قزوین_ از دور، فقط یک چایخانه به چشم میآید، سماوری که بیوقفه میجوشد، استکانهایی که یکی پس از دیگری پر میشوند و صف مردمی که لحظهای برای نوشیدن چای و رفع خستگی میایستند. اما اگر چند دقیقهای کنارشان بمانی، میفهمی اینجا فقط چای توزیع نمیشود اینجا محبت میان دستهای مردم میچرخد.
جوانان هیأت امامزاده علی(ع) روستای شکرناب، از توابع بخش مرکزی آبیک، کیلومترها راه را پشت سر گذاشتهاند تا در خیابان ولیعصر تهران، میزبان زائران مراسم وداع و تشییع رهبر شهید باشند. هر کدام کاری بر عهده گرفتهاند؛ یکی چای میریزد، دیگری استکانها را جمع میکند، آن یکی با لبخند از مردم پذیرایی میکند. انگار هیچکس به ساعت نگاه نمیکند. همه فقط میخواهند سهم خود را از این میزبانی ادا کنند.
شاید ارزش یک استکان چای، به اندازه بهای آن نباشد اما وقتی با اخلاص و محبت تعارف میشود، خستگی راه را از تن میگیرد و دلها را به هم نزدیکتر میکند. اینجا، هر استکان چای، سلامی است از مردمانی که از روستایی کوچک آمدهاند تا بگویند برای خدمت، فاصله معنا ندارد.
این روزها شکرناب دیگر نام یک روستا نیست، نشانی مردمی است که باور دارند ارادت، با عمل معنا پیدا میکند. آمدهاند تا در شلوغترین خیابان پایتخت، بیهیاهو و بیادعا، خادم زائرانی باشند که برای بدرقه رهبر شهید قدم به این مسیر گذاشتهاند.
و شاید زیباترین تصویر این روزها همین باشد، اینکه گاهی تاریخ، نه در پشت تریبونها، که کنار یک سماور، میان بخار چای و لبخند خادمانی نوشته میشود که بینام و نشان، بزرگترین درس عشق را در موکبها روایت میکنند.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰