۱۲ / خرداد / ۱۴۰۵ - 02 June 2026
19:55
کد خبر : 9755253
۱۱:۳۹

۱۴۰۵/۰۲/۰۲

زن ایرانی قربانی جنگ نیست

یکی از فعالان زن، زن ایرانی را در جنگ این‌گونه دیده است که: « زنان بیشترین بار پیامدهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی جنگ را تحمل می‌کنند و در شرایطی از ناامنی، آوارگی، فشار معیشتی و افزایش خشونت‌های خانگی و جنسیتی قرار می‌گیرند. به گفته او، قطع اینترنت و تمرکز رسانه‌ها بر اخبار نظامی باعث شده صدای زنان و مسائل آن‌ها، از جمله خشونت‌های پنهان و قتل‌های ناموسی، کمتر دیده و شنیده شود، در حالی که این آسیب‌ها همچنان ادامه دارد».
 
به گزارش خبرگزاری بسیج  جامعه زنان کشور-باید گفت این متن تصویر ناقص و تا حدی تقلیل‌گرایانه‌ای از وضعیت زنان ایرانی در شرایط جنگی ارائه می‌دهد و به‌طور ضمنی زنان را صرفاً در جایگاه «قربانی» قرار می‌دهد، در حالی‌که تجربه زنان ایرانی در بحران‌ها فراتر از این چارچوب است. در واقع، زنان ایرانی در شرایط جنگی، هم‌زمان چندین نقش را ایفا می‌کنند: حامی، مدیر و گاه کنشگر اجتماعی و نادیده گرفتن این چندلایگی، به معنای ارائه تصویری ناقص از واقعیت است.

در بُعد خانوادگی، زن ایرانی در شرایط جنگی به ستون اصلی حفظ انسجام خانواده تبدیل می‌شود. او نه‌تنها بار عاطفی خانواده را بر دوش می‌کشد و با ایجاد آرامش نسبی، از فروپاشی روانی اعضای خانواده جلوگیری می‌کند، بلکه در بسیاری از موارد مدیریت عملی زندگی را نیز بر عهده می‌گیرد؛ از تأمین و توزیع منابع محدود گرفته تا تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی، مراقبت از کودکان، سالمندان و حتی جایگزینی نقش‌های از دست‌رفته. در غیاب یا فقدان مردان خانواده، این نقش‌ها پررنگ‌تر شده و زن به‌عنوان مدیر واقعی خانواده، همزمان برنامه‌ریز، تصمیم‌گیر و تکیه‌گاه عاطفی و معیشتی می‌شود.

افزون بر این، زن ایرانی در چنین شرایطی از الگوهای فرهنگی و تاریخی خود نیز الهام می‌گیرد؛ الگویی همچون حضرت زینب که نماد «صبر زینبی» است. این صبر، صرفاً به معنای تحمل رنج نیست، بلکه نوعی پایداری آگاهانه، حفظ کرامت، مدیریت بحران و ادامه مسیر در دل مصیبت است. بر همین اساس، حتی در موقعیت‌هایی که زن ایرانی با فقدان همسر، فرزند یا اعضای خانواده مواجه می‌شود، از میدان کنار نمی‌رود، بلکه با تکیه بر همین صبر زینبی، هم خانواده را سرپا نگه می‌دارد و هم در عرصه اجتماعی حضور فعال خود را حفظ می‌کند؛ نمونه‌های این حضور را می‌توان در کنشگری‌ها و حضورهای خیابانی و اجتماعی امروز نیز به خوبی مشاهده کرد.

همچنین، تعمیم تجربه زنان در کشورهای مختلف به یکدیگر، بدون توجه به تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی، می‌تواند به تحلیل‌های نادقیق منجر شود. شرایط زنان در ایران، با توجه به ساختارهای خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی، ویژگی‌های خاص خود را دارد و نمی‌توان آن را به‌سادگی با نمونه‌های دیگر مقایسه کرد.

در همین چارچوب، می‌توان از «الگوی سوم زن» سخن گفت؛ الگویی که نه در قالب صرفِ قربانی تعریف می‌شود و نه در الگوهای کلیشه‌ای رایج می‌گنجد، بلکه ترکیبی از صبر، آگاهی، مسئولیت‌پذیری و کنشگری فعال است. این الگو، به‌ویژه در بستر جامعه ایرانی، به‌گونه‌ای شکل گرفته که نمونه‌ای کم‌نظیر به شمار می‌رود و به‌سختی می‌توان مشابه آن را با همین ویژگی‌ها و این سطح از هم‌زمانی نقش‌ها در دیگر جوامع مشاهده کرد.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید