
به گزارش خبرگزاری بسیج گیلان ،زمان برای شروع مراسم داشتیم که خواستیم در اطراف محل اجتماعی گذری داشته باشیم،در گوشه ای ازاین اجتماع مردمی در رشت، زنی با نگاهی متفاوت و کلامی غریب، توجه را به خود جلب کرد. در عمق وجودش، داستانی داشت که از مرزهای ایران فراتر میرفت.
کنجکاوی خبرنگاری من دوستم ما را به او نزدیک کرد تا دریابیم این مسافرِ ناآشنا، چه قصهای در دل دارد و چگونه راهش به این دیار افتاده است.
پس از یک سلام و احوالپرسی گرم و صمیمی، که سرآغاز گفتگوهای عمیقتر شد، او بیهیچ تشریفات اضافی، از سفر زندگیاش گفت. داستانی که از سواحل آفتابی کالیفرنیا آغاز شده بود و به شهر مذهبی قم ختم میشد. او پذیرفت که برای جلب اعتماد، نیازی به تعریف و تمجید نیست؛ چرا که نه ما او را میشناختیم و نه او به دنبال شناخت مان بود،هر دو در پی کشف حقیقتِ درونِ دیگری بودیم.
«فاطمه پیبادی»از چهار سالگیاش خاطراتی مبهم داشت؛ زمانی که مادرش با مردی ایرانی ازدواج کرد و او قدم به دنیایی جدید گذاشت. این آغاز مسیری بود که او را به مدارس اسلامی کشاند.
پدرخوانده اش از اسلام برای آنها گفته بود و واجباتی که در این دین وجود دارد و مادر دین اسلام را انتخاب کرد و شیعه شدو فرزند را نیز درهمین مسیر بزرگ کرد.
پیبادی درسن ۱۴ سالگی به اتفاق پدر به ایران آمدند و در ۱۶ سالگی به آمریکا برگشت.
نقطه عطف واقعی زندگیاش، ۹ سال پیش رقم خورد. آشنایی در شبکههای اجتماعی، با دوستی به نام طاهره خانم که در همراهش دراین اجتماع بود با آنچه که از گذشته از پدر آموخته بود و در این راه تربیت شده بودپنجرهای تازه به سوی ایران گشود و او را مصمم کرد تا خانه و کاشانهاش را در این سرزمین بنا نهد.
«پیبادی» ایران را برای سکونت و تحصیل برگزید، بعد از دو ترم تحصیل در حوزه و انصراف آن، فارغ التحصیل رشته زبان عربی شدو امروز با اطمینان قلبی و پر از رضایت، از مسلمان شدنش سخن و عشق به ایران بویژه قم می گفت.
اشتیاقش برای بازگشت خانوادهاش به ایران نیز قابل لمس بود. او با شور و هیجان از تمایل مادر و دیگر اعضای خانوادهاش برای پیوستن به او در این سرزمین گفت.
از اینکه در قم زندگی میکند به دور از کشوری که نگاههای سنگین تبعیض آمیزش سایه افکن است بویژه اینکه این قم شهر حضرت معصومه (س)، شهر مذهبی و خواهر امام رضا علیه السلام بسیار خوشحال است.
گیلان در تعریف او نیز ،زیبا با مردمانی مهربان و مهمان نواز ، طبیعت و ساحلی بکر و فرهنگی دوست داشتنی دارد، است.

غربتِ حقیقت در سرزمینِ ادعای آزادی
وی آمریکا را اینگونه تعریف می کند که مرز بین خواست مردم و رفتار سیاستمداراشون هیچوقت یکی نیست.
آمریکا روی استخوانهای سرخپوستان و آفریقاییتبارها ساخته شد. ملتی که با غصب و کشتار سرزمینش را به دست آورد، حالا چشم به تمام دنیا دوخته است .
۸۰ سال پیش صهیونیسم در فلسطین اعلام موجودیت کرد. سرزمینی که با ادعاهای پوچ غصب شد. اما این تازه اول راه بود؛ خشونت امروز فقط برای فلسطین نیست، نقشهای جهانی در کار است.ونزوئلا، سوریه، کوبا و خاورمیانه همه صحنه این زیادهخواهیان.
«ایران» پناهگاهِ حقیقت در سایه هدایتِ اسلام و رهبری
در جریان گفتگو، وقتی از او خواستم پیامی برای «ولی امر مسلمین» بفرستد، لحظهای سکوت کرد؛ سکوتی که نشان از احترامی عمیق داشت. سپس با شرمی دلنشین و لبخند پر افتخار گفت: «خیلی دوستشان دارم. برای سلامتی خودشان و خانوادهشان دعا میکنم.»
این بانوی مسلمان شده، جنگ ۱۲ روزه را شروع خاطرات تلخ می دانست اما اوج ترسش شنیدن خبر شهادت رهبر عزیزش بود.
از شوکی که در آن لحظه تجربه کرده بود، گفت که تا یک هفته پس از شنیدن این خبر، گویی درشوک بوده و در دنیایی دیگر سیر میکرده است و این اندوه با شخصیت برجسته ای که رهبر شهید مان داشت قابل باور و حس مشترک بود.
« فاطمه خانم » از دوران کودکی، از ۹ سالگی، با مباحثی چون نماز و روزه آشنا شده و به آنها مقید گشته بود. با قاطعیتی که در کلامش موج میزد، بنظرش دشمن اشتباه بزرگی در عدم شناخت مردم ایران دارد.
«پیبادی» از طریق فضای مجازی با دوستان خود در ارتباط است و از واقعیت ایران و حضور صدور چندشبه بدون تردید مردم برای آنها روایت میکند چرا که باور دارد در ورای تبلیغات رسانهای، مردم آمریکا نیز ایران را دوست دارند و این پیوندو علاقه از قدرت واقعی ارتباطات انسانی و معنوی ایران است که هیچ مرزی را نمیشناسد.
وی ایران را بسیار قوی دانست و گفت:ایران شجاعترین کشور دنیاست و در کنار آن محور مقاومت ،انصارالله یمن، حزب الله لبنان، حشد الشعبی عراق نیز قدرت میگیرند.
و حالا در این جنگ رمضان باوجود دل نگرانی های که دارد از اینکه در ایران است خوشحال است و دوست دارد خانواده اش نیز به ایران بیایند هرچند شرایط سفر قدری سخت شده است.
فاطمه خانم روایت ما حالا سفیر است ، خود خبرنگار و روایتگر این جنگ ترکیبی است ، هرچند که دشمن با قدرت رسانه ای دروغین سعی در برهم زدن جو روانی است اما همین اقدامش نهایت تلاش او برای فرار از شرایط فعلی است. چرا که ایران قدرت فوق العاده ای دارد و دشمن این را نفهمیده بود.