۳۰ / تير / ۱۴۰۵ - 21 July 2026
16:09
کد خبر : 9755420
۰۹:۴۲

۱۴۰۵/۰۲/۰۳

این قانون معمای ۴۷ ساله سردرگمی آمریکا در ایران است

آمریکا ۴۷ سال است که دارد پایان‌نامه دکتری می‌نویسد با عنوان «چگونه ایران را ساقط کنیم؟». هر بار فصلی جدید اضافه می‌کند: تحریم، ترور، جنگ، کودتا، بمباران مدرسه. هر بار هم نمره مردودی می‌گیرد. شاید وقتش رسیده یک نگاه به قرآن بیندازد. شاید آنجا بخواند: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنفُسِهِم». تا ملتی درون خود را تغییر نداده، هیچ ابرقدرتی نمی‌تواند سرنوشتش را عوض کند. ۴۷ سال تجربه عملی کافی نیست برای فهمیدن این قانون ساده؟

این قانون معمای ۴۷ ساله سردرگمی آمریکا در ایران است

به گزارش خبرگزاری بسیج آمریکا با ائتلاف نظامی اسرائیل، جنگی تمام‌عیار را علیه ایران آغاز کرد. رهبر حکیم انقلاب به فیض شهادت نائل آمد. تأسیسات نظامی هدف قرار گرفت. حتی مدرسه‌ای در میناب موشک خورد؛ مدرسه‌ای پر از دختران معصوم ۷ تا ۱۲ساله که صبح زنگ‌تفریح برایشان به قیامت تبدیل شد. دشمن تصور می‌کرد ظرف چند روز ایران فرومی‌پاشد.اما امروز، پس از هفته‌ها جنگ تمام‌عیار، نه‌تنها ایران فرونپاشیده، که آمریکا و اسرائیل در باتلاقی فرورفته‌اند که خودشان آن را حفر کرده‌اند. چرا؟ چون یک آیه از قرآن، معمای تغییر سرنوشت را سال‌ها پیش حل کرده است.«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنفُسِهِم». خداوند در این آیه شریفه، قانونی تغییرناپذیر را وضع می‌کند: هیچ سرنوشتی تغییر نمی‌کند مگر آنکه خود مردم آن را تغییر دهند. آمریکا و اسرائیل این قانون را نفهمیدند.آن‌ها تصور می‌کردند با ترور رهبر انقلاب و بمباران زیرساخت‌ها، «تغییر» را رقم می‌زنند. اما غافل از اینکه «تغییر» از درون مردم می‌جوشد، نه از بیرون و ملت ایران، به‌ویژه جوانان این مرزوبوم، سال‌ها پیش «ما بِأَنفُسِهِم» را تغییر داده بودند.
ماجرا از ۴۷ سال پیش شروع شد. تحریم‌ها و تهدیدها، ایران را مجبور کرد وابستگی‌هایش را قطع کند. اما موتور محرکه این خوداتکایی چه بود؟ جوانان این سرزمین. دانشجویانی که در زیرزمین‌های دانشگاه‌ها، اولین سانتریفیوژها را طراحی کردند. مهندسان جوانی که با دست‌خالی، صنعت موشکی ایران را از صفر به قدرت اول منطقه رساندند. پژوهشگرانی که در اوج تحریم، دانش تولید پهپادهای پیشرفته را در داخل بومی‌سازی کردند. درحالی‌که ۹۴ درصد تسلیحات کشورهای منطقه از آمریکا و اروپا تأمین می‌شود، ایران شهرهای زیرزمینی موشکی ساخته و زرادخانه‌ای عظیم از تسلیحات بومی در اختیار دارد. دشمن هر چه زد، ایران عقب ننشست؛ چون «تغییر» را در درون خودش و با دستان جوانانش رقم زده بود.
آخرین گزارش‌های تحلیلی از منطقه نشان می‌دهد که استراتژی ایران بر «جنگ فرسایشی» متمرکز شده است؛ جنگی که در آن، برنده کسی است که دوام بیشتری بیاورد، نه کسی که تجهیزات پیشرفته‌ای دارد.ایران با اختلال در مسیرهای انرژی و هدف قراردادن زیرساخت‌های حساس در خلیج‌فارس، معادله را تغییر داده است. کار به جایی رسیده که ایران تنگه هرمز را بسته و هر کشوری متخاصم که به آن نزدیک شود، هدف قرار می‌گیرد.اما شاید بزرگ‌ترین تغییر، جایی رقم خورد که دشمن تصور می‌کرد با شهادت رهبر و بمباران یک مدرسه در میناب، روحیه مردم را خواهد شکست. ۱۶۸ دانش‌آموز و معلم در آن مدرسه به شهادت رسیدند؛ ۱۲۰ نفر از آن‌ها کودکانی بودند که فقط به مدرسه‌رفته بودند برای درس‌خواندن و زندگی‌کردن. یکی از معلمان، زهره شهریاری، شش‌ماهه باردار بود و جنینش نیز در کنارش به شهادت رسید. اما دشمن نادان نمی‌دانست که خون این کودکان، نه‌تنها ملت را نمی‌ترساند که عزم جوانان این سرزمین را برای مقاومت صدچندان می‌کند.یکی از نشانه‌های بارز «دست برتر ایران»، نسل جدیدی از دانشمندان و مهندسان جوان است که در سخت‌ترین شرایط تحریم، بزرگ‌ترین پروژه‌های علمی و دفاعی کشور را به‌پیش برده‌اند. از طراحی ماهواره‌برهای پیشرفته تا ساخت سامانه‌های پدافندی بومی مانند «باور-۳۷۳» که توانایی رهگیری موشک‌های بالستیک را دارد.از تولید انبوه پهپادهای شاهد و مهاجر تا دستیابی به فناوری موشک‌های هایپرسونیک که از سد تمام سامانه‌های دفاعی دشمن عبور می‌کند. همه اینها با دستان پرتوان جوانانی رقم خورده که در دانشگاه‌های داخل، پای‌کار انقلاب مانده‌اند. ایران امروز به هیچ ابرقدرتی برای دفاع از خود نیاز ندارد؛ چون جوانانش خود ابرقدرت شده‌اند.
آمریکا و اسرائیل روی یک فرض غلط حمله کردند: اینکه مردم ایران علیه نظام قیام می‌کنند. اما گزارش‌های میدانی تحلیلگران غربی نشان می‌دهد که برعکس، «موج همبستگی ملی» در ایران در حال شکل‌گیری است. هیچ نشانه‌ای از اعتراضات داخلی، فرار نخبگان یا شکاف در ساختار قدرت دیده نمی‌شود. نام «ماکان نصیری»، کودک هفت‌ساله‌ای که از او فقط یک لنگه‌کفش و یک پولیور آبی باقی ماند و پیکرش هرگز پیدا نشد، بر سر زبان‌ها افتاد. نام «هنا دهقانی»، «فاطمه سالاری»، «آتنا چملی‌نژاد» و ده‌ها کودک دیگر که اسامی‌شان در فهرست شهدای میناب ثبت شد، نه در دل‌ها ترس که عزم جوانان را برای تداوم راهشان ایجاد کرد. این همان «تغییر ما بِأَنفُسِهِم» است؛ تغییر در وحدت و انسجام ملی که دشمن آن را در محاسباتش ندیده بود.دشمن چندین بار درخواست آتش‌بس داد و ایران پذیرفت. اما هر بار، آمریکا و اسرائیل عهدشکنی کردند. آخرین نمونه، نقض آتش‌بس بود که طی آن، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را ادامه داد. پاسخ ایران؟ بستن مجدد تنگه هرمز و اعلام اینکه هر کشتی که به این آبراه نزدیک شود، «هدف» محسوب می‌گردد. ایران به دشمن نشان داده است که تغییر سرنوشت، یک‌طرفه نیست. اگر شما عهدشکنی کنید و به مدرسه‌ای پر از کودک حمله کنید، ما با اتکا به جوانان خود «ما بِأَنفُسِهِم» را تغییر می‌دهیم و سخت‌تر از قبل ضربه می‌زنیم.
راز شکست‌ناپذیری ایران در زرادخانه‌های موشکی خلاصه نمی‌شود. راز در تغییر عمیقی است که ملت ایران، به‌ویژه جوانان این مرزوبوم، در درون خود ایجاد کرده است: از خوداتکایی علمی و صنعتی گرفته تا وحدت ملی در برابر تهدید خارجی. آمریکا با ۸۰۰ پایگاه نظامی در منطقه، امروز در یک «جنگ فرسایشی» گیر افتاده که هر روز برایش گران‌تر تمام می‌شود.اسرائیل که فکر می‌کرد ایران ظرف چند روز سقوط می‌کند، امروز می‌بیند ایران نه‌تنها پابرجاست که دست برتر را در معادلات منطقه در اختیار دارد. شهدای میناب، از «ماکان نصیری» گرفته تا معلم باردارش «زهره شهریاری» و آن ۱۲۰ کودک معصوم، خونشان هدر نرفت. خونشان تبدیل به اراده‌ای آهنین در کالبد جوانان این سرزمین شد؛ جوانانی که با دستان خالی، موشک ساختند، تنگه بستند و معادلات جهان را به هم ریختند.«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنفُسِهِم». جوانان ایران این تغییر را انجام داده‌اند. حالا نوبت دشمن است که سرنوشت خود را تغییر دهد؛ اگر بتواند.

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید