به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، عطاران کارشناس مسائل رسانه در یادداشتی در مورد هوش فرهنگی آورده است که

جهان امروز با سرعتی شگفتانگیز در حال تغییر و تحول است و به موازات آن، فرهنگها و شیوه ارتباطات میان انسانها روز به روز متنوعتر و گستردهتر میشوند.
در این میان، «تربیت اسلامی» با چالشی جدی روبهرو است؛ چرا که اگر در فرایند تربیت، به مقولهی «هوش فرهنگی» بیتوجهی شود، تعامل اجتماعی و درک متقابل میان انسانها نیز دچار ضعف و گسست خواهد شد.
این واقعیت ما را با پرسشی بنیادین روبهرو میسازد؛ چگونه میتوان در عصر جهانیشدن و در میان تنوع فرهنگها، در عین حفظ هویت دینی و فرهنگی، اختلاف فرهنگی را کاهش و زمینه تعامل را فراهم ساخت؟
هوش فرهنگی (Cultural Intelligence)
هوش فرهنگی به معنای توانایی درک، تفسیر و رفتار مؤثر در موقعیتهای فرهنگی گوناگون است.
به بیان دیگر، فردی دارای هوش فرهنگی است که بتواند با انسانهایی از فرهنگها، باورها و ارزشهای متفاوت، ارتباطی سازنده، محترمانه و متعادل برقرار کند.
انسانِ برخوردار از هوش فرهنگی، در مواجهه با تفاوتها دچار پیشداوری و تعصب نمیشود؛ بلکه با آگاهی، احترام و انعطافپذیری، مسیر گفتوگو و همزیستی را برمیگزیند.
تربیت اسلامی بر پایه آموزههای قرآن کریم، سیرهی پیامبر اعظم (ص) و روش اهلبیت (ع) استوار است.
هدف آن، پرورش انسانی مومن، متعادل، خردمند و اخلاقمدار است؛ انسانی که در همه عرصههای زندگی، از اندیشه تا رفتار، تعادل و میانهروی را رعایت کند.
اسلام، انسان را موجودی آزاد، اما مسئول میداند؛ موجودی که باید استعدادهای خود را در مسیر حق، عدالت و فضیلت شکوفا سازد.
در همین راستا، پیامبر اسلام (ص) فرمودهاند:
«خَیرُ الأُمورِ أوسَطُها» بهترین کارها، میانهترین آنها است.
بنابراین، اصل اعتدال و میانهروی در تربیت اسلامی، راهی برای پرهیز از افراط و تفریط و حفظ هویت اصیل انسانی است.
رابطه هوش فرهنگی و تربیت اسلامی
میان هوش فرهنگی و تربیت اسلامی، پیوندی عمیق و متقابل وجود دارد.
تربیت اسلامی با تاکید بر عقلانیت، عدالت، احترام و همزیستی مسالمتآمیز، بستری معنوی و اخلاقی برای رشد هوش فرهنگی فراهم میسازد.
فردی که بر پایه تعالیم اسلامی پرورش یافته است، در برابر تفاوتهای فرهنگی و فکری، روحیهای بردبار، منصف و گفتوگو محور دارد.
از سوی دیگر، هوش فرهنگی نیز به انسان مؤمن کمک میکند تا در تعامل با فرهنگهای گوناگون، ضمن حفظ هویت دینی، رفتاری محترمانه، مودبانه و تاثیرگذار از خود نشان دهد.
به بیان دیگر، هوش فرهنگی انعطاف را میپذیرد، اما انحراف را نه؛ زیرا درک عمیق از واقعیتهای فرهنگی، مانع از انحراف از اصول و ارزشهای تربیت اسلامی میشود.
هوش فرهنگی و تربیت اسلامی هر دو بر درک تفاوتها، احترام متقابل و رشد انسانی تاکید دارند.
تربیت اسلامی، پایهای اخلاقی و معنوی برای شکلگیری هوش فرهنگی است و هوش فرهنگی، ابزار تحقق تربیت اسلامی در به شمار میآید.
در پرتو این دو اصل، انسان میتواند در دنیایی چند فرهنگی، در عین حفظ هویت ایمانی و اخلاقی خود، با دیگران با منطق، احترام و اعتدال ارتباط برقرار کند.