۳۱ / تير / ۱۴۰۵ - 22 July 2026
09:22
کد خبر : 8854687
۱۶:۵۲

۱۳۹۶/۰۲/۱۳
همرزم شهید سیدمحمدصنیع خانی:

دوست داشتم تا پای جان برای شهید صنیع خانی کار کنیم/ مستاجری که یاور بی سرپرستان و فقرا بود

لطفی گفت: شهید صنیع خانی با اینکه خودش مستاجر بود، اما در تهرانسر، خانواده فقیری زندگی می کردند که بی سرپرست بودند و این شهید بزرگوار آنها را کمک می کرد.
به گزارش سرویس راهیان نور خبرگزاری بسیج به نقل از کوله بار، حسن لطفی، همرزم شهید سیدمحمدصنیع خانی، سال 61 در پادگان 15خرداد با این شهید آشنا شد.از آن پس وی به عنوان مسئول حمل و نقل ترابری سپاه مشغول به خدمت شد.خودش در این باره گفت: در ترابری سپاه ،انباری داشتیم که سید محمد در آن وسایل جهیزیه جمع آوری کرده بود.او هر موقع به فرد نیازمندی برخورد می کرد،کمکش می کرد.این کار از وظایف او نبود و او این کار را فقط برای رضا ی خدا انجام می داد.
وی ادامه داد:یک بار از من خواست تا 2تخته فرش و یک یخچال و تعدادی وسایل جهیزیه را از انبار بردارم و به آدرس او ببرم.من هم همین کار را کردم. وقتی به آدرس رفتم،پیرمرد نابینایی در را باز کرد.من وسایل را به او دادم.او از من پرسید که چه کسی این ها را فرستاده است. از آنجایی که شهید صنیع خانی از من خواسته بود نامش را به او نگویم،چیزی به او نگفتم.
لطفی خاطر نشان کرد: در تهرانسر، خانواده فقیری زندگی می کردند که بی سرپرست بودند.ماه رمضان بود که سید محمد از من خواست تا به آنها مواد غذایی ببرم.این در حالی است که خود شهید صنیع خانی زندگی ساده ای داشت و مدت ها در یک خانه استیجاری زندگی می کرد.او خودش در زندگی مشکلات زیادی داشت اما از خود ایثار و از خودگذشتگی نشان می داد.
همرزم شهید صنیع خانی ابراز داشت: شهید صنیع خانی با اینکه فرمانده بود اما رابطه خوب و صمیمی با همکارانش داشت. یک بار از من خواست تا به پادگان الله اکبر قصر شیرین بروم.من هم با توجه به ارادتی که به فرماندهی او داشتم تمام تلاشم ر ا کردم تا کارم را با موفقیت انجام دهم. دوست داشتیم تا پای جان برایش کار انجام بدهیم.
وی گفت: من در طول خدمتم در ترابری سپاه،دچاربیماری کلیه شدم. پزشکان می گفتند که تنها راه درمانم انجام پیوند کلیه است.در مدتی که در بیمارستان بودم شهید صنیع خانی به ملاقاتم می آمد.من از بیمارستان مرخص شدم و به دنبال کلیه می گشتم.یک روز مرا به دفترش خواند.سپس از کیفش کاغذهایی را در آورد و گفت:این ها کا غذهایی است که من از بیمارستان گرفتم.طبق تشخیص پزشکان،( به دلیل اختلاف خونی)من نمی توانم کلیه ام را به تو بدهم.من برای این کار داوطلب بودم اما قسمت نشد.
این دوست شهید اظهار داشت: در آن لحظه بغض گلویم را گرفته بود.به او گفتم :«من لیاقت این کار را ندارم و هرگز توقع نداشتم که شما کلیه تان را به من بدهید.» او همیشه در موقع سختی ها سعی می کرد مشکلاتمان را حل کند. او مدام تلاش می کرد تا مرا برای انجام عمل جراحی به انگلستان بفرستد،اما من قبول نکردم. سرانجام توانستم این عمل جراحی  را با موفقیت انجام دهم.
لطفی تاکید کرد:شهید صنیع خانی در طول زندگی اش عقاید خاصی داشت. موقع نشستن همیشه از عبارت یا زهرا(س) استفاده می کرد.کمتر کسی می توانست در سلام دادن از او پیشی بگیرد. او احترام خاصی نسبت به خانواده های شهدا داشت و اگر  فرصت می کرد هر چند وقت یکبار با آنها دیدار می کرد.
همرزم شهید صنیع خانی ادامه داد: موقعی که در بیمارستان ساسان بستری بود به ملاقاتش  رفتم.او بااینکه درشرایط سخت جسمانی بود اما همچنان از عبارت یازهرا (س) استفاده می کرد.او با اینکه می دانست تا مدتی دیگر به شهادت می  رسد اما روحیه بالایی داشت.یاد خدا همیشه در دلش زنده بود و سرانجام به سوی معبودش پر کشید.
وی در پایان تصریح کرد: سید محمد در طول زندگی اش رفتار و اخلاق خاصی از خود نشان داد  ونسبت به دیگران دلسوز بود. اویکی از مخلصان  انقلاب  بود و برای پیروزی و پاسداری از آن فعالیت های زیادی انجام داد. امیدوارم نسل های جوان با الگوقرار دادن شهدایی همچون سید محمد،راهش را ادامه دهند.

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید