۲۱ / مرداد / ۱۴۰۵ - 12 August 2026
17:02
کد خبر : 9774797
۰۸:۵۴

۱۴۰۵/۰۵/۱۴
اربعین قرار عاشقانی است که بعضی با قدم رسیدند و بعضی با اشک؛

حسین(ع) فاصله‌ها را با دل‌ها می‌سنجد

حسین فاصله‌ها را با دل‌های می‌سنجد نه با کیلومترها و فرسنگ‌ها....اربعین، قرار عاشقانی است که بعضی با قدم رسیده‌اند و بعضی با اشک...اما مقصد هر دو یک‌جاست...کنار حسین... همین.

بسم رب‌الحسین الشهید

رسیدیم به اربعین...

بعضی‌ها امسال در آغوش حسین‌اند و بعضی‌ها از دور، با دلی که تا کربلا پر می‌کشد، اشک می‌ریزند و سلام می‌دهند...

 

اما اربعین فقط به رسیدن پاها نیست؛ گاهی دلی که از هزاران کیلومتر دورتر برای حسین(ع) می‌تپد، از خیلی قدم‌ها جلوتر است... گاهی دستی که جرعه‌ای آب به دست زوار می‌دهد، از خیلی قدم‌ها جلوتر است...

 

مثل اهل مشایه که در گرمای سوزان هوا، چنان با عشق برای زائرین سیدالشهدا خدمت می‌کنند که تو فکر می‌کنی آن‌ها در مقطعی از جهان هستند که این حرارت و گرمای بیابان را درک نمی‌کنند...

 

مشایه، مسیر قدم‌هایی است که به دنبال اصل خویش آمده‌اند؛ دعوت‌شدگانی که اسمشان را سیدالشهدا خوانده، حالا یکی را به نام زائر و یکی را به نام خادم...

 

من هر زمان که در این مسیر قرار گرفتم، غرق زیبایی‌هایی شدم که نظیر آن را در هیچ نقطه‌ای از زندگی‌ام تجربه نکرده‌ام... وقتی می‌گویم زیبایی، منظورم آن تجملی که در زندگی پرزرق‌وبرق عالم در جریان است، نیست... درست برعکس... منظور من تاول‌های پای خستگان مشتاق، خستگی ناشی از بی‌خوابی خادمین، التماس‌های اهل مشایه برای میزبانی از زائرین، چادرهای برپا شده با پارچه‌های رنگی و رو رفته از تابش آفتاب نجف و کربلا، لیوان‌های آب، فنجان‌های قهوه، خانه‌هایی با درهای باز، صاحب‌خانه‌هایی تنگ‌دست با دلی به وسعت دریا و هزاران هزار قابِ ماندگار است...

 

منظور من محمد، اهل نجف، با مغازه‌ای کوچک که دور تا دور دیوارهای مغازه‌اش را با عکس‌های رهبر شهید و آقا سیدمجتبی خامنه‌ای تزیین کرده و آرایشگاهش را در این ایام وقف زائرین کرده است و وقتی از او می‌پرسم چه چیزی تو را به این سطح رسانده؟ می‌گوید؛ رهبر شهید، ملت ما را نجات داد.. رهبر شهید، پرچمدار سیدالشهدا بود و من با تمام وجود دوستشان دارم...

دکتر منتظر، استاد دانشگاه، از اهالی نجف است که با التماس، لیوان‌های بسته‌بندی آب را به دست زائرین حسین(ع) می‌دهد و وقتی از او می‌پرسم چرا در این گرما در این مسیر ایستاده‌ای؟ بی‌معطلی می‌گوید: «برای حسین... حسین سلام‌الله، تمام عشق و جان من است و ما زیر پرچم سیدالشهدا، یک امتیم...»

زیبایی اربعین آنجاست که مادر یکی از شهدای عراقی در جنگ سال‌های گذشته با داعش، در مسیر مشایه به زائرین خانم خدمت می‌کند و وقتی از او می‌پرسم از اینکه فرزندت امسال در کنار تو نیست تا خادمی سیدالشهدا کند، چه حسی داری؟ با افتخار می‌گوید: «من بسیار خوشبختم که فرزندم برای راه اسلام شهید شده است...»

جمال، جوان ۲۳ ساله از دیوانیه عراق، نذر کرده هر سال با یک چرخ‌دستی رنگ‌ورو‌رفته چوبی که به قول خودش تمام دارایی زندگی‌اش است، تا جایی که در توان دارد، در ایام اربعین رایگان چمدان‌های زوارالحسین را جابه‌جا کند و معتقد است همین چند روز خدمت، یک سال او را بیمه می‌کند...

عشق به اربعین در گوشت و خون دلسوختگان سیدالشهدا درآمیخته و تو می‌توانی این عشق را در اشک‌هایی ببینی که بر گونه‌های فراس، مادری از العماره، از شوق خدمت به زائرین سیدالشهدا جاری شده است... وقتی از او می‌پرسم چه چیزی تو را این‌همه مشتاق به خدمت کرده، می‌گوید: «سال‌هاست که بیماری امانم را بریده، اما به عشق سیدالشهدا، بیست روز از خانه‌ام در العماره به کربلا می‌آیم و در خانه‌ای که اینجا داریم، به تنهایی غذای زائرین را تهیه می‌کنم... من عاشق سیدالشهدا هستم و می‌دانم که خدمت زیر پرچم حسین(ع)، عاقبت‌به‌خیری دنیا و آخرت است...»

من عشق را در جمله «هلا بزوار» خواهر و برادر نابینای عراقی دیدم؛ وقتی سینی آب در دست داشتند و بلند به زائرین آب تعارف می‌کردند... می‌گویم نابینا، اما انگار آن‌ها بیناتر از همه ما، با چشم دل، به آستان سیدالشهدا دعوت شده بودند؛ برای خدمت به میهمانان آقا...

عشق به اربعین و مسیر خدمت را در اشک‌هایی دیدم که خادمین در مسیر مشایه، هنگام جمع کردن موکب‌ها، می‌ریختند و ملتمسانه از سیدالشهدا می‌خواستند تا سال بعد، به آن‌ها افتخار خادمی دهد...

اربعین، یک مدرسه است؛ یک دانشگاه است... دستگاه عاشقی است، مسیر معرفت است... از اربعین و مشایه و طریق‌العلماء و... هر چه بگوییم، کم است... عظمت عنایات سیدالشهدا به زائرین و خادمین را مگر می‌توان به قلم آورد یا به تصویر کشید؟

اگر اربعین در کربلایی، قدر این لحظه را بدان و یادی از دل‌هایی کن که آرزویشان فقط یک نگاه به گنبد طلایی است...

و اگر جا مانده‌ای، گمان نکن از کاروان جا مانده‌ای...

حسین فاصله‌ها را با دل‌ها می‌سنجد، نه با کیلومترها و فرسنگ‌ها...

اربعین، قرار عاشقانی است که بعضی با قدم رسیده‌اند و بعضی با اشک...

اما مقصد هر دو یکی است...

کنار حسین... همین...

سهیلا عظیمی

اربعین ۱۴۰۵

انتهای پیام/۱۰۱۰


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید