به گزارش خبرگزاری بسیج از کرمان، سرگذشت شهدا همیشه پر از رمز و راز است؛ روایتهایی که گاهی آدمی را به شگفتی وامیدارد. یکی از این روایتها، قصهی دو پسرعمو از دیار محمدیهاست؛ شهید علیرضا محمدی و شهید رحیم محمدی.
علیرضا در روز دوم تیرماه، در جریان جنگ ۱۲ روزه و در حملهی ناجوانمردانهی رژیم صهیونیستی، در یزد به شهادت رسید. خبر شهادتش داغی بزرگ بر دل خانواده و دوستان نشاند؛ داغی که تازه بود، سنگین بود و هنوز مجال آرام گرفتن نداشت. اما این داغ، تنها آغاز ماجرا بود.
روزها گذشتند؛ هر ساعتش با یاد علیرضا و جای خالیاش. خانواده هنوز درگیر مراسم و سوگ او بودند که تقویم آرامآرام ورق خورد تا رسید به واپسین روزهای تابستان. درست ۶۸ روز بعد از شهادت علیرضا، یعنی در هشتم شهریورماه، بار دیگر خبری آسمانی رسید: اینبار، رحیم پر کشیده بود. او هم همچون پسرعمویش، بیپروا و با صلابت، راهی شد و به خیل شهیدان پیوست.
رحیم و علیرضا تنها دو نام در کنار هم نیستند؛ آنها دو شاخه از یک ریشهاند، که در فاصلهای کوتاه از یکدیگر، درخت زندگیشان را با خون سرخ خویش آبیاری کردند. گویی سرنوشت چنین نوشته بود که این دو پسرعمو، حتی در شهادت هم کنار هم باشند.
این فاصلهی کوتاه میان دو شهادت، قصهای از عمق پیوندهاست؛ پیوندی خونی، ایمانی و آسمانی. خانوادهای که هنوز از داغ علیرضا قد راست نکرده بود، دوباره بر زمین نشست؛ اما این بار با غروری مضاعف، چرا که دو ستارهی درخشان در آسمان خود داشت.
نام علیرضا و رحیم، در تقویم تیر و شهریور ثبت شد، اما در حقیقت، تاریخ ماندگار این سرزمین را غنیتر کرد. امروز وقتی از آنان یاد میشود، نه تنها بهعنوان دو شهید از یک خانواده، بلکه بهعنوان دو پرچم برافراشته از غیرت و ایمان بر بلندای ایران شناخته میشوند.
آنها رفتند، اما روایتشان ماندگار است؛ روایت عهدی که در زمین بسته شد و دیداری که در آسمان تازه شد.