قزوین_ در روزگاری که جنگها دیگر تنها در میدانهای نظامی رخ نمیدهد و جبههها به عرصه رسانه، افکار عمومی و هویتهای ملی منتقل شدهاند، صحنه اهانت به پرچم جمهوری اسلامی ایران در محیط یک دانشگاه، نه تنها یک رفتار هیجانی یا اعتراضی گذرا نیست بلکه هشداری است از این حقیقت که ستونهای هویتی یک ملت هدفگیری شده است.
دانشگاه باید خاستگاه فهم، گفتوگو و تعمیق آگاهی باشد. محل تضارب آرا، نقد سیاستها و حتی اعتراضهای مدنی. اما میان «اعتراض» و «اهانت به نماد ملی» مرزی روشن و غیرقابل انکار وجود دارد. پرچم، ابزار یک جناح یا دولت نیست که با تغییر دولتها معنا عوض کند. پرچم، نماد تداوم تاریخی یک ملت است؛ نماد خاک، خون، فرهنگ و حافظه جمعی.
وقتی صحبت از پرچم میشود، نام پرچم ایران، ذهن را تا دوردستها میبرد. پرچم ایران فقط سه رنگ در کنار هم نیست. هر رنگ آن، روایتگر بخشی از هویت این سرزمین است. روایت جوانانی که در دفاع مقدس زیر همین پرچم برای اعتلای وطن، ایستادند و حتی پیکر بسیاری از این نامآوران به خاک وطن باز نگشته، روایت مادرانی که فرزندانشان را با اشک و افتخار بدرقه کردند و بسیاری از آنها چشمانتظار بازگشت حتی تکهای استخوان از فرزندان عزیز و بینام و نشانشان، راهی دیار باقی شدند، روایت مردمی که زیر سنگینترین تحریمها خم نشدند. بیحرمتی به این نماد، بیحرمتی به همه آن خاطرات و فداکاریهاست.
تاریخ کشور عزیزمان نشان میدهد که ایران با هویت خود زنده مانده است. از حماسههای ماندگار در شاهنامه که پاسداری از ایرانزمین را فریاد میزند، تا مقاومت مردم در سختترین برهههای تاریخی، آنچه این ملت را پابرجا نگه داشته، حس تعلق و غیرت ملی بوده است. پرچم امروز، امتداد همان روایت تاریخی است.
در بسیاری از کشورهای جهان، اهانت به پرچم جرم تلقی میشود و مجازاتهای سنگین و بازدارنده برای آن در نظر گرفته شده است. زیرا قانونگذاران میدانند که تعرض به نمادهای ملی، تعرض به انسجام اجتماعی است و خوب میدانند؛ جامعهای که حرمت مشترکاتش شکسته شود، دیر یا زود دچار گسست میشود.
نکته مهم این است که آزادی بیان، هرچند ارزشی بنیادین و ضروری است، اما هیچگاه به معنای مجوز برای تخریب نمادهای هویت ملی نیست. آزادی بدون مسئولیت، به بینظمی و بیثباتی میانجامد. هیچ کشوری اجازه نمیدهد زیر سایه امنیت و ساختارهای قانونیاش، پرچمش به آتش کشیده شود و این اقدام با عنوان اعتراض توجیه گردد.
آنچه در دانشگاه طب روزهای اخیر رخ داد، نشانهای از ضرورت بازنگری جدی در حوزه فرهنگسازی، آموزش هویت ملی و البته قوانین بازدارنده است. اگر قانون در برابر چنین رفتارهایی صراحت و قاطعیت نداشته باشد، مرزهای احترام عمومی به تدریج فرومیریزد و حرمت نمادهای دیگر نیز آسیب خواهد دید.
امروز مطالبه افکار عمومی، فراتر از واکنشهای مقطعی است. امروز نیازمند وضع و اجرای قوانین شفاف، دقیق و سنگین در قبال هرگونه اهانت به پرچم و مقدسات ملی هستیم؛ قوانینی که هم جنبه بازدارندگی داشته باشد و هم پیام روشنی به جامعه بدهد: نمادهای هویت ملی خط قرمز مشترک همه ماست. چرا که ایران خانه همه ماست.
حقیقت ایران سوختنی نیست. این سرزمین با تاریخ و ایمان و غیرت مردمانش ایستاده است. وظیفه قانون، پاسداری از همین ایستادگی است؛ پاسداری از حرمت نمادی که سایه آن بر سر همه ما گسترده است.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید این اصل مهم را تبیین کرد که؛ اختلافنظرها، هرچقدر عمیق، نباید به ساحت هویت ملی سرریز شود. ایران خانه مشترک همه ماست و پرچم آن، سقف این خانه است. سقفی که اگر حرمتش شکسته شود، امنیت و آرامش همه ساکنان آن در معرض تهدید قرار میگیرد.
و اینجاست که قانون باید با صراحت و قدرت، برای صیانت از وحدت، هویت و کرامت یک ملت وارد میدان شود. حقیقت ایران سوختنی نیست.
این خاک با غیرت مردمانش ایستاده است
و «قانون»، باید پاسدار این غیرت باشد.
سهیلا عظیمی
انتهای پیام/۱۰۱۰