۱۲ / مهر / ۱۴۰۵ - 04 October 2026
۱۹:۱۵
کد خبر : 9787334
۱۱:۱۸

۱۴۰۵/۰۷/۰۶
یادداشت/روایت مردی که تا آخرین نفس عهدش را نگه داشت؛

شهیدی در محضر شهید

و
سال‌ها پیش، هرگاه تهدیدی متوجه جبهه مقاومت می‌شد، صدایی از بیروت برمی‌خاست. صدایی که پشت آن، یک جمله فریاد می‌شد؛ «ما ترکناک یا بن الحسین». سید حسن نصرالله با همین جمله، عهد خود را با شهیدان روایت می‌کرد. عهدی که سال‌ها بر زبانش ماند تا روزی که خودش، در کنار همان شهیدان آرام گرفت.

قزوین/یادداشت، شهیدی در محضر شهید، شهیدی در رکاب شهید، و جانفدای راهی که تا آخرین نفس ترک نکرد.یادداشت/روایت مردی که عهدش را تا آخرین نفس نگه داشت؛

شهیدی در محضر شهید، به یاد فریادهای حیدری سیدحسن نصرالله

سال‌ها پیش، هرگاه تهدیدی متوجه جبهه مقاومت می‌شد، صدایی از بیروت برمی‌خاست. صدایی که پشت آن، یک جمله فریاد می‌شد؛ «ما ترکناک یا بن الحسین». سید حسن نصرالله با همین جمله، عهد خود را با شهیدان روایت می‌کرد. عهدی که سال‌ها بر زبانش ماند تا روزی که خودش، در کنار همان شهیدان آرام گرفت. شهیدی در محضر شهید، شهیدی در رکاب شهید، و جانفدای راهی که تا آخرین نفس ترک نکرد.

غروب، آرام‌آرام روی بیروت می‌نشست. در میان هیاهوی شهری که سال‌ها طعم جنگ و اضطراب را چشیده بود، نام سید حسن نصرالله برای میلیون‌ها نفر معنای دیگری داشت. نام مردی که سال‌ها پشت تریبون ایستاده بود و از راهی سخن گفته بود که انتهایش برای اهل آن، ایستادگی و مقاومت و پیروزی نبود.

مردم او را با صدایش می‌شناختند. با همان لحن کوبنده و محکمی که وقتی دشمن تهدید می‌کرد، رنگ دیگری می‌گرفت.

او می‌دانست که هر تهدید، آزمونی برای عهدی است که سال‌ها پیش بسته شده، عهدی میان او و آرمانی که به آسانی نمی‌توان از آن عبور کرد.

و آن‌وقت، در هر کارزار سختی که محور مقاومت را تهدید می‌کرد، گوش به فرمان رهبر شهید، برای پشتیبانی از رهبر شهید جمله‌ای را تکرار می‌کرد که از دل تاریخ می‌آمد:

«ما ترکناک یا بن الحسین...»

و این روایت یک اراده بود...

یعنی اگر میدان سخت شد، می‌مانیم.

اگر دشمن نزدیک شد، عقب نمی‌نشینیم.

اگر بهای ماندن، جان باشد، باز هم عهد را ترک نمی‌کنیم.

سید حسن نصرالله، مرد میدان‌های مقاومت و مبارزه، سال‌ها همین‌گونه زندگی کرد. در میان تشییع شهدا ایستاد، بر مزارشان سخن گفت، خانواده‌هایشان را دید و از مردانی روایت کرد که جانشان را در راه باورشان گذاشته بودند. اما هیچ‌کس نمی‌دانست روزی خواهد رسید که روایتگر شهادت شهیدان، خودش روایتی از شهیدی مقتدر خواهد شد.

روز موعود که رسید، دیگر صدایی از پشت تریبون بلند نشد. این بار، مردم منتظر همان صدای آشنا بودند، اما سکوت، خبر را پیش از هر کلمه‌ای رسانده بود. سید حسن نصرالله به شهادت رسیده بود.

مردی که سال‌ها از «وفاداری تا آخرین نفس» گفته بود، حالا خودش آخرین نفس را در همان مسیری داده بود که از آن سخن می‌گفت. سید حسن نصرالله یک جانفدای عاشق ولایت، به مفهوم واقعی بود. این را می‌شد از همان سکانس ماندگاری فهمید که در جایگاه یک رهبر مقتدر، خم شد و دست مراد و رهبرش را بوسید تا اعلام کند که «منِ سیدحسن نصرالله هم با تمام جایگاهی که دارم، ذوب در ولایت هستم»

سید عزیز، پای عهدش ایستاد. پای «ما ترکناک یا بن الحسین» و سرانجام به قافله‌ای پیوست که سال‌ها نامشان را با احترام بر زبان می‌آورد.

شهیدی در محضر شهید...

تصویر شهید سیدحسن نصرالله در محضر رهبر شهید، بسیار دیدنی است... رهبر شهید علاقه‌ای خاص به سید مقاومت داشت.. سید حسن نصرالله، جانفدای مسیر مقاومت و ولایت شد و کمی بعد رهبر شهید، مراد و مقصود ولایتمداران عالم، به مریدانش پیوست.

سیدحسن‌ نصرالله، مردی که سال‌ها در رکاب شهیدان قدم برداشت و سرانجام خودش، هم‌قدم آنان شد.

شهیدی در رکاب شهید....

و شاید تمام روایت سید حسن را بتوان در همین یک تعبیر خلاصه کرد:

شهیدی جانفدای شهید...

حالا، این جمله یادآور زندگی مردی است که حرفش را با شهادت خودش معنا کرد....

«ما ترکناک یا بن الحسین»...

سيّدنا الغالي، إن شاء الله نِدرك زمان الظهور، ونشوفك بصفوف الإمام المهدي (عجّل الله فرجه الشریف) و تكون شفيع إلنا.

سهیلا عظیمی 

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
captcha
x

عضو کانال روبیکا ما شوید