
جانِ پدر، کجاستی؟
منتظرم، عزیزِ من
بیاسری به من بزن
چشم،براه مانده ام
یک کلمه،بگوسخن
جانِ پدر، کجاستی؟
توریشه ی جانِ منی
چون گلِ ریحانِمنی
دخترِ من ، بیا بیا
طبیب و درمان منی
جانِ پدر، کجاستی؟
می کُشدم،فراقِ تو
در دلم، اشتیاقِ تو
بیا، به دادِمن برس
نشستهام، اطاقِ تو
جانِ پدر، کجاستی؟
پیرم و ناتوان شدم
تکّه ای استخوان شدم
مرگ سراغ می کنم
دست به آسمان شدم
جان پدر، کجاستی؟
؛-‐------‐--------------؛
سروده
"عبدالمجیدفرائی"
تاریخ ۱۴۰۰/۲/۲۰
یادداشت
یادداشت؛
یادداشت خبرنگار/خاک جانسپرده؛