به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

یکی از تحلیلها و تبیینهای امام راحل (ره) از ماهیت انقلاب اسلامی، تبیین مبتنی بر آیه یازدهم سوره مبارکه رعد است: «إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱)، یعنی: خدا حال هیچ ملتی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانى که آن ملت حالشان را تغییر دهند.
این آیه شریفه، کلید فهم تحول بزرگ ملت ایران و همچنین شرط استمرار و حفظ آن در نگاه امام راحل (ره) به شمار میرود.
امام راحل (ره) تاکید دارند که پیروزى نهضت ملت ایران و همچنین ادامه این پیروزی، رهین تحول روحى ملت ایران است.
امام خمینی (ره) در بیاناتی که در ۴ مهر داشتند و در تفسیر این آیه شاخص قرآن، بر دو وجه کلیدی آن تاکید میورزند: این آیه هم بیانگر یک «واقعیت» است و هم دربردارنده یک «دستور».
از منظر واقعیت، تغییراتی که در درون یک ملت (ما بأنفسهم) رخ میدهد، منشأ تغییرات تکوینی، جهانی و سرنوشتسازی در وضعیت بیرونی آنان میشود.
یعنی سنت الهی بر این جاری است که خداوند وضعیت هیچ ملتی را دگرگون نمیکند، مگر آنکه آنان خود، تغییر و تحولی درونی را آغاز کنند.
از نگاه دستور، این آیه به انسانها فرمان میدهد که تغییرات خود را به گونهای سامان دهند که نتیجهای مثبت و به نفع آنان در پی داشته باشد.
بنابراین، محور اصلی تحولات اجتماعی، اراده و تحول درونی انسانها است.
امام راحل (ره) برای تشریح این قانون، به تحلیل وضعیت پیش از انقلاب میپردازند.
وی بیان میکنند، ملت ایران به دلیل تبلیغات سوء تاریخی و سلطه همهجانبه اجانب و دستنشاندگان آنان، دچار «تغییر حالات» و انحرافی از فطرت سالم انسانی شده بود.
این تحول درونی منفی، بهصورت «پذیرش ظلم و رژیم ستمگر و طاغوت» تجلی یافته بود.
قلمها، نطقها، قدمها، گفتار و رفتارها، همگی برخلاف فطرت الهی و در مسیر تأمین منافع طاغوت و اربابانش حرکت میکرد.
این بیماری روحی و این تغییر درونی (به سمت پذیرش ذلت)، خود سبب تغییر تکوینی و بیرونی شد که همان «سلطه اجانب» بود.
در حقیقت، هنگامی که ملت، خود را برای پذیرش ظلم آماده کرد، سنت الهی، اسباب سلطه ظالم را فراهم آورد.
با فروغ و پرتوافشانی نور نهضت اسلامی، این روند معکوس شد.
ملتی که در طول تاریخ به فشار و ظلم خو گرفته و آن را پذیرفته بود، در مدتی کوتاه دچار تحولی عظیم شد و به «ملتی که پذیرش هیچیک از این ظلمها را نداشت» تبدیل گشت.
این خیزش و تغییر انفسی عمومی (یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ)، از کودکان تا کهنسالان، از زنان تا مردان را دربرگرفت، همه در صحنه حاضر شدند و فریاد حقیقی توحید و «الله اکبر» سر دادند.
این، همان «تغییر ما بأنفسهم» بود. حالِ پذیرش ظلم، به «حال عدم پذیرش» و عزم بر نرفتن زیر بار ستم تبدیل شد.
این تحول روحی بود که خداوند تبارک و تعالى آن را تأیید کرد و اسباب پیروزی و بیرونراندن ظالم را فراهم آورد.
همان کسی که از یک پاسبان میترسید، مقابل ابرقدرتی مانند آمریکا ایستاد، همان بازاری که با دستور پاسبان تسلیم میشد، به خیابانها ریخت و «مرگ بر این شاه» گفت.
این، تجلیِ عملی سنت الهی مذکور در آیه بود، امام خمینی (ره) با اشاره به این تجربه عینی، هشدار و توصیه مهمی را ارائه میدهند: «این حال را حفظ کنید».
تحولی که با توفیق الهی حاصل شد و نفوس را از پذیرش ذلت به عزتطلبی و شهادتخواهی تبدیل کرد، باید پایدار بماند.
مادامی که این حالت حفظ شود، خداوند نیز نصرت و حفظ خود را مستدام میدارد.
خطبه دوم
یکشنبه ۱۹ بهمن/ روز نیروی هوایی چهارشنبه ۲۲ بهمن/ پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط نظام شاهنشاهی (۱۳۵۷ ه ش) / سالگرد صدور بیانیه گام دوم انقلاب در چهل سالگی انقلاب اسلامی (۱۳۹۷ش)
در آستانه دهه فجر امسال، دو حضور میدانی رهبر انقلاب (در حرم امام خمینی (ره) و سپس در حسینیه امام خمینی (ره)، در میانهی تهدیدهای خارجی و تلاشهای دشمن برای بیثباتسازی، معنایی فرامتنی و راهبردی پیدا کرد.
این حضور هوشمندانه، چهار پیام کلیدی را انتقال داد: تاکید بر مرکزیت فرماندهی واحد و فعال، انکار هرگونه اضطرار و سردرگمی در مدیریت نظام، نمایش مقاومت در برابر مرعوبسازی و ایجاد ترس، و نقض روایت رسانهای دشمن درباره ناآرامی داخلی.
این اقدام، در ادامه الگوی تاریخی حضور بهموقع در صحنههای حساس (مانند نماز جمعه «نصر») قرار میگیرد و هدف آن اینست که روایت امید، ثبات و اقتدار به جای اضطراب غالب شود.
این رویکرد ریشه در مکتبی دارد که شجاعت را بر پایه سکینه الهی و باور به وعدههای خداوند استوار میکند.
در مسیر پرچالش پیشرو، وظیفه اصلی ملت، همراهی و اطاعت آگاهانه از این رهبری حکیم و مقتدر است تا با اتکا به این قلهی آرامش بخش، راه سخت و افتخارآمیز را تا پایان طی کنیم.
آمریکا و همه مستکبران عالم، جوری در تبلیغات گسترده خود اعمال نفوذ در اندیشه انسانها میکنند که گویا همیشه هستند و انسانها رهایی از آنها ندارند و همیشه میتوانند اعمال قدرت کنند و ملتها را تحت حاکمیت خودشان قرار دهند، در حالیکه تاریخ گویای چیز دیگری است، امیر المومنین علی علیه السلام در خطبه ۸۷ نهج البلاغه در رابطه با بنی امیه نکتهای را میفرمایند، خب آن زمان هم یکی از مستکبرین بنی امیه بود که در آن جامعه همین عملیات روانی جاودانه بودن را در ذهن مردم پمپاژ میکرد، مولا در میان کوفیان در زمانی که بنی امیه در اوج است و به تعبیری یک ابرقدرت میفرماید: بنی امیه بر مردم مسلط میشوند حَتَّى یَظُنَّ الظَّانُّ أَنَّ الدُّنْیَا مَعْقُولَةٌ عَلَى بَنِی أُمَیَّةَ، تا جایی که برخی گمان میکنند که دنیا مانند شتری در بند بنی امیه است و به کام آنها است که تَمْنَحُهُمْ دَرَّهَا وَ تُورِدُهُمْ صَفْوَهَا، همه خوبیها و بهرههای دنیا به آنها سپرده شده و فقط آنها را از سرچشمه خودش سیراب میکند، وَ لَا یُرْفَعُ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ سَوْطُهَا وَ لَا سَیْفُهَا، و گمان میکنند که تازیانه و شمشیر بنی امیه از این امت برداشته نمیشود، وَ کَذَبَ الظَّانُّ لِذَلِکَ، کسی که چنین گمان کند، دروغ گفته است، واقعیت و حقیقت چیست؟
بَلْ هِیَ مَجَّةٌ مِنْ لَذِیذِ الْعَیْشِ یَتَطَعَّمُونَهَا بُرْهَةً ثُمَّ یَلْفِظُونَهَا جُمْلَةً، بلکه این حکومت چند روزه بنی امیه چیزی کمتر از لذت زندگی است که آنها مدت کوتاهی از آن میچشند و سپس همه آن را بیرون میریزند.
این حقیقت مستکبرین است و و واقعیتی که با آن روبهرو خواهند شد لذا از هارت و چورت کردنشان نباید هراسی به دل داشت، یک نکته بگم و خیالتان را راحت کنم، در بعد جنگ نظامی بحول و قوه الهی ما هیچ کمبودی نداریم و در این خصوص هیچ نگرانی ودغدغهای نیست بحمد الله، اما آنچه نگرانی ایجاد میکند و باید هوشیار باشیم جنگ نرم و روانی و تبلیغات دشمن است، در خلاف واقع گویی نسبت به قدرت خود و بزرگی خود و برجسته سازی مشکلات دورن کشور و سیاه نمایی آنها و بهره گیری از مزدوران و منافقان حاضر در صفوف مومنین و مسلمانان، گروهک منافقین رسما اعلام کرد که نیروهای ما میان جانباختگان فتنه اخیر بوده، الان هم هستند، اون کسی که ته دل مردم را خالی میکند و شبهه پراکنی میکند و دروغهای آنها را رواج میدهد و امکان ترویج افکار دشمنان را فراهم میکنند، اگر منافق نباشد در خط آنها حرکت میکنند، این ملت قهرمان ان شاءالله به وعده الهی پیروز خواهد شد، اما سیاهی بر چهره برخی خواهد ماند آنهایی که وطن فروشی کردند و خیانت کردند و حرف از حمله به کشور ایران زدند، آنهایی که با تصمیمات غلط و نادرست خود، آب به آسیاب دشمن میریزند، آنهایی که از راه و هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی حمایت میکنند.
خب این ایام دوباره بحث مذاکره مطرح شده؛ چند نکتهای لازم است عرض کنم اولا سیاست کلان جمهوری اسلامی این است که ما بنای جنگ با کسی نداریم، اگر احساس کنیم بنا بر مصلحتی که سیاستهای کلی ابلاغی حضرت آقا چراغ راه است و تعیین کردند، لازم است، وارد میشویم البته دیپلماتها با نگاه انقلابی باید کار را پیش ببرند نه با دیپلماسی التماسی که در دوران برخی دولتمردانی که متاسفانه اندیشه انقلابیی در راستای منظومه فکری و عملی امامین انقلاب، نداشتند که سختیهای اقتصادی امروز ما ناشی از آن دوران است که عدهای برخی فریبها را در تبلیغات انتخاباتی قرار دادند و انتخاب شدند و ۸ سال کشور عقب افتاد، که وقتی تجربهی همچو ضربهای را داریم، باید در همه انتخاباتها، که در هر زمینهای و به هر عنوانی است، مراقب باشیم که عدهای با وعدهها و سفرهها و برخی اقدامات سرکار نیایند و منافع شهر و کشور را به خطر بیندازند و باعث عقب ماندگی شوند.
دومین نکته اینست که برخی صاحبان منسب و برخی افراد حاضر در دولت نباید فضای فکری خودشان را در رسانه به عنوان حرکت و راه جمهوری اسلامی مطرح کنند که معاون اجرایی رئیس جمهور اعلام کند که «هیچ جنگی خوب نیست و هر صلحی به منزله تسلیم نیست»، بخش اول درست، اما بخش دوم که هر صلحی به منزله تسلیم نیست اشکال دارد، اولا ما بنای صلح با آمریکا نداریم، بنای مذاکره است آنهم در چارچوبی و همچنین در خصوص فقط هستهای نه موضوع دیگر، حالا آمریکا با ما سر چه چیزی جنگ دارد، حضرت آقا فرمودند آمریکا دنبال بلعیدن ایران است، این آن حقیقت است، حالا صلح که شما میگویید، چه معنایی دارد؟!
این کلام یک انحراف است که نه با مبانی اسلام سنخیت دارد و نه با مبانی امامین انقلاب، لذا عزیزان باید مراقبت کرد که این حرفهای بی مبنا و با هدف عادی سازی این واژهها در فکر و اندیشه ما رسوخ نکند.
آمریکا ناجی ما نیست، همه این فریبها و تهدیدها برای پا پس کشیدن از آرمانها است، ما آرمانهای آنها به چالش جدی کشیدیم و این رسوای اخلاقی هم که برای سران و موثرین برخی کشور از جمله ترامپ پیش آمده در آن پرونده، ملتها را به سمت آرمان خواهی اسلام پیش آورده و الان کدام کشور پرچمدار است ایران اسلام فلذا نمیتواند کوتاه بیاید، ما هم آرمان قویتر از آو داریم و ما هم نمیتوانیم از دین و اسلاممان کوتاه بیاییم، اما با مقاومت و ایستادگی اش کوتاه خواهد آمد و نه تنها کوتاه خواهد آمد بلکه شکست سختی هم در انتظارش است، باذن الله.
یک تذکر هم به عرض بکنم به دولت و خصوصا امور بانوان ریاست جمهوری، واقعا الان اولویت کشور موتورسواری بانوان است که با این حجم تبلیغات و پیامک دارید مطرح میکنید، خب مردم چه فکر میکنند؟
اولویت کشور الان اقتصاد و معیشت است، باید پیامهای امیدوار کننده در حوزه اصلاح امور معیشتی و اقتصادی دریافت کنند و پیامک کالابرگ که در این سطح نیست، چون از آن طرف گرانی جبران میکند!
الان جامعه نیاز به آرامش و اتحاد و انسجام دارد، مسائلی که اساسا ظرفیت دوقطبی سازی دارد، را چرا اینگونه عمل میکنید؟
بعد هم مصوبه و مجموعهها را مکلف به انجام کار، با یک حجم تبلیغات سنگین!
برخی افراد که فهم مناسبی از مَناسب و جایگاهها ندارند را چرا در این سطح قرار میدهیم که این مسائل را برای کشور ایجاد میکنند؟
البته میدانیم که پشت صحنهای هم این اقدامات دارد و در این بلبشوی خبرها و برخی نگرانیها، آنها دنبال پیاده کردن چه خواستههایی هستند، برنامه اصلی شان تغییر سبک زندگی ایرانی اسلامی این مردم است، حالا دشمن به نحوی کار میکند و برخی فیلمهای داخل سینما خانگی به نحوی عمل میکند و اینها به نحوی از مجاری قانونی بستر سازی میکنند.
این یک خطر است، نباید فرهنگ ایرانی اسلامی را با برخی اهداف سیاسی ذبح کرد. این خطر برخی تفکرات غربی است که در برخی کروات زدهها یا برخی افراد با ظاهر دینی دیده میشود.
الان این اولویت دارد یا باید تصمیمات معیشتی موثری گرفت که هزینه یک خانوار حدود ۳ نفره از آذر ماه تا دی ماه حدود ۱۰ میلیون تومان که افزایش پیدا کرده را کنترل و مدیریت کرد؟
توقع دیگری از مسئولان است که با مردم در خصوص اصلاحات اقتصادی که اجرا کردند، صحبت کنند و اثرات کارشان را مطرح کنند.
امور بانوان مسئول ارتقاء و تعالی و رشد بانوان جامعه است در مسیر اهداف اسلام و انقلاب، کار در حوزه تحکیم خانواده است، موتور سواری بانوان چه تحکیمی در خانوادهها ایجاد میکند؟ چه رشدی را ایجاد میکند؟
نمیدانم کجا اینها سیر میکنند؟ اگر کسی به فرهنگ ایرانی اسلامی ضربهای بزند، اگر عمدی باشد خیانت میکند و اگر جاهلِ غافل است، در زمین خائنین به این مردم دارد بازی میکند.
حضور مسئولان در میان مردم بسیار کم رنگ شده که باید تغییر رویه داده شود چند سوال از مسئولان عزیز داریم، این پروژههای شهر که زیر ساختی است، چرا تمام نمیکنند؟
مجتمع دادگستری ماهدشت هنوز تکمیل نشده، وعده دهه فجر داده شده بود ولی متاسفانه تکمیل نشده؟! پروژه کتابخانه خیابان قائم چندین سال است که به نتیجه نرسیده؟!
میدان تره بار هر چند صباحی مطرح میشود و بعد مسکوت میشود؟
متاسفانه پروژه امامزادگان احمد و محمود را میراث فرهنگی بعد از اینکه یک میلیارد و خوردهای هزینه دولتی شد، را تخریب کردند و زمینهای اطراف آنرا زمین خواران تصرف کردند و میکنند و نه دادستانی ورود میکند؟ نه اطلاعات؟
نه بازرسی استانداری، سازمان برنامه بودجه استان نباید نسبت به آن اداره کل اقدامی بکند؟!
دیوان محاسبات وظیفهای ندارد؟ و نزدیک یکسال از آن تخریب تاسف بار میگذرد و هیچ مسئول مباشری بازخواست نشد، یقه اش گرفته نشد که چرا بیت المال را حیف و میل کردید و جسارت کردید به ساحت امامزادگان؟
از فردا نیایند توجیه کنند! تخلف محرز و مشخص است و همچنین کم کاری ها! ان شاءالله همه به وظیفه خودشان به موقع عمل کنند.
وعده همه ان شاءالله در روز چهارشنبه ۲۲ بهمن ماه در راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، مانند ۲۲ دی یکبار دیگر اتحاد و انسجام در مقابل دشمنان را به رخ آنها خواهیم کشید تا برای همیشه نا امید شوند، همه را نسبت به حضور آگاه کنیم.