید تا پیکر مطهرش را از زیر آوار بیرون بکشند؛ تشییع جنازه‌اش نیز در ۱۷ اسفند ماه با حضور اقشار مختلف مردم برگزار شد.

ویژگی‌های اخلاقی و احترام به والدین

مهدی زعیم کهن با جزئیات از ویژگی‌های اخلاقی برادرش سخن گفت و تاکید کرد که جواد همیشه احترام به پدر را سرلوحه قرار می‌داد.

وی افزود: هیچ‌گاه جلوتر از پدر حرکت نمی‌کرد و پشت سر من و پدرم راه می‌رفت تا ادب را حفظ کند.

آن‌ها با هم برای سرزدن به پدر برنامه‌ریزی می‌کردند و در کارهای کشاورزی به وی کمک می‌رساندند، در حین کار، با شنیده شدن اذان، جواد نماز اول وقت را ترک نمی‌کرد؛ جایی مسطح پیدا می‌کرد و اگر مهر نداشت، از سنگ استفاده می‌کرد. 

خاطرات اربعین، وصیت‌ها و انگشتر «یا ثارالله»

برادر شهید گفت: هر سال با هم به پیاده‌روی اربعین می‌رفتیم، اما سال آخر او به دلیل شغلش نتوانست بیاید و التماس دعا کرد که نایب‌الزیاره‌اش باشیم، آخرین بار هم، لباس مشکی‌اش را که خاک کربلا بر آن نشسته بود، نشسته نگه داشت و وصیت کرد هنگام دفن در قبرش بگذارند؛ وصیتش اجرا شد.

یکی از روایت‌های تأثرانگیز، داستان انگشتر یا ثارالله شهید بود، جواد قبل از شهادت به همرزمش سپرد که انگشتر را همراه پیکرش دفن کنند.

مهدی زعیم کهن گفت: همرزمش که در آن حمله نجات یافت، جانباز شد و در بیمارستان بستری بود؛ به ما اطلاع داد و ما انگشتر را از وی گرفتیم و در مزار برادرم دفن کردیم.

لحظه تلخ اطلاع از شهادت

لحظه مطلع شدن از شهادت نیز پر از غم بود، مهدی زعیم‌کهن گفت: پدر و من برای سرزدن به محل کارش رفتیم، فرمانده از چهره‌ام شناخت و خبر را آرام به من داد تا پدر نشنود، اما در این حین یکی از همکارانش که خبر نداشت پدرم هنوز خبر شهادت جواد را نمی‌داند، به پدر گفت "حاج آقا، چه نان حلالی به جواد داده‌اید" و پدر همانجا فهمید که آقاجواد به شهادت رسیده است.

وی افزود: شهید از قبل به مادرش گفته بود شهید می‌شود و مزارش را در گلزار شهدای حاجی‌بیک مشخص کرده بود؛ حتی عکسی را که در سفر به شمال، گرفته بود را به خواهرمان داده و گفته بود برای اعلامیه شهادتش استفاده کنند.

پیام به نسل جوان

در پایان این گفت‌وگو، مهدی زعیم کهن پیامی به نسل جوان داشت: شهدا رفتند تا امنیت کشور برقرار شود؛ خونشان پایمال نخواهد شد و به ظهور امام زمان (عج) ختم می‌گردد. 

این روایت، یادآور ایثار شهدایی است که با زندگی پاک و تعهدشان، الگویی جاودان برای جامعه شدند.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید