
به گزارش خبرگزاری بسیج در لحظاتی که نفسها در سینه حبس میشود و قلب یک خانواده از اضطراب میتپد، صدای زنگ تلفن در مرکز اورژانس ۱۱۵ به معنای طنین امید است. اما پشت این صدا، همیشه فریاد واقعی کمکخواهی نیست. گاهی این تماس، خود تبدیل به تهدیدی خاموش میشود؛ تهدیدی که جان انسانهای بیگناه را نشانه رفته است.آمار هراسانگیز؛ یک مزاحمت در هر ۴۰ دقیقهامسال در اردبیل، هر ۴۰ دقیقه یکبار، خط نجات ۱۱۵ توسط یک مزاحم تلفنی مسدود شده است. آماری که رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان آن را «یک چالش نگرانکننده و ضدارزش اجتماعی» مینامد.۱۶۲ هزار و ۷۲۵ بار تلفن اورژانس امسال به صدا درآمده است. در این میان، داستانهای واقعی بسیاری از جانهای نجاتیافته وجود دارد: ۴ نوزاد که نخستین نفسهای زندگی را در آغوش آمبولانس کشیدند و ۱۸ نفری که قلبشان پس از ایست دوباره به تپش افتاد. اما در کنار این قصههای زندگی، رقمی تاریک خودنمایی میکند: ۱۳ هزار و ۳۱۰ مزاحم تلفنی.این عدد بهتنهایی از تمامی مأموریتهای تصادفات جادهای استان بیشتر است. این یعنی بیش از ۸ درصد از کل ظرفیت خط اورژانس، نه برای کمک به مادری در حال زایمان، نه برای فردی با درد قلبی، بلکه برای پاسخگویی به شوخیها، کنجکاویهای کودکان یا حتی سکوتهای عمدی تلفنی هدررفته است.
هشدار مسئول؛ هر ثانیه با جان انسانها محاسبه میشود
بهزاد داورنیا، رئیس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، در گفتگو با خبرگزاری بسیج میگوید: «وقتی شما با ۱۱۵ شوخی میکنید، در واقع ممکن است در آنسوی شهر، دختربچهای که در حال غرقشدن در استخر است، یا پیرمردی که نفسهای آخرش را میکشد، نتواند به کمک برسد. هر ثانیه تأخیر، با جان انسانها محاسبه میشود».وی به آمار میانگین زمان رسیدن آمبولانس اشاره میکند: ۷ دقیقه و ۵۳ ثانیه در شهر و ۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در جادهها. «این زمانها در بهترین حالت است. یک تماس مزاحم میتواند این زمان طلایی را دوچندان کند و نتیجۀ آن چیزی جز یک تراژدی انسانی نخواهد بود».
پشت خط؛ داستان تلخ یک اپراتور در روز آلوده
اپراتور باسابقه اورژانس، از تجربهای دشوار میگوید: «هفته پیش را فراموش نمیکنم. در روزی که مدارس تعطیل شده بود، تماس اضطراری خانواده یک پدر مسن مبتلا به حمله شدید آسم دریافت کردیم، درحالیکه صدای گریه آنان در خط واضح بود.»«همزمان، شمارهای واحد سه بار متوالی تماس گرفت و با هر پاسخ من، فقط صدای خنده یک نوجوان و قطع خط شنیده میشد. در آن سهدقیقهای که مجبور شدم با این تماسهای مزاحم سرگرم شوم، ارتباط با آن خانواده قطع شده بود و نمیتوانستم وضعیت بیمار را دقیقتر ارزیابی کنم. دستانم از عصبانیت و نگرانی میلرزید و مدام فکر میکردم اگر اتفاق بدتری برای آن پیرمرد افتاده باشد چه؟ این مزاحمت، درست مانند این بود که کسی عمداً راه آمبولانس را در خیابان مسدود کند تا بهموقع به بیمار نرسد».این احساس را حسین، تکنسین اورژانس نیز تأیید میکند: «یکبار پس از یک مأموریت سخت، فهمیدیم که در همان حوالی، بیمار قلبی دیگری به دلیل اشغال بودن خطوط، نتوانسته بود با ما تماس بگیرد و متأسفانه فوت کرد. هیچگاه نمیتوانیم ثابت کنیم که اگر آن خطوط بیهوده اشغال نبودند، شاید میتوانستیم او را نجات دهیم. این بار گناه، بر دوش ما سنگینی میکند».
صدای مردم؛ از اضطراب پدری تا اعتراف یک نوجوان
اما داستان فقط اعداد و گزارشهای رسمی نیست. پدر یک کودک آسمی، با اضطراب خاطره آخرین تماسش با اورژانس را تعریف میکند: «پسرم نفس نمیکشید. تلفن را زدم، اما خط اشغال بود. آن ۹۰ ثانیه، طولانیترین لحظات زندگی من بود. وقتی بالاخره پاسخ دادند، اپراتور عذرخواهی میکرد که خطوط شلوغ است. خوشبختانه بهموقع رسیدند، اما فکر آن لحظات هنوز خواب از چشمانم ربوده است».در سوی دیگر، نوجوان ۱۳ سالهای که اعتراف میکند با دوستانش چندین بار به اورژانس زنگزده است، میگوید: «فکر نمیکردیم کار مهمی باشد. یک بازی بود. اما وقتی معلممان در مدرسه درباره عواقب آن صحبت کرد و گفت ممکن است کسی بهخاطر این شوخیها بمیرد، شرمنده شدیم. دیگر هرگز این کار را تکرار نمیکنیم».
راهحل؛ فرهنگسازی از مدرسه تا وجدان عمومی
کارشناسان معتقدند حل این معضل، تنها با برخورد قضایی ممکن نیست. دکتر صدیقه مهری، روانشناس اجتماعی، توضیح میدهد: «بخش بزرگی از این رفتار ناشی از بیتفاوتی آموخته شده و ناآگاهی از پیامدهای واقعی است. باید از مدارس شروع کنیم. نشاندادن مستنداتی از پشتصحنهٔ اورژانس و اینکه یک تماس مزاحم چگونه زندگی یک نفر را تحت تأثیر قرار میدهد، میتواند تأثیر عمیقی بگذارد».درحالیکه اورژانس اردبیل امسال با اضافهشدن ۵ آمبولانس جدید و انجام ۲۳ مأموریت هوایی، سعی کرده است خدمات خود را گسترش دهد، اما خطقرمز ۱۳۳۱۰ همچنان مانند زنگ خطری بزرگ در برابر جامعه ایستاده است. این رقم فقط یک عدد نیست؛ بلکه نشاندهنده ۱۳۳۱۰ فرصت ازدسترفته برای نجات، ۱۳۳۱۰ بار ایجاد استرس برای اپراتورهای فداکار و ۱۳۳۱۰ خاطرۀ اضطراب آلود برای خانوادههای نیازمند واقعی است.طناب نجات را قطع نکنیم!شماره ۱۱۵، طناب نجاتی است که از آسمان برای زمینیان فرستاده شده است. آیا باید اجازه دهیم این طناب، با دستان بیمسئولیت خودمان پوسیده شود؟ پاسخ این سؤال، نه در جلسات رسمی که در وجدان تکتک ما نهفته است. امروز، تصمیم با شماست.