
همزمان با تداوم تنشها و رجزخوانیهای آمریکا علیه ایران، نشانههای فزایندهتری از تردید نسبت به کارآمدی راهبرد نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال ایران دیده میشود.
روزنامه تایمز اسرائیل گزارش داده است که با وجود انتظار افکار عمومی در سرزمینهای اشغالی برای «پیروزی مطلق»، هیچیک از جبهههای گشودهشده به نتیجه نهایی نرسیده و حتی دور جدیدی از رویارویی با ایران نیز چشمانداز روشنی ندارد.
از سوی دیگر، توماس مَسی، نماینده جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، هشدار داده است که واشنگتن باید پیش از آنکه هزینههای جنگ علیه ایران افزایش یابد، از این درگیری خارج شود. همچنین، میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه در سازمانهای بینالمللی، خواستار توقف حملات نظامی و بازگشت به میز مذاکره شده و تأکید کرده است که آمریکا باید از اشتباهات راهبردی اخیر خود درس بگیرد.
مجموع این مواضع نشان میدهد که سیاست فشار حداکثری و اتکا به گزینه نظامی، برخلاف انتظارات دونالد ترامپ، نهتنها به تغییر رفتار ایران منجر نشده، بلکه هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بیشتری برای آمریکا و متحدانش ایجاد کرده است.
هنگامی که حتی در داخل آمریکا، در رسانههای اسرائیلی و از سوی بازیگران بینالمللی نسبت به ادامه این مسیر هشدار داده میشود، میتوان دریافت که راهبرد مبتنی بر تشدید تنش به بنبست رسیده است.
در چنین شرایطی، اصرار ترامپ بر ادامه فشار و تهدید، تلاشی برای فرار از پذیرش واقعیتهای میدانی است؛ واقعیتی که نشان میدهد ابزار نظامی نتوانسته اهداف اعلامشده واشنگتن را محقق کند.