
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج ناحیه خرمشهر ، پایانه مرزی شلمچه این روزها دیگر گذرگاه ساده نیست ، در کرانهی خورشید، آنجا که خاک با خونِ شهیدان تقدس یافته، اینجا دروازهی ورود به کهکشانی از عشق است. وقتی از گیتهای خروجی عبور میکنی، گویی از زمان و مکانِ معمول فاصله میگیری و پا به سرزمینی میگذاری که ضربآهنگِ تپشهایش، «لبیک یا حسین (ع)» است.
اینجا در شلمچه، نه سن معنا دارد و نه ملیت؛ نه خستگی راه در تنها نفوذ میکند و نه گرمای سوزان آفتاب، ارادهها را ذوب میکند.
اینجا پیرمردی عصازنان، دوشادوشِ جوانی که کولهپشتیاش سنگینتر از توانِ شانههایش است، به سمت افقِ کربلا میروند. مادرانی را میبینی که کودکشان را در آغوش گرفتهاند تا «حسینیشدن» را از همان طفولیت در رگهای فرزندشان زمزمه کنند.
شلمچه، ترکیبی عجیب از «حماسه» و «عرفان» است. خاکِ این منطقه، بویِ سالهای دفاع مقدس را میدهد؛ بوی سربندهایی که برای دفاع از حرمِ آلالله بسته میشد و حالا، همان غیرت، در لباسِ زائرِ حسین (ع) متبلور شده است. زائرانی که از این مرز میگذرند، گویی پیمانی دوباره با شهیدان بستهاند؛ پیمانی که امتدادش به کربلا میرسد.
صدایِ مداحیها در فضایِ مرز میپیچد، موکبداران با چایِ عراقی و نانِ داغ، التماسِ دعا دارند و عطرِ اسفند، فضایِ این میدانِ بزرگِ معنوی را معطر کرده است. اینجا، هر قدمی که برداشته میشود، برگی است از کتابِ تاریخی که فصلِ نهاییاش، ظهورِ منجی است.
شلمچه امروز، مشقِ وحدت است. پیادهرویِ زائرینِ اباعبدالله در این نقطه، خطِ بطلانی است بر تمامِ نقشههایی که برای جداییِ ملتها کشیده بودند. اینجا قلبها به هم گره خوردهاند و مقصد، تنها یک جاست: «حرمِ ششگوشه».