۱۲ / شهريور / ۱۴۰۵ - 03 September 2026
06:40
کد خبر : 9751718
۱۳:۲۴

۱۴۰۴/۱۲/۲۸
دلنوشته سردار مسلمی به یاد علمدار بسیج، شهید سلیمانی و ملوانان دنا

خون‌بهای علمداران، فتح خیبر است

شلیک ناجوانمردانه و کینه توزانه حرامیان به ناوشکن دنا، اعتراف صریح جریان سلطه از عجز و ناتوانی خود در میدان رزم بود.
سردار سیاوش مسلمی| این روزها تقویم سرزمینم بوی خون و غیرت می‌دهد. رمضان است، اما گویی هلال محرم بر آسمان ایران دمیده است. دشنه کینه صهیون و استکبار، پیکر کودکان معصوممان را لاله باران کرده است، اما شکوه این ماتم، در عروج ملکوتی پیر و مرادمان، رهبر عظیم‌الشأن انقلاب، به اوج رسید. حرامیان زمان پنداشتند با انداختن عمود خیمه انقلاب، قامت این کوه خواهد شکست؛ اما زهی خیال باطل! خون پاک رهبرمان، چونان دمِ مسیحایی، طوفانی از غیرت در کالبد این ملت به پا کرد. نگاه کن! خیابان‌ها دیگر تنها مسیر عبور و مرور نیستند؛ هر کوچه یک سنگر است و هر میدان، یک کربلا. مردم عاشورایی ما، زن و مرد، پیر و جوان، با بغضی مقدس و سینه‌هایی سپر شده در برابر تجاوز وحشیانه دشمن، خیابان‌ها را به تسخیر اراده خویش درآورده‌اند. آن‌ها چونان کوه ایستاده‌اند و موج خروشان حضورشان، دژ تسخیرناپذیرِ این آب و خاک شده است. مردم، خیابان‌ها را با چنگ و دندان و با نثار خون خویش نگه داشته‌اند، تا دلاورمردان نیروهای مسلح ما، با اقتداری حیدری و خیالی آسوده، صاعقه‌وار بر خیمه یزیدیانِ زمان بتازند و تومارِ کفر را در هم بپیچند.اینجا ایران، سرزمین مشت های گره کرده و قامت‌های ایستاده است.و اما دریا... آه از اقیانوسی که تا ابد شرمسار نجابتِ مسافرانِ «دنا» خواهد ماند. آه از مظلومیت ناوچه دنا!
 
سپیدپوشانِ جوان و دریادلان ما، بی‌سلاح و با قلبی سرشار از پیام صلح، دل به موج‌های دوردست سپردند، اما تیرِ ناجوانمردانه آمریکای جهان‌خوار، پهلوی دنا را درید. شلیک ناجوانمردانن و کینه توزانه حرامیان، اعتراف صریح جریان سلطه از عجز و ناتوانی خود در میدان رزم بود.پرستوهای دریایی ما در میان آب و آتش سوختند تا بی‌بال و پر به دیدار معبود بشتابند. پیکرهای سوخته‌شان و آن دریادلانی که تا ابد در اعماق آب‌ها، جاویدان شدند، مرثیه‌ای است که دریا تا قیامت از شرمِ آن خواهد گریست.اما دشمن بداند، دنا غرق نشد بلکه در حافظه حماسی این ملت تکثیر شد.ما پرورده مکتبی هستیم که در آن، سردارانش برای فدا شدن برای مردم از یکدیگر سبقت می‌گیرند. ما پرورده‌ی مکتبی هستیم که وقتی فرعون‌های زمانه برای سرِ سردارانش نرخ تعیین می‌کنند، دلاوری چون شهید لاریجانی، پیش از آنکه خونِ پاکش فدای امنیتِ این خاک شود، با تبسمی از جنس یقین، کلامِ اربابِ بی‌کفن را به رخِ استکبار می‌کشد: «إني لا أرى الموتَ إلا سعادةً، ولا الحياةَ مع الظالمين إلا بَرَماً»«مرگ در نگاه ما سعادتی ابدی است و زندگی با ستمگران، ننگی ملال‌آور.»و در این معرکه خون و جنون، چه جانسوز و در عین حال چه غرورآفرین است جای خالی علمدار بسیج، فرمانده دریادلان، شهید سردار غلامرضا سلیمانی.
 
ای سردار عزیز! آن‌قدر در میان میدان‌ها از شهید و شهادت گفتی، آن‌قدر با چشمانی بارانی در فراق رفقای جامانده‌ات سوختی و از وصل خواندی، تا سرانجام آسمان تو را در آغوش کشید و به آرزوی دیرینه‌ات رسیدی.دشمن زبون صهیونیستی و آمریکایی گمان می‌کند با بر زمین افتادن این علمداران، لشکر خدا متلاشی می‌شود؛ اما کور خوانده است! تاریخِ عاشورا به ما آموخته است که خون، بذرِ رویش است. مگر کلام امیر مؤمنان را در وصف یاران حق نخوانده‌اند که:«بَقِيَّةُ اَلسَّيْفِ أَبْقَى عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً»(آنان که از یاران شهیدشان باقی می‌مانند، پرتعدادتر و روینده‌تر هستند.)امروز از قطره قطره خونِ تو و دیگر شهدایمان، هزاران سروِ تناور و لشکری بی‌کران از بسیجیانِ جان‌برکف روییده است.بگذار یزیدیان با آتش و آهن بتازند؛ ما در کوره این ابتلائات، رویین‌تن شده‌ایم. داغِ کودکان معصوم، فراقِ جانسوزِ رهبر عزیزتر از جانمان و سوختنِ جوانانمان در دلِ اقیانوس، از ما لشکری ساخته است که تا نابودیِ کاملِ ظالمان، شمشیر در نیام نخواهد کرد. ما خیابان‌ها را با خون می‌شوییم، اما پرچمِ این انقلابِ عاشورایی را، هرگز بر زمین نخواهیم گذاشت. صبحِ ظفر، از دلِ همین تاریکی‌ها در حال دمیدن است.

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید