به گزارش خبرگزاری بسیج لرستان، مرتضی سپهوند کارشناس اقتصادی در یادداشت تحلیلی درباره چرایی عرضه رایگان و شتابزده هوش مصنوعی نوشت
یکی از پرسشهای کلیدی امروز این است که چرا فناوریای به این قدرت و هزینه، ناگهان و تقریباً بدون محدودیت در اختیار عموم قرار گرفته است؟ پاسخ این سؤال را نه در لایههای تبلیغاتی «خدمت به بشر»، بلکه باید در منطق اقتصاد سیاسی و راهبردهای انحصار جستوجو کرد.
واقعیت این است که هیچ بازیگر بزرگ فناوری میلیاردها دلار هزینه محاسباتی و سرمایهگذاری را صرفاً برای سرگرمی کاربران نمیپردازد.
سرعت عرضه مدلها، کیفیت غیرعادی آنها و حذف هزینه استفاده، نشاندهنده پدیدهای است که در اقتصاد دیجیتال آن را «تسخیر زودهنگام ساختار ذهنی جامعه» مینامیم؛ یعنی تصاحب بازار قبل از شکلگیری مقررات و رقبا.
در تحلیل هزینه–فایده، چهار هدف اصلی و کمتر گفتهشده قابل مشاهده است:
۱-مردم بهمثابه نیروی کارِ بیمزد در آموزش مدلها
آنچه استفاده رایگان نامیده میشود، در واقع سازوکار استخراج داده و بازخورد انسانی است؛ همان چیزی که مدلها برای تکامل به آن نیاز دارند. اگر شرکتها میخواستند این حجم از نیروی انسانی را استخدام کنند، هزینه آن نجومی بود. امروز میلیاردها انسان، خودخواسته در حال تربیت جانشینهای دیجیتال خویشاند.
۲- فرسایش توان شناختی و وابستگی ذهنی
هر فناوری، بخشی از توانایی انسانی را از کار میاندازد: ماشینحساب قدرت محاسبه ذهنی را، GPS حافظه فضایی را و اکنون هوش مصنوعی، توان تولید فکر مستقل را تهدید میکند. وابستگی به ابزاری که جایگزینِ اندیشیدن میشود، در نهایت انسان را از فاعل اندیشه به مصرفکننده اندیشه تبدیل میکند؛ این همان خلع سلاح شناختی است.
۳- مهندسی حقیقت و قبضه مرجعیت معرفتی
وقتی جامعه از موتورهای جستوجو، کتابها و منابع متعدد فاصله میگیرد و پاسخ یک سیستم را آخرین حرف میپندارد، قدرت تعیین حقیقت بهدست شرکتهای فناوری میافتد. این یعنی انتقال مرجعیت از دانشگاهها و رسانهها به الگوریتمها. در بلندمدت، چنین تمرکزی میتواند ساختار باور عمومی را مهندسی کند.
۴- رقابت برای انحصار مطلق
بازار هوش مصنوعی بازاری است که برنده، همه چیز را میبرد. شرکتها قبل از شکلگیری قوانین، سیستمها را همهگیر کردند تا زیرساختهای جهان –از اقتصاد و درمان تا آموزش و امنیت– به آنها گره بخورد. وقتی این اتصال کامل شد، کنترل جریان هوش عملاً در اختیار چند شرکت خواهد بود.
مسئله نابودی انسان نیست؛ مسئله تبدیل انسان به موجودی وابسته است: مصرفکننده داده، تولیدکننده داده و فاقد قدرت تحلیل مستقل. امروز دوره تبلیغ، اشتیاق و جذابیت است؛ همان دورهای که اقتصاددانان آن را فاز اعتیادسازی مینامند.اما قبض این اعتیاد، در زمان دیگری صادر خواهد شد.
انتهای پیام /
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛