
به گزارش خبرگزاری بسیج لرستان غلام رضا مهرابی کارشناس سیاسی در یادداشتی نوشت جهاد تبیین نسخه پیچیده از سوی مقام معظم رهبری در برابر جنگ نرم و شناختی دشمن ملت ایران است که از دیرباز با ایستادگی در برابر ظلم و زور خون داده ، خون دل خورده وخسارتها متحمل شده تا توانسته بر اساس دایره تمدنی و ریشه ای خود انتخاب کند و پای آن بایستد و در صحنه حاضر است تا به واسطه هیچ ندانم کاری ، کوته فکری یا هر جنگی این ارزش و کرامت خدشهدار نشده و حفظ شود.
جنگ ۸ ساله و شهادت چندین هزار از بهترین جوانان این مملکت نمونه و نشانه بارزی از تجاوز و جنگ افروزی علیه ملت ایران است و همچنان این دشمنی ها ادامه دارد و جهاد تنها رنگ و شکل خود را عوض کرده و چه بسا دشمن با استفاده از تکنولوژی، هرزمان تکنیک جدیدی برای مقابله رو می کند.
جوزف ساموئل نای در کتاب Thefutureofpower در سال ۲۰۱۱ مینویسد؛ آمریکا در آینده تمایل چندانی به استفاده از قدرت نظامی ندارد و با ایران جنگ نرم را در پیش خواهد گرفت و از اهرم فشار اقتصادی علیه ایران استفاده میکند.
جنگ نرم در قرن بیست و یکم همراه با عصر ارتباطات و در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی بیشتر نمایان و بروز داده شد که میتواند فرصت یا تهدید باشد، دشمن درجنگ شناختی و رسانهای ،دنبال ملتهب کردن ذهنها و تهیج کردن جامعه برای ضربه زدن و تضعیف نظام و ارزشهایی است که انقلاب اسلامی بر پایه آن بنا نهاده شده است.
مقام معظم رهبری با الفاظ مختلف جهاد تبیین را مطرح ودر سال ۱۴۰۰ حکم آن را به طور رسمی صادر کردند،می توان دریافت جهاد تبیین قدرت نرم مردم است که هر کس به اندازه خود سهمی از آن دارد و منابع آن از طرفی فرهنگ و از طرف دیگر ارزشهای سیاسی است که باید در اوج اقتدار نمایان و حفظ شود.
برای صفآرایی در میدان جهاد تبیین مهمترین عنصر مورد نیاز بصیرت است ، نسخه دیگر مقام معظم رهبری در میدان جنگ شناختی و رسانه ای که برپایه اخلاق استوار و
هر سخن و رفتاری ، در هر سکویی باید همراه عقلانیت کامل ،سخن و رفتار متین، با استدلال و قدرت تشخیص درست باشد.
گستردگی و فراگیری رسانههای نوپدید اجتماعی در شیوه ارتباطگیری و تعاملات بشر و نوع اثرگذاری بر مخاطب تغییر محسوس ایجاد کرده و هر کس اخبار و اطلاعات را بر اساس تشخیص و علاقه خود به منبع مورد نظر، انتخاب و بر اساس آن اظهار نظر میکند.
رسانههای مجازی و شبکههای اجتماعی گوی سبقت را در حوزه مرجعیت خبری از رسانههای دیداری و شنیداری گرفته و بر همین اساس هر کدام ، تصاویرو روایت مد نظر خود از واقعیت ها را به منصه ظهور می گذارند و رسانههای سنتی در چنین شرایطی دیگر در زمینه اعتمادسازی در جایگاهی پایینتر قرار می گیرند.
چارچوبهای حاکم بر تولیدات محتوایی شبکههای ماهوارهای و رسانههای خارجی دشمن و معاند در قالب اخبار و اطلاعات به طور مداوم در حال نقطه زنی در عملیاتهای مختلف و چند بعدی در جنگ شناختی و رسانهای هستند تا ذهن کاربر را به طور کامل با شبهه افکنی و بحران آفرینی متوجه محتواها و شبکه سازی خود کنند.
هر مخاطب و کاربر بسته به نوع سلیقه و زاویه دید خود ،این اخبار را میپذیرد و به دلیل کثرت مداوم این گونه محتواها نسبت به محیط پیرامون خود بیاعتماد شده و به سمت وادادگی شناختی کشیده میشود.
حال باید گفت آیا جهاد تبیین و قدرت نرم نیاز به استحکام بیشتر در میدان عمل ندارد؟! آیا نیاز به مدیریت جهادی در این حوزه نیست؟! باید با آموزشهای لازم دایره شناخت و بصیرت مردم در برابر جنگ شناختی گستردهتر شود.
شناخت از زاویه اطلاع و اعتماد به پیشرفتها و دستاوردها که اقتدار داخلی آفریده و دشمن را عصبانیترکرده و از نظر دشمن شناسی و وقت شناسی حائز اهمیت است و کسانی که در زمینه محتواسازی کار میکنند باید بتوانند در بین عموم و به ویژه با محتواهای موثر در برابر برنامههای دشمن در بستر فضای مجازی با بیان واقعیتها و شفاف سازی در برابر حجم کذبگویی و وارونه گویی رسانههای دشمن با هدف تغییر مسیر و ذهنیت مخاطب، نقش موثر ایفا کنند.
در فضایی که پیچیدگی محتواسازی و شبکه سازی دشمن به ویژه در بستر فضای مجازی به سرعت اثر مخرب بر ذهن مخاطب گذاشته و ایجاد بدبینی ، ناامیدی و همهگیری می کند ، نقش جهاد تبیین بیشتر نمایان میشود که به طور قطع نیاز به مدیریت جهادی، برنامهریزی منسجم و درست با استفاده از تمام ظرفیتها به ویژه نقش پررنگ فرهنگ، هنر و رسانه است.
انتهای پیام /
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛