
یادداشت _ فرشاد عالی: اگر بخواهیم دوره جدید را در یک جمله تعریف کنیم، نباید بگوییم بسیج قرار است کارهایی را آغاز کند که پیش از این انجام نمیشده است. بخش مهمی از این مأموریتها، سالهاست در بسیج جریان دارد و هر دوره، بخشی از این شجره را توسعه داده است.
در دوره سردار نقدی، بسیج در عرصههایی چون گسترش گروههای جهادی، محرومیتزدایی، اقتصاد مقاومتی، حلقههای صالحین و تقویت حضور اقشار مختلف توسعه پیدا کرد و تجربه مهمی از سازماندهی ظرفیتهای مردمی شکل گرفت.
در دوره شهید غلامرضا سلیمانی نیز این مسیر با تأکید بیشتر بر محلهمحوری، گروههای جهادی، خدمترسانی اجتماعی، مواسات و نقشآفرینی اقشار و اقشار تخصصی ادامه یافت و بسیج در بسیاری از میدانهای خدمت و حل مسئله، به شبکهای گستردهتر از ظرفیتهای مردمی تبدیل شد.
این تجربهها، سرمایهای است که دوره جدید بر روی آن ایستاده است.
بنابراین، تغییر اصلی میتواند در این باشد که همان ظرفیتها با مشارکت افراد بیشتر، اتصال شبکهای بهتر، شناخت دقیقتر مسئله، فناوری بالاتر و اثرگذاری قابل سنجشتر به کار گرفته شوند.
یعنی:
از گسترش کمی به تعمیق کیفی؛
از تعداد بیشتر به نقشهای بیشتر؛
از شبکههای موازی به شبکههای متصل؛
و اثر اجتماعی قابل مشاهده.
در این نگاه، بسیج قرار نیست گذشته خود را کنار بگذارد؛ قرار است سرمایهای را که در دورههای مختلف ساخته شده، به قدرت اجتماعی آینده تبدیل کند.
قدرتی که در آن، هر ایرانی لزوماً یک عضو سازمانی نیست؛ اما میتواند یک نقطه اثرگذار در شبکه پیشرفت ایران باشد.
و شاید روایت آینده شجره طیبه همین باشد:
ریشهها همان است؛ اما شاخهها باید بیشتر به مردم برسند و ثمره، سهم بیشتری از جامعه را دربرگیرد.