
به گزارش خبرنگارخبرگزاری بسیج درشوشتر،دختران مینابی نامی است، آشنا برای مردان و زنان قهرمان ایرانی، دخترانی که برخی از آنها که به سن تکلیف رسیده بودند، شاید شب قبل به مادرانشان گفته بودند فردا روزه میگیرم و مادران سحری ساده اما پر از عشق برایشان آماده کرده بودند.
مردمان خطه جنوب از مظلومترین مردمان ایران هستند و میناب از همه مظلومتر، اما دلم برای بچههای دبستان شجره طیبه میناب شرحه شرحه است.
هیچکس نمیدانست که این آخرین باری است که پای کوچکشان را بر آستانه مدرسه میگذارند، آخرین باری است که دستی مشق شب را مینویسد و آخرین باری است که نام معلم بر زبان کودکی جاری میشود.
دختربچه و پسربچههای کوچک و دبستانی که هیچ چیزی از سیاست و جنگ و تهدید نمیدانستند، تمام دنیایشان کیف مدرسه و کلاس درسشان بود.
آن روز، زنگ آخر هرگز نواخته نشد، کودکان میناب، بیآنکه خداحافظی کنند، کلاس را ترک کردند و به مدرسهای رفتند که گویی نه نمره دارد و نه تکلیف شب. ولی امروز بچه های مسجد علامه شیخ شوشتری(ره) درشهرستان شوشتربه یاد هم کلاسی های خود در مدرسه میناب ،زنگ انشاء آخر آن مدرسه را به پایان رساند ونشان دادند که همیشه به یاد آنها بودند وهستند.
کتابهایشان روی نیمکتها،زیر آوارها ماند، دفترهایشان باز ماند، مدادهایشان غلتید و کنار دیوار ایستاد.
۱۶۸ قلم شکسته، ۱۶۸ کیف مدرسه، ۱۶۸ دفتر مشق و ۱۶۸ دختر کوچک، حالا در آسمان میناب میدرخشند، آنها رفتند تا به دنیا بگویند که کودکان ایران، حتی پشت نیمکتهای ساده مدرسه، در خط مقدم مقاومت ایستادهاند.
درپایان باید گفت:ایران زنده است و استوار، و هیچ جنایتی نمیتواند عشق این ملت به زندگی و آزادی را از بین ببرد.