
خبرگزاری بسیج اردبیل: هفته بزرگداشت اردبیل و روز شیخ صفیالدین اردبیلی، ر تقویم ملی تنها یک نام نیست بلکه فرصتی استثنایی برای بازنمایی شکوه تاریخی و اصالت فرهنگی دیار صفویان در تراز ملی و بینالمللی است و اما امسال نیز، این مناسبت بزرگ بار دیگر در میان برنامههای کلیشهای و اداری گم شد. با وجود تمامی تلاشها، این هفته همچنان نتوانست از قالبِ «مراسمهای رسمی» خارج شده و به یک «رویداد جریانساز» در سطح کشور تبدیل شود.در نشستهای هماهنگی پیش از برگزاری این هفته، مسعود امامی یگانه، استاندار اردبیل، بر ضرورت تغییر رویکرد تأکید کرده بود. وی با بیان اینکه «مراسم نباید محدود به حضور مدیران و اساتید باشد و حضور لایههای اجتماعی و نسل جوان در آن ضروری است»، بارقههایی از امید را در دل مخاطبان ایجاد کرد. با این حال، تجربه اجرایی این سال نیز نشان داد که فاصله میان وعدههای «مردمیسازی» در جلسات مدیریتی تا واقعیتِ حضور کمرنگ مردم در عرصههای عمومی، همچنان عمیق است.اگرچه حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آغاز هفته و افتتاح برخی طرحهای فرهنگی و همچنین وعده تأمین اعتبار برای تالار شهر یکی از نکات مثبت این دوره بود، اما به محض خروج وزیر از استان، گویی پرونده هفته اردبیل نیز بسته شد و الگوی سنتی «برنامههای بسته و مدیرمحور» تداوم یافت.
نقد محتوا؛ از شعارهای متعالی تا برنامههای بیرمق
رهبر شهید از دو حق اردبیل بر ایران سخن گفته بودند و امسال با تاسی از این فرمایشات شعار «اردبیل، مهد تشیع و اتحاد» به عنوان شعار محوری هفته اردبیل انتخاب شد؛ شعاری که با توجه به جایگاه استراتژیک استان در تراز انقلاب اسلامی، پتانسیل بالایی برای ایجاد موجهای فرهنگی داشت. اما پرسش اساسی اینجاست که چرا محتوای برنامهها با این مفهوم متعالی همخوانی نداشت؟انتظار میرفت با تکیه بر جایگاه تاریخی اردبیل، برنامهها بر محور همدلی، وحدت و نقش مذهب در مقابله با استکبار متمرکز شود. اما شاهد برنامههایی بودیم که بیش از آنکه «جریانساز» باشند، «نمایشی» به نظر میرسیدند. همچنین، ضعف در روایتگری رسانهای و عدم بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای رسانهای و تورهای خبری، باعث شد که مردم که مخاطب اصلی این هفته هستند از بسیاری از جنبههای آن بیخبر بمانند.علاوه بر آن جریانسازی یعنی تبدیل شدن یک موضوع به دغدغه عمومی، که در این هفته، به دلیل تمرکز بیش از حد بر «فرمهای اداری» به جای «محتوای اجتماعی»، این اتفاق رخ نداد و صرفا شاهد مجموعهای از گزارشهای پراکنده از برنامهها بودیم.هر چند برگزاری برنامهها در شرایطی که کشور در وضعیت حساسی قرار دارد، نیازمند ظرافت و نگاهی نو بوده و از آنجاییکه نقش استان اردبیل در وحدت و استکبار ستیزی اثبات شده است لذا حتی بهره مندی از تجمعات شبانه در سطح شهر نیز فرصت مناسبی برای این امر بود که از آن غفلت شد.
نقاط قوت و فرصتهای پیش رو
با وجود تمامی انتقادات، نباید از موفقیتهای محدود اما راهبردی غافل شد، برگزاری تئاترهای خیابانی و هم چنین جشنوارههایی همانند جشنواره عکس ختایی گامی رو به جلو در جهت «اجتماعمحوری» بود که نشان داد خروج از محیطهای بسته میتواند روح تازهای به مراسمها ببخشد.
راهکار؛ گذار از «مکانمحور» به «اجتماعمحور»
برای اینکه اردبیل در سالهای آینده شاهد یک رویداد ملی باشد، نیاز به تغییر استراتژی داریم، مدیریت استان باید از رویکرد «مکانمحور» به سمت «اجتماعمحور» حرکت کند، این یعنی استفاده از ظرفیتهای هیئات مذهبی، گروههای ورزشی، گروههای جهادی، سازمانهای مردمنهاد و بهویژه جوانان برای طراحی برنامههایی که با سلیقه نسل جدید همخوانی داشته باشد.وقت آن رسیده است که مدیریت استان از الگوهای سنتی فاصله بگیرد. هفته بزرگداشت اردبیل نباید تنها به معنای برگزاری چند مراسم اداری باشد؛ بلکه باید فرصتی برای نمایش واقعیِ قدرتِ فرهنگی این دیار از طریق مشارکتِ مردم و نخبگان باشد. اگر این تغییر رویکرد رخ ندهد، ما هر سال شاهد تکرارِ یک «بزرگداشتِ بیروح» خواهیم بود.