
به گزارش خبرگزاری بسیج از فارس، زهرا سالاریه، اولین بانوی کاپیتان دریانورد ایران و خاورمیانه، نمادی از زن ایرانی است که توانسته مرزهای سنتی را در هم بشکند. او که ریشههایش بوی خاک و دریا را از شمال ایران به همراه دارد، امروز در قلب صنعت دریانوردی و مهندسی کشور، با تکیه بر «باور درونی»، بر سختترین موانع غلبه کرده و ثابت کرده است که نقشهای زنانه نه تنها مانع نیستند، بلکه موتور محرکهای برای پیشرفتهای علمی و حرفهای محسوب میشوند. این مصاحبه به بررسی عمیق مسیر پر فراز و نشیب او، نقش خانواده در تصمیمگیریهای سرنوشتساز، و جایگاه زنان متخصص در چشمانداز توسعه ایران میپردازد.
خودتان را در یک خط معرفی کنید:
جملهام رنگ دخترانگی دارد؛ دختری از شمال که بوی دریا را از کودکی میشناخت و امروز همان رؤیا را در خلیج فارس زندگی میکند.
سوال: نخستین بارقه علاقهتان به مهندسی:
پاسخ: از همان دختر کنجکاوی آمد که کنار ساحل زادگاهش موتور قایقهای محلی را نگاه میکرد؛ یکبار پدرم گفت «این صداها زبانِ آهنه»، و من از همان روز دنبال فهمیدن آن زبان رفتم. این کنجکاوی اولیه، نه تنها به درک مکانیک موتورهای دیزل محدود شد، بلکه به علاقهمندی عمیقی به فیزیک سیالات و ساختار کشتیها ختم گردید. در دورههای دبیرستان، تحلیل نیروهای وارد بر شناورها در برابر امواج، تبدیل به یک چالش ذهنی جذاب برایم شد.
سوال: نقش «خواهر» و باورگر اصلی:
پاسخ: مادرعزیزم که علاوه بر مادر بودن نقش دوست و خواهرم را برایم دارد و همیشه میگفت تو جنس دریا هستی، فقط کافیست قدم اول را برداری. حمایت مادر در سالهای اولیه ورود به رشته مهندسی دریایی حیاتی بود. زمانی که برای تحصیل در رشتهای مردانه آماده میشدم، او تنها کسی بود که با اطمینان از تواناییهایم صحبت میکرد و به من یادآوری میکرد که «ریشه محکم، طوفان را تاب میآورد.» این باور، پایه و اساس استقامت من شد.
سوال: مهمترین پروژه/نقطه اوج:
پاسخ: اولین بار که در موتورخانه کشتی مسؤولیت یک شیفت کامل را گرفتم؛ آنجا هم مهندس بودم هم زن تجربهگری که ترسش را جا گذاشته بود. آن روز، یکی از سیستمهای حیاتی موتور اصلی دچار نوسان فشار روغن شده بود. در حالی که خدمه مرد، کمی دچار تردید بودند، با تکیه بر دانش تئوری و چند دوره عملی فشرده، توانستم با استفاده از روشهای تشخیصی دقیق، محل دقیق نشتی را بیابم و با همکاری تیم، مشکل را در کوتاهترین زمان ممکن رفع کنم. لحظهای که رئیس موتورخانه با تأیید فنی کارم لبخند زد، بزرگترین نقطه اوج حرفهای من بود.
سوال: پناهگاه هنگام ناامیدی:
پاسخ: مادرِ صبور درونم؛ آرام، پیوسته، بیصدا میگوید: «طاقت بیاور، موج بعدی از تو قویتر نیست.» این صدای درونی، اغلب در لحظاتی که تصمیمگیریهای سنگین بود، فعال میشد. برای مثال، زمانی که برای گرفتن گواهینامه کاپیتانی در آزمونهای عملی با چالشهای غیرمنتظره روبرو میشدم، این ندا به من یادآوری میکرد که دریانوردی یعنی تعامل مستمر با ناشناختهها، و من باید مانند دریا، منعطف و مقاوم باشم.
سوال: باور به تصویر زن توانمند:
پاسخ: اگر الهامبخش دختران شمال و جنوب باشم، آن تصویر را میپذیرم؛ چون مسیرم ساده نبود اما ادامه دادم. هدف نهایی من صرفاً کسب مدرک نبود؛ بلکه ساختن یک الگوی ملموس برای دخترانی بود که تصور میکنند برخی مشاغل، بهطور ذاتی، از دایره صلاحیتشان خارج است. هر بار که نامهای از یک دختر دانشجو دریافت میکنم که میگوید مسیرش را به خاطر من تغییر داده، آن سختیها برایم شیرین میشوند.
سوال: تجربه الهامبخش و دردناک:
پاسخ: روزی که مهار یک خرابی فنی را بهخوبی انجام دادم اما برخی هنوز میگفتند «برای زن سخت است»؛ همان درد نقطه الهام شد. این تناقض که موفقیت فنی با جنسیتم در تضاد قرار میگرفت، دردناک بود. این تجربه مرا واداشت تا نه تنها در حوزه فنی قویتر باشم، بلکه در مهارتهای ارتباطی و مدیریتی نیز سرمایهگذاری کنم تا تردیدها کاملاً از بین برود. من ثابت کردم که محاسبات فیزیکی و مهندسی، هیچ وابستگی جنسیتی ندارند.
سوال: پیشداوری شکسته شده:
پاسخ: اینکه «زن نمیتواند دریا را طاقت بیاورد»؛ امروز روی عرشه و در موتورخانه پای ثابت تیم هستم. سختترین پیشداوری، ناتوانی در تحمل شرایط سخت جوی بود. اما حقیقت این است که تحمل سختیهای محیطی، نه به جنسیت، بلکه به آمادگی قلبی و ذهنی بستگی دارد. یک مهندس دریایی موفق، کسی است که بتواند در طوفانهای شدید (هم طوفانهای واقعی و هم طوفانهای محیط کار) تعادل خود را حفظ کند.
سوال: بزرگترین مانع پیشرفت:
پاسخ: باورهای درونی؛ اگر زن خودش را محدود نکند، فرهنگ و ساختار دیر یا زود تسلیم میشوند. من معتقدم بزرگترین زندان ما، چارچوبهایی است که خودمان ناخودآگاه برای خود تعریف میکنیم. هنگامی که برای اولین بار به این فکر کردم که «آیا من به اندازه کافی قوی هستم که یک مسیر طولانی دریانوردی را بگذرانم؟»، آن لحظه خطرناکترین نقطه بود. بعد از غلبه بر آن تردید، مشکلات اجرایی، هرچند سخت، قابل مدیریت شدند.
سوال: زن به عنوان میدان روایتسازی:
پاسخ: چون زن سازنده نسل است؛ هرکس آینده را میخواهد، ابتدا ذهن زن را هدف میگیرد. نقش زن در جامعه فراتر از محیط کار است؛ او حافظ فرهنگ و مربی نسل بعد است. وقتی یک زن در یک حوزه تخصصی مانند دریانوردی موفق میشود، این امر به طور ناخودآگاه به دختران جوان پیام میدهد که مرزهای فکری جامعه قابل جابهجایی است. این روایتسازی باید از درون خانوادهها آغاز شود.
سوال: نجاتبخش در لحظه تسلیم:
پاسخ: نقش «دخترِ جسور» درونم که یاد شمال و بادهای دریای خزر افتاد و گفت: «تو از جنس موجی.» در لحظاتی که احساس میکردم فشار انتظارات بیش از حد سنگین است، تصویر زنی را تجسم میکردم که با وجود باد شدید، به ساحل میرسد. این توانایی درونی برای بازسازی خود، کلید بقا در این حرفه است.
بخش ۵: اثر اجتماعی و نقش ملی
سوال: سهم بانوان متخصص در آینده توسعه:
پاسخ: سهمشان حیاتی است، اما جامعه هنوز تمام ظرفیت زنان را باور نکرده. برای توسعه ملی در حوزههایی مانند انرژی، حمل و نقل دریایی و مهندسی، ما نیاز به استفاده از تمام پتانسیل نیروی کار متخصص داریم. آمارها نشان میدهد که تنوع جنسیتی در تیمهای مهندسی، منجر به خلاقیت بیشتر و کاهش خطا میشود. تأخیر در پذیرش کامل زنان متخصص، تأخیری در پیشرفت ملی محسوب میشود.
سوال: پیام به دختران ناامید:
پاسخ: میگویم دختر بودن یعنی انعطاف و قدرت همزمان؛ اگر کسی باور نکرد، شما خودتان را باور کنید و ادامه دهید. به آنها توصیه میکنم که همیشه یک «نقطه لنگر» برای خود داشته باشند؛ چه یک مهارت فنی عمیق، چه یک پشتوانه عاطفی قوی. موفقیت در هر عرصهای نیازمند داشتن دانش عمیق در یک زمینه است، تا بتوانید در برابر هر انتقادی، با دادهها و شواهد فنی پاسخ دهید.
سوال: تعریف "زن ایرانی امروز":
پاسخ: زن ایرانی امروز ناخدای چند نقش است؛ میان خانه، کار، عشق و جامعه میرود اما مسیرش را گم نمیکند. او یک مهندس است که با ظرافت مادری میکند، و مادری است که با صلابت مدیریتی میکند. این «چندتوانی» ویژگی بارز اوست؛ یک توانایی ذاتی برای مدیریت همزمان چندین سیستم پیچیده.
سوال: بزرگترین سوءتفاهم درباره زنان موفق:
پاسخ: اینکه موفقیتشان آسان بهدست آمده؛ در حالیکه پشتش هزاران جنگ پنهان است. مردم اغلب فقط محصول نهایی را میبینند و تصور میکنند این مسیر، یک خط مستقیم و هموار بوده است. در حالی که برای من، هر قدم به جلو، معادل دو قدم مبارزه با انتظارات و پیشفرضهای اجتماعی بوده است.
سوال: اصل طلایی شما در کار و زندگی:
"هیچ موجی قویتر از زنی نیست که مقصدش را میداند."
سوال: و درس برای نسل آینده:
پاسخ: جسارتِ شروع، صبرِ ادامه و امیدِ دوباره برخاستن؛ اینها، چیزهایی است که دریا به من آموخت. دریانوردی به من یاد داد که گاهی اوقات، بهترین مسیر، مسیر مستقیم نیست؛ بلکه مسیری است که شما را از میان چالشها عبور میدهد تا به عمق دانش خود پی ببرید. در نهایت، دریا همیشه راهی برای عبور نشان میدهد؛ کافیست به دانش خود و ارادهتان اعتماد کنید.
انتهای پیام/