به گزارش خبرگزاری بسیج از البرز، متن خطبه حجت السلام والمسلمین رادمرد امام جمعه ماهدشت، مبنی بر تقوا الهی و بعد از آن و مسائل شهری و منطقهای، به شرح زیر است:

امام حسن عسکری (علیه السلام) از جهتی غریبترین امام هستند.
آنحضرت خودشان اینجهت را چنین بیان میکنند: «هیچ یک از پدرانم، آنگونه که من گرفتار تردید شیعیان شدهام، مورد تردید واقع نشدند.»
(مَا مُنِیَ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی بِمِثْلِ مَا مُنِیتُ بِهِ مِنْ شَکِّ هَذِهِ الْعِصَابَةِ فِیَّ... (بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲)).
رخنه این شک (شک بهحقانیت رهبر الهی) در جامعه شیعه، اولین علت برای غیبت رهبر الهی است.
یعنی با تغییر رفتار شیعه، تغییر نعمت و سرنوشت روی داد.
همانطور که امام باقر علیه السلام فرمودند: «زمانی که خدای تبارک و تعالی بر خلقش خشم کند، ما را از مجاورت آنها دور کند.» (إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی خَلْقِهِ نَحَّانَا عَنْ جِوَارِهِمْ (کافی، ج ۱، ص ۳۴۳)) یعنی غیبت امام زمان علیه السلام دلیل خشم خدا بر بندگان است.
در این دو آیه شریفهی «ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...» (انفال: ۵۳) و «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱) از دو مسئله مهم صحبت میشود: یکی «ما بِقَومٍ» و دیگری «ما بِأَنفُسِهِم»، که این دو با هم رابطه دارند.
«بِأَنفُسِهِم» اخلاق و رفتار مردم است و «ما بِقَومٍ» سرنوشت و مقدرات آنها است.
سرنوشت مثل اینکه مردم عزیز یا ذلیل شوند.
مثالهای متعددی وجود دارد، مثل اینکه در احادیث داریم: «مَا عَالَ مَنِ اقْتَصَدَ» (نهج البلاغه، حکمت ۱۴۰): کسی که در هزینه کردن میانهروی کند هرگز فقیر نخواهد شد.
«مَنِ اقْتَصَدَ»، «ما بِأَنفُسِهِم» و «مَا عَالَ»، «ما بِقَومٍ» (سرنوشت و مقدرات) است و باز میفرمایند: «مَنْ أسرف فی طَلبِ الدّنیا ماتَ فَقیراً» (غرر الحکم، ح ۸۶۰۸): هر که در طلب دنیا زیادهروی کند، فقیر از دنیا میرود.
«مَنْ أسرف فی طَلبِ الدّنیا» رفتار و اخلاق است، «ماتَ فَقیراً» مقدرات و سرنوشت است.
مثالهایی که ذکر برای رسیدن به این نتیجه بود که سرنوشت ونعمتهای انسان با تغییر اخلاق و رفتار او تغییر پیدا میکند.
با این نتیجهای که بیان شد غیبت امام، سرنوشت و ثمرهی اخلاق و رفتار مردم است، در مسئله حجت خدا، اینکه امام معصوم غائب بشود و یا ظاهر بشود، جزء سرنوشت و مقدرات است و اینکه مردم قَدر امام را بدانند یا ندانند اخلاق است، خدا نعمت امامت را بهمردم داده، این نعمت را تغییر نمیدهد، مگر اینکه مردم اخلاقشان را تغییر بدهند.
یازده امام، خدا برای مردم گذاشت، در امام یازده، مردم اخلاقشان تغییر کرد، خدا هم مقدراتشان را تغییر داد.
شیعیانی بهحضرت امام عسکری علیه السلام نامه نوشتند که مبالغی خدمت شما فرستادیم، بفرمایید که کجا خرج شده است؟
حضرت (ع) در جواب نوشت: اگر امامت یک امر متصلی است، پس چرا این سؤال را از اجداد من نکردید؟ چطور شما من را امام میدانید و این سؤال را میکنید؟
بعد از این مکاتبه حضرت (ع) اجازه دیدار شیعیان را با خودش نداد، پرده سیاهی در وسط اتاق نصب شد و حضرت (ع) پشت پرده مینشستند.
شیعیان میآمدند سؤال میکردند، حضرت (ع) جواب میداد.
نه اجازه میداد که ببینندش و نه ببیند آنها را. این اولین مرتبه غیبت است.
مردم «ما بِأَنفُسِهِم» را عوض کردند، در نتیجه «ما بِقَومٍ» تغییر کرد.
«ما بِأَنفُسِهِم» که شاکر بودن تبدیل بهکفران نعمت شد، در نتیجه «ما بِقَومٍ» که زیارت امامشان بود، بهمحرومیت از امام تغییر کرد، منتهی اجازه شنیدن صدا را دادند، تا بهتدریج بهدوره امام دوازدهم (عج) رسید و دیدن و شنیدن صدای ایشان از شیعیان گرفته شد.
بعد از آن «ما بِقَومٍ» باز شدیدتر شد و مرحله غیبت صغری بهغیبت کبری منتقل شد، پس ناشکری بود که سرنوشت مردم را عوض کرد.
ابتدا محروم شدن از زیارت امام و بعد محروم شدن از شنیدن صدای امام و بعد محروم از سفارت و نیابت خاصه. مهدویت یعنی همین که، چون با ناشکری، غیبت واقع شده است جز با شاکر شدن مردم عوض نمیشود.
علامتِ بدون تردید ظهور، اصلاح رفتار و اخلاق و وضعیت مردم در این حوزه است.
اگر مردم عوض بشوند، باز سرنوشتشان تغییر میکند.
همان طور که نعمت را زمانی میگیرد که مردم ناشکر شدند، زمانی پس میدهند که مردم سپاسگزار شده باشند.
امام غایب شد، تا چه بشود؟ غیبت ایشان برای آشکار شدن قدر و قیمت اوست.
خداوند نعمتی را میگیرد که مردم قیمت این نعمت را بدانند. انسان در خوف، قیمت امنیت را میداند. در مرض، قیمت سلامت را میداند.
در غیبت هم قیمت امام خود را میداند، هزار سال غیبت این اثر را داشت که مردم بهقیمت امامت و قدر امامت آشنا شوند و برای نایب امام جان بدهند.
رهبر معظم انقلاب در روز شهادت امام رضا علیه السلام نکات مهمی را فرمودند که یکی پرداختن به اتحاد مقدس بود، سال ۷۹ پس از حوادث سختی (تشکیل مجلس ششم و فتنه ۷۸) که در کشور شکل گرفت، جریان انقلابی نگرانی جدی نسبت به آینده کشور و نظام داشتند.
برخی از این جریانات حتی به مرز ناامیدی از امکان اصلاح روندها رسیده بودند و برای آینده نظام بسیار بدبین بودند. رهبرانقلاب آن زمان شورای مرکزی گروههای مختلف را احضار کردند و مطالبی را مطرح کردند.
از جمله مطالبی که در آن جلسه مطرح شد این بود که مسائل و اختلافات به کشور آسیب میزند، این اختلافات را جمع کنید.
تمام کسانی که میگویند ما اسلام، انقلاب، امام و ولی فقیه و... را قبول داریم دور هم جمع شوند و دست از اختلافات بردارید.
این جلسه آغازی شد، بر شکلگیری گروههای وفاق در همان سال که در فاصله کوتاهی این گروههای وفاق توانستند جلسات مختلفی را پیش ببرند اقدامات مهمی را در سطح سیاسی رقم بزنند.
معیارهایی که رهبرانقلاب در آن جلسه مطرح شد پایه اصلی وحدت میشود یعنی هر کسی که اسلام، انقلاب، امام و رهبری را بپذیرید قابل اتحاد و وحدت است. این ۴ معیار خطکشیهای سیاسی را کاملا نقض میکند و این دیدگاه را که اساسا جامعه اسلامی با معیارهای حزبی و قدرت محور قابل تحلیل نیست را قوت میبخشد.
یکی از بحثهای اساسی رهبرانقلاب دستهبندی آحاد جامعه است.
در نگاه ایشان جامعه به سه دسته مومنین، منافقین و ضعیفالایمانها تقسیم میشود.
بارها فرمود که اگر ما بخواهیم افرادی که به نوعی ضعف ایمانشان مشهود است را از خود برانیم دیگر کسی باقی نخواهد ماند، چرا که هر کسی یک ضعفی دارد و هیچ کس کامل نیست.
در واقع اگر بخواهیم واقعنگر باشیم، درجه ایمان در یک جامعه شامل طیف وسیعی میشود که نمیشود به آسانی از همدیگر تفکیک کرد و خط و مرز مشخصی میانشان قائل شد؛ بنابراین میزان باور به ارزشهای اسلامی میتواند رویکردهای مختلفی در تشخیص و تجویز برای مسائل کشور ایجاد کند، در شرایط فعلی نیز مسئله اتحاد اولویت بالاتری پیدا کرده است.
تحلیل رهبرانقلاب نیز همین است که اصلیترین موضوعی که سبب شد جنگ خاتمه یابد و هماکنون مانعی بزرگ برای شروع جنگ جدید باشد همین «اتحاد مقدس» است؛ لذا در این شرایط علاوه بر اتحاد میان خود جریان انقلابی لازم است اقداماتی در پیش گرفته شود تا اتحاد میان خود مردم، اتحاد میان مردم و نظام، اتحاد میان مردم و نیروهای مسلح و... تقویت شود و از هر آنچه که سبب شکلگیری دوقطبی، شکاف و... شود، باید عبور کنیم.
این همان چیزی است که دشمن بشدت بر آن سرمایه گذاری کرده که آن را ایجاد کند یعنی دوقطبیهای سیاسی و اجتماعی و ...، یکی از آن حربهها جریان مکانیسم ماشه است، در این خصوص در خطبههای گذشته نکاتی را عرض کردم، لکن بهلحاظ شرایط دوباره پیش آمده مطالبی را عرض میکنم:
مکانیسم ماشه (اسنپ بک) یک بند ویژه در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت است که به کشورهای عضو برجام این امکان را میدهد که اگر ادعا کنند ایران به تعهداتش عمل نکرده، بدون نیاز به رأیگیری، تحریمهای سازمان ملل را علیه ایران بازگردانند. در سال ۱۳۹۷ آمریکا با وجود خروج رسمی از برجام، تلاش کرد، این مکانیسم را فعال کند.
گرچه آن زمان با مخالفت دیگر اعضاء روبهرو شد، اما اکنون در آستانه پایان یافتن مفاد کلیدی قطعنامه ۲۲۳۱ (مهر ۱۴۰۴)، دوباره زمزمههایی از تمدید مشروط این قطعنامه شنیده میشود.
هدف این است که مانع از «رهایی ایران از بند قطعنامه» شوند.
غرب بهدنبال چیست؟ دولتهای غربی، بهویژه سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان بهدنبال تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ با شروطی تازه هستند.
آنها میخواهند وانمود کنند که این تمدید برای جلوگیری از فعالشدن مکانیسم ماشه است، در حالیکه هدف اصلی طرف غربی، چیز دیگری است؛ از جمله: جلوگیری از پایان محدودیتهای موشکی و هستهای ایران باز نگهداشتن مسیر تهدیدهای سیاسی و حقوقی علیه ایران و مهمتر از همه، ادامه گروگانگیری حقوقی ایران با ابزار شورای امنیت.
آنچه امروز از سوی غرب مطرح میشود، بهظاهر یک اقدام «موقت، بیخطر و بازدارنده» است، میگویند: اگر ایران موافقت کند، دیگر ماشه فعال نمیشود.
اما در باطن، معنای این پیشنهاد چنین است: ایران همچنان در بند تعهدات برجامی میماند.
بازگشت تحریمهای سازمان ملل به طور موقت از روی میز کنار میرود، اما این تهدید همچنان باقی است. - و غرب در هر زمان که بخواهد، میتواند دوباره ادعای «نقض تعهدات» را مطرح کرده و ماشه را فعال کند.
ظاهری فریبنده تمدید، باطنی خطرناک دارد.
چرا ایران باید از این سناریو فاصله بگیرد؟
مهر ۱۴۰۴ (اکتبر ۲۰۲۵)، پایان رسمی قطعنامه ۲۲۳۱ است.
یعنی از آن زمان، دیگر هیچ سازوکار حقوقی برای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران وجود نخواهد داشت، پرونده ایران در شورای امنیت، برای همیشه بسته میشود.
مکانیسم ماشه به تاریخ میپیوندد، اگر ایران امروز به تمدید این قطعنامه (حتی با وعدههایی مثل تعلیق ماشه) تن دهد، این فرصت تاریخی را از دست خواهد داد.
برای خنثیسازی توطئه غرب در تمدید مشروط قطعنامه و جلوگیری از فعالسازی مکانیسم ماشه، وزارت خارجه باید وارد میدان اقدام فعال و نه صرفاً واکنش دفاعی شود.
در حقیقت تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ به معنای تعلیق فرصت تاریخی ایران برای خروج از نظام تحریمی سازمان ملل است.
وزارت خارجه ایران باید در جایگاه کنشگر فعال، نه بازیگری منفعل، این روند را مدیریت کند.
مسیر آینده ایران نه از راه تمدید وعدههای خالی، بلکه از طریق تثبیت حقوق ملی و عزت حاکمیتی میگذرد.
زمان آن رسیده که کشورمان نشان دهد از تجربیات گذشته درس گرفته و اجازه تکرار اشتباه برجام را نمیدهد.
به واسطه برجام، روی کاغذ، هیچ تحریمی لغو و یا تعلیق نشد و همچنان تحریمها در بیشترین میزان خود قرار دارد؛ بنابراین اثر اصلی فعالسازی مکانیسم ماشه، اثر روانی بر بازار ایران است.
در مجموع، سناریوی مطلوب برای ایران، عدم تمدید قطعنامه ۲۲۳۱ است.
سناریوهای دیگر، حتی اگر ظاهر فریبندهای داشته باشند، میتوانند به فرصتی برای بازگشت ماشه و تهدیدات بعدی بدل شوند.
بر همین اساس، هوشیاری و اقدام پیشدستانه، کلید خنثیسازی این سناریوها است.
نکتهای در میان واقعیت میدان مقابله دشمن با ایران اسلامی وجود دارد این است که ما خدا داریم و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین، هر چه دشمن سختی ایجاد کند و فضا بخواهد برای تسلط خودش ایجاد کند، نخواهد توانست درصورتیکه ما پای اصول دینی و انقلابی خودمان بایستیم و مسئولین ما هم این نکته را فراموش نکنند که نگذارند دشمن راه تسلطی بر ما باز کند، با هوشیاری و التزام عملی به آرمانهای انقلاب اسلامی یکی از اقدامات تلاش شبانه روزی برای خدمت رسانی به مردم و متعهد با شایسته سالاری در بکار گیری نیروها باشند و خدمت به مردم و رفع مشکلات مردم اولویت باشد و در هیچ لحظهای دست از این برندارند، یک لحظه غفلت کنید و مرعوب افراد خودخواه شوید، مقوله خدمت به مردم فدا خواهد شد و از اولویت خواهد افتاد، در کلان کشور هم افراد هستند و زمینههای وام دار کردن افراد را به خودشان فراهم میکنند، این یک بلای سختی است که در دستگاه بروکراسی ما وجود دارد که باید بررسی و جلوگیری شود و آن نقش منفی جریانهای سیاسی و تندروهای آنها برای مهره چینی و بهرههای مالی و اقتصادی و استفاده از رانتهای اطلاعاتی و ... است.
اساسا خدمت مردم روکشی است، برای پیشبرد اهداف شان و مواجه نشدن با مطالبه مردم.
توصیه میکنم، به مسئولان که تلاش هایشان و خدمات را با مرعوب شدن نسبت به این افراد ضایع نکنند، توان و قدرت خدمت فائق میآید و نگران نباید بود که اگر اقدام مدنظر آنان نشود فشار خواهند آورد، اگر ما برای خدا کار میکنیم، از هیچ چیزی جز خدا نمیترسیم.
عزیزان نکتهای عرض کنم، دشمن هرچه در چنته داشته را کرده، از تحریمهای حداکثری و فشارهای بی سابقه اقتصادی و سیاسی و ترور و اخیرا هم جنگ، کاری از پیش نبرده حتی آن سادهی ربع پهلوی سفارش تاج پادشاهی داده بود در جنگ ۱۲ روزه، یعنی آنقدر مطمئن بود که کار تمام است، اخیرا هم جنگ را تحمیل کردند و باز به نتیجه نرسیدند، الان تنها چیزی که باقی مانده و برگه شان را رو کردن بر هم زدن اتحاد مردم است، حالا مکانیسم ماشه و جنگ خواهد شد یا نه و ... که عرض کردیم اینها فقط میخواهند روان مردم را پریشان کنند، دولت باید مراقبت کند در میدان دلالان دلار داخلی که از درد مردم برای خود کیسه دوختهاند و متاسفانه هموطن هم هستند، اما مواجب گیر دشمن، بازی نخورد، مراقب نکاتی که تاثیر در اقتصاد دارد باشد، گرانیها خودساخته برخی افراد را با نظارت دقیق مدیریت کند و دست آنها را قطع کنند، الان همه چیز است، اما چیزی که نیست و یا کم رنگ است نظارت و کنترل بازار است، دولت از مردم کمک بگیرد و حلقههای نظارت را کامل کند، تا ان شاءالله از این سختیها عبور کنیم.
نکته بعدی، خب در چند ماه گذشته مهدیه اسفندیاری در فرانسه که در توهم مهد آزادی است، بهجرم حمایت از مردم مظلوم فلسطین دستگیر شدند و در این چندماه در سلول انفرادی است، اما صدای حق و حقیقت هیچگاه خاموش نشدنی است و از وزارت امور خارجه درخواست داریم مجدادنه و با پیگیری مضاعف زمینه آزادی هم استانی مان را فراهم آوردند.
یاد همه عزیزان شهید دولت از رجائی و باهنر تا شهید رئیسی و همراهان را گرامی میداریم و ضمن تبریک هفته دولت از همه مسئولان که خالصانه برای مردم و اسلام عزیز خدمت میکنند، قدرشناسی میکنم.