
به گزارش خبرگزاری بسیج از فارس، محمد جواد کهندل پور معاون فرهنگی اجتماعی بسیج هنرمندان کشور در یادداشتی که در اختیار این رسانه قرار داد، نوشت:
هنرمندان، وجدانهای بیدار ملت! ای آنان که جان جهان در گرو دم مسیحایی شماست و ای کسانی که بر بلندای قله خیال، پرچم حقیقت را بر دوش می کشید؛ ندای از اعماق تاریخ و از سینه آسمان این سرزمین، امروز شما را به «بعثتی» دیگر فرا می خواند. بعثتی از جنس نور، از جنس کلمه، از جنس رنگ و از جنس نغمه. اینک در حوالی روز بزرگداشت زبان و ادب پارسی، در آستانه حکیم طوس، فردوسی بزرگ، آن که «عجم زنده کرد بدین پارسی»، رهبر فرزانه ایران، شما را به روایت حماسه ای می خواند که فرشتگان آسمان بر قامت راستینش غبطه خوردند.
به داد سخن برسید، که ما امروز تشنه داد سخنیم. تشنه آنیم که قلمهای شما چونان نیزه های آرش، مرزهای حقیقت را از چنگال عفریت دروغ باز پس گیرد. قلمهای شما باید بشکند استخوان پوسیده روایتهای دروغینی را که در اتاقهای تاریک فتنه، علیه این طوفان شکوهمند مردمی طراحی شده است.
ملت ما از چله دشمن شکن مقاومت سربلند بیرون آمد. چهل روز، آسمان نیلگون ایران، آماج خشم آهنین دشمن بود؛ دشمنی که نام رژیم غاصب صهیون را یدک می کشید و اژدهای هفت تیرکش شیطان بزرگ، آمریکای جهان خوار، زهرش را در دهان این مار زخمی می دمید. چهل روز، دیوارهای لرزان «گنبد آهنین» فرو ریخت و هیمنه پوشالین ناوگانهای اقیانوس پیما در برابر صخره های ایمان و عزم پولادین فرزندان این آب و خاک، همچون حبابی بر آب نابود شد. چهل شبانه روز، زمین و زمان لرزید، اما دلهای استوار ملت نلرزید. در آن شبهای آتش و خون، «وعده صادق» نیروهای مسلح ما، سروش وحی گونه ای بود که از گلدسته های موشک و پهپاد، به گوش تاریخ رسید و باطل السحر کاخهای عنکبوتی ستمگران شد.
اما حماسه بزرگتر، شما مردم بودید، ای صاحبان اصلی این خانه پرگهر! پس از چهل روز صبوری و پایداری، و پس از آن تا به امروز، خیابانها و کوچه ها، از فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» لبریز شد. از بامهای بلند تهران تا کوچه باغهای شیراز، از معابر آفتاب خورده زاهدان تا میدانهای سرسبز تبریز، از حریم مقدس حرم رضوی تا سواحل خلیج همیشه فارس ، میلیونها دل مشتاق، بی آنکه نیازی به فراخوان کسی باشد، پرچم های سه رنگ عزت و غیرت را بر دست گرفتند و آمدند. آمدند تا نشان دهند «خروشی برآمد ز ایران زمین ». آمدند تا با پای برهنه بر خار مغیلان مشکلات، با معشوق خود، انقلاب و رهبری، تجدید پیمان کنند. این سیل خروشان، این «بسیج جهانی»، بوسه ی مهر ملت بر دستان پینه بسته مهندسان گمنام نیروهای مسلح و مدافعان راستین ملت بود. این تصویر، قاب شکوهمندی از ارادت یک ملت به خاک و ناموس خویش بود که تا همیشه تاریخ بر بلندای حافظه این سرزمین خواهد درخشید.
حال، این حماسه مقدس، چونان کاخی بلند و استوار، سربرآورده، اما دیوارهایش هنوز از نقش و نگار تهی است. اینک رهبر حکیم و بصیر ما، با به کار بردن تعبیر آسمانی «بعثت هنرمندان»، تکلیفی تاریخی و دینی بر دوش تک تک شما نهاده است. «بعثت» کلمه مقدسی است؛ یادآور برانگیختگی برای زدودن جهل و تاریکی. بعثت هنرمند، یعنی دمیدن روح حقیقت در کالبد تاریخ، یعنی زنده کردن صحنه هایی که فراموشی بر آن گرد فراق پاشیده، یعنی ساختن حماسه ای جاویدان از جنس کلمه و رنگ و نور، در برابر هیاهوی تبلیغاتی دشمن.
ای شاعران! شما رزم نامه این نبرد را بسرایید. شما را باید با شاهنامه سنجید، که کار فردوسی، احیای هویت ایرانی با اسطوره بود. شما نیز رشادت های سربازان گمنام را با اسطوره های این مرز و بوم پیوند بزنید. مگر نه اینکه «سیمرغ» ما این بار در قالب پهپادهای رزمی، آسمان را از لوث وجود دشمن پاک کرد؟ مگر نه اینکه «رستم دستان»های زمانه، با دستانی برافراشته رو به آسمان، پلیدی شبگردان را به زانو درآوردند؟ از «ضحاک» این روزگار بگویید که چگونه از ضرب شلاق خشم ملت، نقش زمین شد و از خروش «کاوه»وار مردم که هزاران هزار درفش کاویانی را برافراشتند. شعر شما باید حنجره ملتی باشد که فریاد «هل من ناصر ینصرنی» فرزندانش را لبیک گفته است.
ای نویسندگان و اهل قلم! از رازهای ناگفته و پرده های نانموده بنویسید. سنگر شما، سنگر واژه هاست. در برابر روایت قلب حقیقت دشمن، شما «راویان صادق» باشید. پرده از چهره کریه دشمنان بردارید و صلابت و وحدت این اقیانوس مواج ملت را ثبت کنید. از آن لحظه های ناب ایمان بگویید که مادری شهیدپیشه در میان ازدحام جمعیت، چشمانش را به افق دوخته بود و زمزمه میکرد: «این پیروزی، مزد اشکهای مادران میناب است.»
و شما ای سینماگران و نقاشان! چشمها به دستان شما دوخته شده است. قابهای تصویر شما باید به سان ویترینی برای نمایش این مقاومت شکوهمند باشد. صحنه های حضور بی پایان مردم را با قلم موی عشق بر بوم تاریخ نقاشی کنید. نور را بر چهره های مصمم و خسته اما پیروز سربازان بتابانید.
مقاومت را از یک مفهوم انتزاعی به یک تابلوی زنده، به یک پلان سینمایی ماندگار و به یک قطعه موسیقی حماسی بدل کنید که نسلهای بعد با شنیدنش، جانشان از شور غیرت لبریز شود.
امروز، میدان جهاد، تنها در پس خاکریزها نیست؛ میدان اصلی، نبرد روایت هاست. دشمن شکست خورده و هراسان، با تمام قوا به میدان رسانه ها تاخته تا حقیقت را وارونه جلوه دهد. آنها که نتوانستند وجبی از این خاک را تصرف کنند، میخواهند ذهن و دل آیندگان را تسخیر نمایند. وظیفه شما هنرمندان متعهد، خنثی سازی این سموم است. روایت شما، «مطلق حقیقت» است، زیرا از دل جوششی مردمی برخاسته که خود قهرمان این قصه بوده اند.
پس برخیزید و قلمها را بردارید. این فراخوان، یک فراخوان ملی، یک وظیفه شرعی و یک نبرد تمدنی است. برای ایران، این یادگار دیرینه عشق و هنر، قصیده ای بسرایید که هرگز کهنه نشود. کاری کنید که فرزندان این مرز و بوم، قرنها بعد، این حماسه را در آثار شما بخوانند، ببینند و زمزمه کنند و بدانند که «بعثت هنرمندان» در آن روزگار هولناک، چگونه آینه ای در برابر خورشید حقیقت شد تا نورش جاودانه بتابد. هنر شما، جاودانگی حقیقت ماست. به میدان بیایید، که جهان تشنه دیدن این زیبایی بی بدیل است.
انتهای پیام/