
آبانماه سال ۱۳۷۹، در سفر رهبر انقلاب اسلامی به استان مرکزی و اجتماع بزرگ مردم اراک، پرسشی بنیادین مطرح شد: «چرا در مقابل سلطهگران ایستادگی میکنیم؟»
پاسخی که در آن روز ارائه شد، تنها پاسخ به یک پرسش مربوط به شرایط سیاسی آن مقطع نبود؛ بلکه چارچوبی برای فهم نسبت میان استقلال، منافع ملی، توانمندی داخلی و مقاومت در برابر سلطه ارائه میکرد. بازخوانی این بیانات در شرایط امروز و در مواجهه با فشارهای سیاسی، اقتصادی، رسانهای و فرهنگی، میتواند ابعاد مختلف این نگاه را روشنتر کند.
ایستادگی برای حفظ منافع ملی
رهبر انقلاب در پاسخ به این پرسش فرمودند:
«سؤال اوّل این است که چرا در مقابل سلطهگران ایستادگی و مقاومت میکنیم؟ چرا تسلیم آنها نمیشویم؟ البته جواب این سؤال ساده است. جواب این است که اگر استکبار و دستگاه سلطه توانست بر کشوری تسلّط یابد و در آن نفوذ پیدا کند، منافع آن ملت، دیگر نادیده گرفته خواهد شد. منافع مادّی، منافع اقتصادی، خواستههای معنوی و رشد و اعتلای فرهنگی از بین خواهد رفت و مثل وضعیت دوران قبل از انقلاب خواهد شد که یک حکومت دستنشانده در اینجا حاکم بود. بنابراین ملت ایران ناگزیر است برای آینده و برای سعادت خود، در مقابل دشمن سلطهگر، مقاومت و ایستادگی کند و راهی را که به سوی کمال و سعادت اوست، با قدرت بپیماید.»
در این نگاه، مسئله مقاومت مستقیماً با حفظ منافع ملی ارتباط پیدا میکند. سلطه، صرفاً به معنای نفوذ سیاسی نیست، بلکه میتواند منافع اقتصادی، مادی، معنوی و فرهنگی یک ملت را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
تعبیر «ناگزیر است» نیز در این میان اهمیت دارد. مقاومت در این چارچوب، واکنشی مقطعی به یک تهدید خاص نیست، بلکه راهکاری برای حفظ استقلال و امکان تصمیمگیری مستقل یک ملت تلقی میشود.
آیا ملت ایران توان مقاومت دارد؟
پس از چرایی مقاومت، پرسش دوم درباره امکان آن است؛ اینکه آیا یک ملت اساساً توان ایستادگی در برابر قدرتهای بزرگ را دارد یا خیر.
رهبر انقلاب در همان اجتماع فرمودند:
«سؤال بعدى این است که آیا ملت ایران این قدرت را دارد یا نه؟… جواب این سؤال از نظر ما بسیار مسلّم و قطعى است و در آن تردید نداریم. جواب این است که بله، مىتواند… به دو دليل: اوّل اینكه تواناییهاى ذاتى و استعدادهاى درونى این ملت بسیار زیاد است… دليل دوم این است كه دشمن با همهى تظاهر به قدرتنمایى، ضعیف است.»
بر اساس این نگاه، امکان مقاومت بر دو پایه قرار دارد: نخست، ظرفیتها و توانمندیهای درونی ملت ایران و دوم، شناخت نقاط ضعف طرف مقابل.
توان انسانی، ظرفیتهای علمی و اقتصادی، موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک و مؤلفههای فرهنگی و اعتقادی، از جمله ظرفیتهایی هستند که میتوانند در شکلگیری قدرت ملی نقش داشته باشند.
در سوی دیگر، شناخت محدودیتها و آسیبپذیریهای قدرتهای مقابل نیز بخشی از محاسبه راهبردی است. بنابراین مقاومت، در این چارچوب، صرفاً متکی بر احساس یا شعار نیست، بلکه به ارزیابی توان خودی و طرف مقابل نیز وابسته است.
هویت فرهنگی؛ میدان مهم مقاومت
یکی دیگر از محورهای مهم این بیانات، موضوع سلطه فرهنگی است. رهبر انقلاب درباره خطر سلطه فرهنگی فرمودند:
«من به شما عرض كنم: تسلّط فرهنگى از تسلّط اقتصادى و از تسلّط سیاسى هم خطرناكتر است. چرا؟ چون وقتى یك ملت بر ملت دیگر تسلّط فرهنگى پیدا كرد، هویّت ملتى كه زیر سلطه است، از بین مىرود… اگر یك ملت را از تاریخش، از گذشتهاش، از فرهنگش، از شخصیتش… جدا كردند و از یادش بردند… این ملت آماده خواهد شد كه هر چه مىخواهند بر سرش بیاورند.»
در این بخش، مسئله هویت بهعنوان یکی از پایههای استقلال مطرح میشود. اگر یک جامعه نسبت به تاریخ، فرهنگ و هویت خود دچار گسست شود، توان آن برای حفظ استقلال فرهنگی و اجتماعی نیز میتواند تضعیف شود.
از این منظر، مقاومت تنها در میدان نظامی یا اقتصادی معنا ندارد. رسانه، فرهنگ، آموزش، فضای مجازی و تولید محتوای فرهنگی نیز بخشی از میدان اثرگذاری بر هویت جامعه هستند.
در شرایط امروز که فضای مجازی به یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری افکار عمومی تبدیل شده است، توجه به هویت ایرانی و اسلامی و تقویت سواد رسانهای جامعه، از جمله موضوعاتی است که در این چارچوب قابل بررسی است.
ضعف دشمن؛ بخشی از معادله قدرت
رهبر انقلاب در ادامه سخنان خود درباره قدرت و ضعف دشمن نیز گفتند:
«دشمن، یعنى همان مركز استكبار و سلطهى جهانى، كه امروز یك مظهر بزرگ و اساسى آن امریكاست… این رژیم… على رغم این تظاهرات، در درون و باطن خود دچار ضعفهاى اساسى است… الان چند سال است كه رژیم آمريكا علیه نظام جمهورى اسلامى ایران همهى تلاش خود را براى محاصرهى اقتصادى… به كار مىبرد؛ اما كسى به حرف او گوش نمىكند!»
این بخش از سخنان، اهمیت شناخت محدودیتها و آسیبپذیریهای قدرتهای بزرگ را در محاسبات راهبردی نشان میدهد.
البته ارزیابی قدرت کشورها و میزان تأثیرگذاری سیاستهای آنها، موضوعی پویاست و باید متناسب با شرایط هر دوره بررسی شود. آنچه در این بیانات اهمیت دارد، تأکید بر این نکته است که قدرت ظاهری یک طرف نباید بهعنوان تنها معیار سنجش موازنه قدرت در نظر گرفته شود.
وحدت؛ مکمل مقاومت
در بخش دیگری از سخنان، رهبر انقلاب بر مسئله وحدت و کاهش اختلافات تأکید کردند:
«امروز رادیوهاى بیگانه همهى تلاششان این است كه اختلافات جناحى را مرتّب تشدید كنند… من عكس این را به شما توصیه مىكنم: من توصیه مىكنم برادران مسلمان، برادران انقلابى… هرچه مىتوانند فاصلهى بین خودشان را كم كنند… اما فاصله را با دشمنها زیاد كنند.»
در این نگاه، انسجام داخلی یکی از مؤلفههای قدرت ملی است. اختلاف نظر در یک جامعه میتواند طبیعی باشد، اما از منظر این بیانات، تبدیل اختلافات به شکافهای عمیق و فرساینده، میتواند توان جامعه برای مواجهه با تهدیدات خارجی را کاهش دهد.
از همین رو، وحدت در کنار توانمندی داخلی و حفظ هویت فرهنگی، بخش دیگری از منظومه مقاومت را تشکیل میدهد.
سه پایه یک راهبرد
اگر مجموعه این بیانات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، میتوان سه محور اصلی را در این نگاه مشاهده کرد:
نخست، ضرورت مقاومت: سلطه میتواند منافع مادی، اقتصادی، معنوی و فرهنگی یک ملت را تحت تأثیر قرار دهد.
دوم، امکان مقاومت: ملت ایران از ظرفیتها و توانمندیهای درونی برخوردار است و قدرت طرف مقابل نیز دارای محدودیتها و آسیبپذیریهایی است.
سوم، الزامات مقاومت: حفظ هویت فرهنگی، تقویت توانمندیهای داخلی و حفظ انسجام و وحدت اجتماعی، از مؤلفههای مورد تأکید در این چارچوب است.
اکنون و با گذشت بیش از دو دهه از آن سخنرانی، پرسش «چرا میایستیم؟» همچنان میتواند موضوعی برای بازخوانی و بحث باشد. پاسخ آن در بیانات اراک، بیش از آنکه صرفاً به یک رویداد یا یک مقطع تاریخی محدود شود، بر مفاهیمی چون استقلال، منافع ملی، توانمندی داخلی، هویت فرهنگی و انسجام اجتماعی تکیه دارد.
بازخوانی این بیانات، در نهایت، فرصتی است برای فهم اینکه مقاومت در این منظومه فکری چگونه تعریف میشود و چه نسبتی با حفظ استقلال و منافع ملی دارد.
انتهای خبر/