
یه دیدار خصوصی در تجمعات شبانه ..
ــ در این قسمت دیداری رخ داد که قرار نبود در هیچ تقویمی ثبت شود؛ دیداری از جنس نگاههای خیس و دستهای لرزان و خنده هایی که از میان بغض بیرون زد..😭💔
اینجا بود که فهمیدیم
عاقبت این قطرات، به خیری رسید که در گوشهٔ همان نگاه خلوت، سالها منتظر بودند