سلام بر بیروت و سنگفرشهای پرخاطرهاش؛ بر صخرههای «روشه» که قرنهاست قامت در مدیترانه افراشتهاند و شاهد آمدن و رفتن امپراتوریها بودهاند. سلام بر بازارهای گمشده در تاریخ بشر، بر عطر قهوه در کافههای قدیمی، بر خیابانهای «وردون» و «مارالیاس» که هر کدام دفتر خاطرات نسلی از عاشقان، مبارزان و آزادگاناند.
سلام بر صیدا؛ مهد دریانوردان کهن و نگین جنوب. سلام بر صور؛ شهری که تاریخ را در دل خود حفظ کرده و هنوز صدای گامهای تمدنهای باستانی در کوچههایش شنیده میشود. سلام بر جبیل کهن که نامش با آغاز روایت تمدن گره خورده است.
سلام بر طرابلس، بر هرمل، بر بعلبک و ستونهای استوارش که گویی از دل تاریخ سر برآوردهاند. سلام بر بقاع؛ بر دشتی که آسمان در آن به زمین نزدیکتر است. سلام بر نبطیه، بر بشری، بر حاصبیا و بر همه شهرها و روستاهایی که در میان کوههای لبنان، آواز عزت سر دادهاند.
سلام بر باغهای پربار انگور و زیتونت؛ بر تاکستانهایی که از دل خاکی آمیخته با خون شهیدان روییدهاند. سلام بر درختان کهنسالی که ریشه در هزاران سال تاریخ دارند؛ بر خاک بشعله و آن زیتونهای افسانهای که روایتها، آنها را از قدیمیترین درختان جهان میدانند و یادآور قصهای هستند که در آن، کبوتری شاخه زیتون را برای نوح آورد تا نوید پایان طوفان باشد.
سلام بر قدمگاه ولیعصر(عج) در بقاع؛ بر سرزمینی که قرنها محل عبور پیامبران، اولیا و صالحان بوده است. سلام بر جایجای خاکی که نام پیامبران الهی با آن گره خورده است؛ سرزمینی که روایتهای تاریخی، یاد شیث، نوح، هود، صالح، اسماعیل، یوسف، شعیب، موسی، یوشع، یونس، الیاس، سلیمان و عیسی(ع) را در حافظه خود نگاه داشته است.
سلام بر لبنان؛ سرزمین ادیان، تمدنها و فرهنگها. سرزمینی که ناقوس کلیساهایش و بانگ اذان مساجدش قرنها در کنار هم طنین انداختهاند و تصویری کمنظیر از همزیستی را رقم زدهاند.
اما لبنان را تنها با تاریخ کهنش نمیشناسند. لبنان را با مقاومتش میشناسند. با روزهایی که آتش از آسمان میبارید و مردمانش همچنان ایستاده بودند. با شبهایی که صدای انفجار خواب را از کودکان میگرفت اما امید را از دل مردم نمیربود. با روزهایی که دشمن میخواست اراده یک ملت را درهم بشکند و نتوانست.
سلام بر مادران داغدیدهات؛ بر زنانی که در یک دست قرآن داشتند و در دست دیگر تصویر فرزند شهیدشان را. سلام بر اشکهایی که ریخته شد اما هرگز به تسلیم ختم نشد. سلام بر پدرانی که قامتشان زیر بار فراق خم شد اما پرچم عزت را زمین نگذاشتند.
سلام بر پسران شانهستبرت که در برابر هجوم دژخیمان دیوار شدند. سلام بر جوانانی که میان خانه و سنگر، سنگر را انتخاب کردند و میان آسایش و عزت، عزت را برگزیدند.
سلام بر دختران محجوبت؛ بر وقار نجیبانهشان، بر چشمان روشنی که در میان دود و آتش نیز امید را روایت میکرد. سلام بر نسل تازه لبنان که از دل جنگها و بحرانها، سربلند و استوار برخاست.
سلام بر جنوب لبنان؛ بر بنت جبیل، مارونالرأس، عیتاالشعب و همه آبادیهایی که نامشان با مقاومت عجین شده است. سلام بر خانههایی که ویران شدند اما صاحبانشان ویران نشدند.
و سلام بر قهرمانانت.
سلام بر شهید سیدعباس موسوی؛ آن روحانی مجاهد که خونش درخت مقاومت را تنومندتر کرد.
سلام بر شهید راغب حرب؛ صدای بیداری جنوب که اشغالگران از نامش هراس داشتند.
سلام بر شهید عماد مغنیه؛ فرمانده افسانهای مقاومت که سالها معادلات دشمن را بر هم زد.
سلام بر شهید مصطفی بدرالدین؛ مرد میدانهای دشوار.
سلام بر شهید فؤاد شکر، بر شهید طالب عبدالله، بر شهید محمد نعمه ناصر و بر همه فرماندهانی که نامشان در دفتر عزت این سرزمین ثبت شده است.
و سلام بر سید حسن نصرالله؛ مردی که نامش با تاریخ معاصر لبنان پیوند خورده است. مردی که برای میلیونها انسان، نماد اقتدار، ایستادگی و وفاداری به آرمان مقاومت بود؛ شخصیتی که صدایش از مرزهای لبنان فراتر رفت و در دل ملتهای آزاده جهان طنین انداخت.
از ملت مقتدر ایرانِ کهن و باصلابت، به ملت قهرمان لبنان، تا همیشه سلام. سلام ما از کوچههای خشت و گلی یزد که تاریخ در سایه بادگیرهایش آرام گرفته است، تا کوههای سر به آسمان کشیده اورامان کردستان که صلابت را معنا میکنند. سلام از دشتهای خوزستان که بوی مقاومت میدهند، از گنبدهای فیروزهای اصفهان، از حرمهای نورانی مشهد و قم، از تبریزِ غیرت و شیرازِ فرهنگ، از قزوین مهد خط و اسلیمی و آبانبارها تا لرستان قهرمان، به لبنانی که در میان آتش و خون، درخت عزت را آبیاری کرد و نام خود را در دفتر آزادگان جهان جاودانه ساخت.
سلام ما به حزبالله مقتدر، که از دل رنجها و تهدیدها برخاست و به نمادی از پایداری، عزت و مقاومت در برابر فشارها و تجاوزات تبدیل شد.
سلام ما به حزبالله مقتدر که در حافظه ملتهای منطقه با حماسه، فداکاری و ایستادگی گره خورده است. رزمندگانی که در دشوارترین شرایط، از آرمانهای خود عقب ننشستند و با تکیه بر روحیه جهاد و مقاومت، صفحات ماندگاری از تاریخ را رقم زدند.
سلام ما از خیابانهای پرخروش تهران؛ از میدان انقلاب و آزادی. سلام از گلزارهای شهدای ایران، از بهشت زهرا تا مزارهای گمنام در دورترین روستاهای این سرزمین؛ از کنار تربت جوانانی که جان خویش را برای سربلندی وطن نثار کردند، به سرزمینی که مادرانش فرزندان خود را در راه عزت بدرقه کردند و پدرانش قامت استوار خویش را در برابر توفان حوادث خم نکردند. سلام از خاکی که با خون شهیدان آبیاری شده است، به خاکی که عطر شهید در کوچههایش جاری است.
سلام ما از سرزمین رهبر شهید، به سرزمین رهبران شهید؛ از دیار مردانی که برای آرمانهای خود زیستند و برای همان آرمانها جان دادند، به دیار سیدعباس موسوی، راغب حرب، عماد مغنیه و سید حسن نصرالله. سلام از قلب ایران، به قلب تپنده مقاومت در لبنان. سلام از ملتی که معنای ایستادگی را در هشت سال دفاع مقدس نوشت، به ملتی که سالها زیر آتش تجاوز ایستاد و تسلیم نشد. و چه پیوندی زیباتر از پیوند دو ملت که زبانشان شاید متفاوت باشد، اما واژگان عزت، شرف، مقاومت و شهادت را یکسان میفهمند.
از ایران سرافراز تا لبنان قهرمان؛ از امروز تا همیشه، سلام.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰